ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - در انتظار مهدى (عج)- قسمت دوم
كه در همين زيارت آمده است:» السلام عليك يا نوراللَّه الذى لايطفاء «؛ سلام بر تو اى نورى كه هرگز خاموش شدنى نيست.
در دعاى ندبه مىخوانيم: «أينَ السَّبَب المتَّصل بَينَ الأرض و السَّماء»؛ اى امام زمانى كه تو سبب بقاى زمين و آسمان هستى. فيض حضرت حق- كه فياض علىالاطلاق است.- آن به آن بايد به فرد فرد موجودات عالم وجود برسد تا آنها باقى باشند. لكن شخصى را مىخواهد كه توسط آن موجود اين فيض از فياض به مفوّض برسد. قاعده اين است. مكرّر عرض شده است، اين نورى كه الان در اين لامپها موجود است به واسطه كارخانه است، اما امكانپذير نيست كه اين سيمها متصل به خود كارخانه باشد. بايد يك ترانسى وجود داشته باشد كه اين نور و حرارت و فيض را معتدلًا به سيمها تحويل دهد. از كارخانه بگيرد و معتدلًا طبق قدرت اين سيمها نور را افاضه بكند. اين وجداناً معلوم است. اگر اين ترانس نباشد و سيمها متصل به كارخانه باشد محترق مىشود. لامپها متلاشى مىشود. امكان ندارد. چرا؟ چون سنخيت نيست. اين لامپها سنخيت با قدرت نور كارخانه را ندارند، نابود مىشوند.
عالم وجود هم سنخيت ارتباط با مقام عالى ربوبى ندارد. لذا بايد يك واسطهاى باشد، شبيه ترانس، كه فيوضات را از مقام ربوبى بگيرد. اين همان است كه از آن به شأن «يدى الحقّى» تعبير مىكنيم. با اين قدرت يدىالحقى كه ارتباط به مقام والايى دارد انوار قدسيه را دريافت و بنا به سنخيت كه با عالم موجود دارد اين انوار را افاضه مىكند. اين است كه بقاى عالم موجود منوط به وجود حضرت بقيةاللَّه است. بعد خودشان فرمودند: «وَ جَعَلنا عَينَه فى عباده وَ لسانَه الناطقَ فى خَلقه»؛ ما به منزله چشم حق هستيم در عالم وجود، ما به منزله زبان حق هستيم در عالم وجود؛ يعنى جميع عالم وجود، منظر ماست. جميع عالم وجود، مأمور به أوامر ماست. و اين در اكثر أدعيه ذكر شده است. رواياتى هم در اين زمينه وارد شده است. در كافى از حضرت صادق (ع) نقل شده است كه آن حضرت خطاب به ابوحمزه مىفرمايد: يا أبا حمزه! مبادا قبل از آفتاب خواب باشى! (بين الطلوعين را نخوابى) به واسطه اينكه در آن موقع حضرت احديت ارزاق عباد را به دست ما تقسيم مىكند. (يقسم الأرزاقَ بَينَ العباد عَلى أيدينا). و لذا در روايات متعددى وارد شده كه از اذان صبح به بعد را بيدار بمانيد.
شخصى از ضيق معيشت شكايت مىكرد. توسّلات زيادى به اميرالمؤمنين پيدا كرده بود و حضرت به او دستور داده بودند بين الطلوعين بيدار بماند؛ يعنى اول اذان را بيدار باش. بعد از خواندن نماز و انجام تعقيبات خوابيدن اشكالى ندارد. اما اول اذان را بيدار باش. جميع موجودات اول اذان صبح بيدار و همه مشغول تحميد و تسبيح خدا هستند «إِنْمِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ» همه مشغول تسبيح خدا هستند. لكن گوش شنوا مىخواهد كه تسبيح موجودات را بشنود. گوشى كه ساز و آواز مىشنود، گوشى كه غيبت و تهمت مىشنود، گوشى كه فحّاشى مىشنود، صداى موجودات را نمىشنود. انسان بايد پاك بشود تا پاكان را تميز دهد و استفاده كند.
حضرت بقيةاللَّه خودشان فرمودند: «إنّى لَامان لاهل الأرض والسَّماء وَ بى يدفَع اللَّه البلاء»؛ من براى زمين و آسمان امان هستم، به واسطه من زمين و آسمان به حال خودش برقرار است و به واسطه من خدا بليه و عذاب را از شما دفع مىكند. چه نفعى بيشتر از اين مىخواهيد بر امام زمان مترتب بشود كه سبب حيات عالم وجود و بقاى آن و سبب دفع بليه از تمام محبين و بندههاى خدا مىشود؟ و لذا امام صادق (ع) مىفرمايد كه: «سبحانَ اللَّه اَّلذى سَخَّرَ للإمام كلَّ شَىء وَ جَعَلَ لَهم مَقاليدَ السَّماوات وَالأَرض»؛ تسبيح مىكنم حضرت حق، جلّت عظمته، كه عالم وجود را مسخر كرد. براى امام و كليد آسمانها و كليد طبقات زمين را به دست او سپرد. عالم وجود مسخر امام است؛ يعنى اراده امام نافذ بر عالم وجود است. حضرت ابا عبداللَّه (ع) قسم ياد كردند «واللَّه ما خَلقَ اللَّه شىء إّلا وَ امرَه بإطاعَته لَنا»؛ قسم جلاله مىخورد كه خدا چيزى را از جمادات و نباتات و حيوانات و مخلوقات و آسمان و زمين و كرات و كهكشانها خلق نكرد، مگر به همه آنها دستور داد از ما اطاعت كنند و فرمانبردارى ما را بكنند. چه نفعى از اين بيشتر مىخواهيد بر امام زمان مترتب باشد؟
قبلًا عرض كرديم وجود مقدس ايشان خليفةاللَّه و جانشين حق است. حضرت بقيةاللَّه خودشان فرمودند: «إنّا غَير مهملينَ لمراعاتكم ولا ناسينَ لذكركم»؛ من شما را رها نكردم (نه من و شما، بلكه عالم وجود را رها نكرده است) من، شما را ابداً فراموش هم نكردم. حضرت بقيةاللَّه