ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٢ - ٣- ٥ رشد عقل و گسترش دانش
بىگمان، رزق و روزى ها فراوانتر مىگردد.[١] روشن است هنگامى كه پيوند انسانها بر پايه داد و نيكى شكل مىگيرد، بينوايان از ياد نمىروند و هر كسى مرز خود را مىشناسد و به حقوق ديگران، دست دراز نمىكند. در چنين جامعهاى نعمتها و بخششهاى پروردگار بر مردمان فرو مىريزد و بسيارى از گرفتارىهاى اجتماعى، برطرف و بنبستهاى اقتصادى گشوده مىشود و راه براى شكوفا شدن، هموار مىگردد.
در روزگار حضرت مهدى (ع) حيات طيبه، بر پايه ايمان و عمل صالح رخ مىنمايد[٢] از يكسو، آز، مهار مىگردد، مساوات و مواسات دامن مىگستراند، بخل و كنسى و تنگ چشمى، دامن برمىچيند و از ديگر سوى، انگيزهها براى تلاش، بيشتر وخالصتر مىشود و بستر استفاده بهترو سالمتر از طبيعت آماده مىگردد.
طبيعى است كه زمينه فراوانى نعمتها و رونق مسائل اقتصادى نيز پديد آيد و گسترش مىيابد.
امام على (ع) در اين باب سخنى دارد، بدينسان:
... و تفخرج له الأرض أفاليذ كَبدها و تفلقى إليه سلماً، مقاليدها، فيريكم كيف عدل السّيرة و يحيى مَيفتَ الكتاب والسّفنّة.[٣]
... زمين گنجينههاى خود را برون اندازد و كليدهاى خويش را از دَرف آشتى، تسليم او سازد. پس، روشف عادلانه را به شما بنمايد و آنچه از كتاب و سنت مرده است، زنده كند.
امام زمان (ع) در پرتو برنامهريزىها و مديريتهاى خردمندانه، مناسب و برخاسته از نياز جامعه و نگهداشت عدالت، در هر برنامه و تلاشى و پياده كردن آن در تمام زوايا و زمينهها و رواج و گستراندن ارزشهاى دينى و در جامعه و با كمك از امدادهاى غيبى، جامعه الهى- قرآنى را مىسازد و پرچم حق را برمىافرازد. در نظام و تمدّن مهدوى، كارها و پستها، به شايستگان واگذار مىشود. ثروتهاى غصب شده به صاحبان ثروت برگردانده مىشود. بيتالمال از چنگ غارتگران و حرامخواران و خيانت پيشگان به در مىآيد. درهاى رفاه و بهرهمندى سالم از طبيعت و رزق و روزى حلال به روى مردم، گشوده مىشود. ديو فقر، زوزهكشان سرزمين مهدوى را ترك مىكند. همگان در اوج عزت و به دور از هرگونه منّت و ذلّت، روزگار مىگذرانند.[٤]
٣- ٥. رشد عقل و گسترش دانش
در اسلام و در پرتو آن، تمدّن اسلامى، عقل، جايگاه بلندى دارد و ركن حركت، پويش و تلاش به شمار مىرود عقل ستون خيمه دين است و بدون عقل، دين جايگاه حقيقى خود را نمىيابد و بدون عقل، دين شناخته نمىشود و مجهول مىماند. عقل است كه گوهر دين را مىشناساند و به انسان دستور مىدهد تا در برابر آن، سر فرود آورد و به فرمانهايش، گردن نهد. عقل است كه زيبايى دين را مىنماياند و آن را بر اريكه قدرت مىنشاند و انسان را به تماشاى آن وا مىدارد.
عقل، راهنماست به سوى زيبايىها، خوبىها، ارزشها، راستىها و پرهيز دهنده از خطرها. از اين روى، در قرآن به خرد ورزى[٥] انديشيدن،[٦] به علم دين آگاه شدن[٧] و فرزانگى[٨] سفارش بسيار شده است. و در فقه اسلامى، عقل، يكى از منابع چهارگانه اجتهاد به شمار مىرود كه اجتهاد بدون در نظر گرفتن اين ركن مهم و پايه استوار، ناتمام است.
امام صادق (ع) درباره جايگاه عقل در اسلام، در پاسخ پرسندهاى كه مىپرسد: عقل چيست؟ مىفرمايد:
ما عبد به الرّحمن واكتسب به الجنان.
[عقل] چيزىاستكهبهآن، خداوندعبادت مىشود و بهشت به دست مىآيد.
آن حضرت در پاسخ اين پرسش كه: پس آنچه معاويه به كار مىبست چه بود؟ فرمود:
تلك النّكراء، تلك الشّيطنة وهى شبيهة بالعقل و ليست بالعقل.[٩]
آنچه او داشت، نيرنگ و شيطنت بود و آن، مانند عقل بود، نه خود عقل.
عقل، ريشه در بندگى دارد در تمدّن اسلامى، عقل و بندگى، عقل و اخلاق، عقل و ارزشها، عقل و تقوا، پيوند ناگسستنى دارند. هرگاه عقل، با يكى از اينها كه برشمرديم و صدها ارزش والاى ديگر، همراه نبود، از مدار خارج مىشود و جامعه را به نيرنگ مىآلايد و هرگونه سودجويى، استثمار، استعمار و به بردگى واداشتن ديگران و ... خردورزى نام مىگيرد. علم و تكنولوژى كه دستاورد عقل و خرد است، اگر با عقل سالم، عقل به دور از هوى و هوس، عقل به دور از آلودگىها، به كار گرفتهنشود، فاجعه به بار مىآورد، همان فاجعهاى كه امروزه، شاهد آن هستيم.
عقل سالم، عقل محور جامعه انسانى، عقل راهنما به سوى نيكىها، زيبايىها، ارزشها، عقل است كه با اخلاق همراه و هم خانه و همزاد است و جدايى بين آنان در پندار نگنجد.