ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - ١- ٤ نظام عادلانه
حاكم كردن احكام قرآن بر هواجس و اميال نفسانى انسان ها را، به عنوان مقدمه برپايى عدالت، چنين توصيف مى كنند:
هواهاى نفسانى را به متابعت هدايت الهى بازمى گرداند، آن زمان كه مردم هدايت الهى را به متابعت هواهاى نفسانى درآورده باشند. آراء و انديشه ها را تابع قرآن گرداند وقتى كه قرآن را تابع آراء و انديشه هاى خود ساخته باشند ... و او به شما نشان خواهد داد كه دادگرى چگونه است و كتاب خدا و سنت را كه متروك شده زنده گرداند.[١]
به دليل همين پيوند ناگسستنى احياى احكام كتاب و سنت و برقرارى عدالت است كه در دعاى عهد طلب مى كنيم:
خداوندا! او را پناهگاه بندگان ستمديده ات و يارى دهنده كسى كه جز تو ياورى ندارد، قرار ده و به وسيله او احكام قرآن را كه تعطيل گرديده برقرار ساز و او را برپا دارنده آنچه از نشانه هاى دينت و سنت هاى پيامبرت، كه درود خدا بر او و خاندانش باد، وارد شده قرار ده.[٢]
١- ٤ نظام عادلانه
تحقق عدالت اجتماعى گذشته از همه شرايط بالا به امر ديگرى نيز نيازمند است و آن وجود يك نظام حكومتى مبتنى بر عدالت است. نظامى كه جايگاه هركس به درستى در آن تعيين شده باشد، همه مسئولان وظايف خود را به درستى بشناسند و بدان عمل كنند و بالاخره همه احساس كنند كه بر كار آنها نظارت وجود دارد و در صورت خطا و لغزش از آنها بازخواست مى شود.
در نظام هاى بشرى بسيار ديده ايم كه حتى با وجود حاكمان عادل و قوانين عادلانه چنانكه بايد و شايد عدالت بر جامعه حاكم نشده و ظلم و ستم در اشكال گوناگون بر مردم جارى شده است و اين همه نبوده است مگر به يكى از دلايل زير: ١. قرار نگرفتن درست اجزاى مختلف حكومت در جاى خود؛ ٢. ناآشنايى كارگزاران با وظايف و مسئوليت هايشان؛ ٣. ضعف نظام بازرسى و نظارت.
در حكومت امام مهدى (ع) نظام حكومتى به شيوه اى شكل گرفته كه امكان ظلم و بى عدالتى به صفر مى رسد. در اين حكومت، اولا چنانكه گفته شد پارساترين و توانمندترين انسان ها به عنوان حكمرانان و كارگزاران برگزيده مى شوند؛ ثانيا وظايف تك تك آنها بى هيچ كم و كاست تعيين مى گردد و حتى به آنها گفته مى شود كه در هنگام حيرت و سرگردانى چه كنند و ثالثا نظارت و بازرسى دقيق و سختگيرانه بر همه كارگزاران اعمال مى شود.
امام صادق (ع) در مورد شيوه گزينش كارگزاران حكومتى در عصر ظهور و نحوه ابلاغ وظايف آنها مى فرمايد:
هنگامى كه قائم قيام كند، براى [اداره] هر يك از مناطق جهان فردى را برگزيده، ارسال مى دارد و به وى مى گويد: پيمان تو به دست توست و اگر با مطلبى مواجه شدى كه آن را نفهميدى و نحوه قضاوت در موردش را ندانستى به دست خود نگاه كن و به آنچه در آن است عمل نما.[٣]
در مورد قاطعيت و سخت گيرى امام مهدى (ع) نسبت به كارگزاران و مجريان متخلف در روايتى از امام على (ع) چنين مى خوانيم:
[قائم ما] قاضيان زشتكار را كنار مى گذارد و دست سازشكاران را از سرتان كوتاه مى كند و حكمرانان ستم پيشه را عزل مى نمايد و زمين را از هر نادرست و خائنى پاك مى سازد، و به عدل رفتار مى كند ...[٤]
در روايت ديگرى قاطعيت و سازش ناپذيرى امام عصر (ع) در برابر كارگزاران ناشايست چنين توصيف شده است:
مهدى [عليه السلام] بخشنده است؛ او درباره كارگزاران و ماموران [دولت خويش] بسيار سختگير است و با ناتوانان و مستمندان بسيار دلرحم و مهربان.[٥]
ادامه دارد
پى نوشت ها:
[١]. ر. ك: الصافى الگلپايگانى، لطف الله، منتخب الاثر فى الامام الثانى عشر (ع)، ص ٤٧٨.
[٢]. ابن حنبل، احمد، المسند، ج ٣، ص ٣٧.
[٣]. المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ٣٦، ص ٣٥١، ج ٢٢٨.
[٤]. سوره اعراف (٧)، آيه ١٢٨.
[٥]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٢٣٢، ح ٥٨؛ همچنين ر. ك: همان، ص ٣٣٩، ح ٨٣.
[٦]. صحيفه نور، ج ٢٠، ص ١٩٩- ١٩٨.
[٧]. نهج البلاغه، ترجمه محمد مهدى فولادوند، كلام ٢٠، ص ٢٦٠.
[٨]. ابن طاووس، ابوالقاسم على بن موسى، الملاحم والفتن، ص ٤٩ و ١٢٢؛ به نقل از: منتخب الاثر، ص ٤٦٩.
[٩]. المروزى، ابوعبدالله نعيم بن حماد، الفتن (نسخه خطى)، ص ٩٥ به نقل از: معجم احاديث الامام المهدى (ع)، ج ٣، ص ٢٩٥، ح ٨٣٢.
[١٠]. النعمانى، محمدبن ابراهيم، كتاب الغيبة، ص ١٢٢. بحارالانوارج ٥٢، ص ٣٥٤، ح ١١٥.
[١١]. بحارالانوار، همان، ص ٣٥٩، ح ١٢٧.
[١٢]. همان، ص ٣٨٦، ح ٢٠٢.
[١٣]. الحاكم النيسابورى، ابو عبدالله محمد بن عبدالله، المستدرك على الصحيحين فى الحديث، ج ٤، ص ٥٥٤.
[١٤]. دخيل، على محمدعلى، الامام المهدى، ص ٢٧١.
[١٥]. نهج البلاغه، ترجمه محمدمهدى فولادوند، خطبه ١٩٨، ص ٢٥٢.
[١٦]. خوانسارى، جمال الدين، شرح غررالحكم و دررالكلم، ج ٦٠، ص ٢٠٧، ح ١٠٠٥.
[١٧]. القندوزى سليمان بن ابراهيم، ينابيع المودة، ص ٤٤٠.
[١٨]. نهج البلاغه، خطبه ١٣٨، ص ١٧٣- ١٧٤؛ بحارالانوار، ج ٥١، ص ١٢٠، ح ٢٥.
[١٩]. بحارالانوار، ج ١٠٢، ص ١١١؛ قمى، شيخ عباس، مفاتيح الجنان، دعاى عهد.
[٢٠]. كتاب الغيبة، ص ١٧٢؛ بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٦٥، ح ١٤٤.
[٢١]. بحارالانوار، ج ٥١، ص ١٢٠، ح ٢٣.
[٢٢]. العسكرى، نجم الدين جعفربن محمد، المهدى الموعود المنتظر عند علماء اهل السنة و الامامية، ج ١، ص ٢٧٠.