ماهنامه موعود
(١)
شماره سى و پنجم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
محتاج توبه ايم
٢ ص
(٤)
نياز عمده امروز كشور ما
٤ ص
(٥)
عدالت اقتصادى
١٠ ص
(٦)
عدالت اجتماعى؛ از آرمان تا واقعيت
١٥ ص
(٧)
40 درصد فقير
١٥ ص
(٨)
آشفتگى در مفهوم، مبنا و مصداق
١٦ ص
(٩)
عكس خانوادگى در جهانى پر از نابرابرى
٢٤ ص
(١٠)
گفتمان عدالت؛ پيش شرط ظهور
٢٦ ص
(١١)
1- امامت؛ نياز بشريت
٢٦ ص
(١٢)
2- نادر بودن دولت
٢٦ ص
(١٣)
3- آفرينش و قوانين تكوينى و تشريعى
٢٦ ص
(١٤)
4- امامت، تابع قوانين تشريع و تكوين
٢٧ ص
(١٥)
5- استضعاف امامت
٢٧ ص
(١٦)
6- ره آورد استضعاف
٢٧ ص
(١٧)
7- انواع حاكميت
٢٧ ص
(١٨)
8- انواع طاغوت ها
٢٧ ص
(١٩)
9- دموكراسى؛ فراگيرترين حاكميت امروز
٢٨ ص
(٢٠)
10- دموكراسى يا حاكميت هوس جمعى
٢٨ ص
(٢١)
11- امامت و حاكميت عدالت
٢٩ ص
(٢٢)
12- دموكراسى؛ در چالش با امامت
٢٩ ص
(٢٣)
13- راه عدالت
٢٩ ص
(٢٤)
14- ظهور عدالت
٣٠ ص
(٢٥)
بر پيشانى شهر
٣١ ص
(٢٦)
گزارشى از همايش امام مهدى، استراتژى انتظار وجهان آينده
٣٢ ص
(٢٧)
برنامه هاى روز اول
٣٢ ص
(٢٨)
برنامه هاى روز دوم
٣٣ ص
(٢٩)
برنامه هاى روز سوم
٣٤ ص
(٣٠)
از بى كران عهد
٣٦ ص
(٣١)
سيماى موعود در قرآن
٣٨ ص
(٣٢)
گلبانگ
٤٠ ص
(٣٣)
بهار حضور
٤٠ ص
(٣٤)
پرنده هاى بهار
٤٠ ص
(٣٥)
اگر نيايى
٤٠ ص
(٣٦)
ققنوس
٤١ ص
(٣٧)
رباعى
٤١ ص
(٣٨)
بشارت
٤١ ص
(٣٩)
شوق وصال
٤٢ ص
(٤٠)
غمين مباش
٤٢ ص
(٤١)
مرا بخوان
٤٣ ص
(٤٢)
شميم نام شما
٤٣ ص
(٤٣)
بازآ عزيز مصطفى!
٤٣ ص
(٤٤)
حسرت نگاه
٤٣ ص
(٤٥)
غزل انتظار
٤٣ ص
(٤٦)
در انتظار مهدى (عج)- قسمت دوم
٤٤ ص
(٤٧)
اركان عدالت موعود
٥٠ ص
(٤٨)
1- اركان و پايه هاى عدالت مهدوى
٥٠ ص
(٤٩)
1- 1 حاكم عادل
٥١ ص
(٥٠)
1- 2 كارگزاران عادل
٥٣ ص
(٥١)
1- 3 قوانين عادلانه
٥٣ ص
(٥٢)
1- 4 نظام عادلانه
٥٤ ص
(٥٣)
عدل الهى و شهيد مطهرى
٥٥ ص
(٥٤)
آرماگدون، عوام فريبى و انتظار مهدى (ع)
٥٦ ص
(٥٥)
فجر مقدس
٦٦ ص
(٥٦)
ادامه حوادث ماه رجب
٦٦ ص
(٥٧)
3- قيام يمانى (از علايم حتمى ظهور)
٦٦ ص
(٥٨)
4- قيام سيد خراسانى
٦٧ ص
(٥٩)
5- نمايان شدن بدنى كاملًا واضح در قرص خورشيد و دستى كه از آسمان اشاره مى كند
٦٨ ص
(٦٠)
6- نداهاى سه گانه
٦٨ ص
(٦١)
7- ثابت ماندن خورشيد و خسوف ماه در شب بدر (نيمه ماه)
٦٩ ص
(٦٢)
چشم انداز تمدن جهانى اسلام
٧٠ ص
(٦٣)
3- 3 برقرارى امنيت
٧٠ ص
(٦٤)
3- 4 سامان دهى اقتصادى
٧١ ص
(٦٥)
3- 5 رشد عقل و گسترش دانش
٧٢ ص
(٦٦)
شرحى بر كتاب استراتژى انتظار
٧٤ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - ١٣- راه عدالت

حق و باطل مشخص مى‌گردد. پس كار دموكراسى و آزادى، حاكم‌كردن هوس‌بر جامعه‌و قانونمند كردن هواى‌نفس است. در حقيقت دموكراسى شكل ديگرى از حاكميت هوس بربشر را ارائه كرده است. درشكل اوّل آن، هوس انفرادى حاكميت داشت و در اين مدل، هوس جمعى.[١]

١١- امامت و حاكميت عدالت‌

عدالت مهم‌ترين نياز بشر و بزرگ ترين گمشده او است و راه تحقق عدالت آن است كه منشأ ظلم و ستم؛ يعنى هواى نفس از قلمرو حاكم و قانون دور شود. «قانونف هوس آلود» ظلم به بار مى آورد، چه هوس فردى باشد و چه هوس جمعى. «حاكم هوسباز»، ستم مى كند، چه با استبداد به حكومت رسيده باشد و چه با انتخاب مردم. راه رسيدن به عدالت، پالايش قدرت و قانون از هوس، و آرايش آن با عصمت است. عصمتف قدرت و قانون تضمين كننده عدالت است و اين چيزى است كه در نظريه امامت وجود دارد. نظريه امامت، در حقيقت هواى نفس را از حوزه قدرت و قانون دور ساخته است و لذا توان اداره عادلانه جهان را دارد.

١٢- دموكراسى؛ در چالش با امامت‌

امروز دموكراسى ايده اى است فراگير كه مبناى آن اين است: همه چيز بايد به خواست و انتخاب بشر باشد. سؤال اين است كه اگر دموكراسى و آزادى مبناى بشر باشد و به عنوان اصل اول در كنش هاى وى پذيرفته شود، آيا مى تواند به امامت گردن نهد و اگر امامت حاكم نشود، آيا عدالت فراگير مى شود؟ براى يافتن پاسخ اين پرسش، ايده دموكراسى را با نظريه امامت مى سنجيم و امامت را بر دموكراسى عرضه مى كنيم تا ببينيم دموكراسى در برابر امامت چه موضعى انتخاب مى كند. در امامت مجموعه اى از اصول ثابت وجود دارند كه هيچ گاه تغيير نمى كنند. يكى از اين اصول، مشخص بودن حاكم يا زمامدار است. در نظريه امامت، شخص امام، با انتخاب مردم به امامت نمى رسد، بلكه مردم امامت او را مى پذيرند. به عبارت ديگر، مردم با انتخاب خود، سمت «امامت ناس» را به وى اعطا نمى كنند، بلكه پيش از اظهار نظر مردم، او امام است، چه مردم او را برگزينند و چه برنگزينند. اگر بنا باشد نظريه امامت حاكميت يابد، امام و زمامدار آن مشخص و معين است و نظر مردم اگر بر خلاف آن باشد، تأثيرى ندارد. اصل ديگر، ثابت بودن قانون است. در نظريه امامت، قانون بر اساس خواست مردم تنظيم نمى شود، بلكه قانون را خداوند متعال تنظيم مى كند و مردم بايد آن را بپذيرند، چه مطابق ميل آنان باشد و چه نباشد. حال اگر مبنا و اصل براى بشر اين باشد كه همه چيز به انتخاب خود او صورت گيرد و تنظيم شود، آيا بشر مى تواند به امامت گردن نهد؟ و اگر امامت حاكم نشود، آيا عدالت فراگير مى شود؟ بدون شك بشر دموكراتيزه شده، نمى تواند نظام ولايت را بپذيرد و به آن گردن نهد.

١٣- راه عدالت‌

پيش از اين گفتيم كه آن چه را مردم برگزينند، حاكم مى شود و گفتيم تا مردم بر مدار دموكراسى و آزادى حركت كنند، امامت حاكم نمى شود و تا امامت حاكم نشود، عدالت به ارمغان نمى آيد. بنابراين، راه عدالت آن است كه بشر محور خود را از دموكراسى و آزادى، به عدالت منتقل سازد. همان گونه كه بشر روزگارى براى فرار از ستم، از سلطنت به دموكراسى منتقل شد، گام بعدى آن است كه براى رسيدن به عدالت، بايد از محوريت دموكراسى و آزادى، به محوريت عدالت منتقل شود.