ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - عدالت اقتصادى
ديگرى از بعد اجرايى. از بعد نظرى و علمى، بايستى كارگزاران جامعه، متخصصان، سياستگذاران و حتى شهروندان تأثيرگذار در جامعه، تعريفى از عدالت داشته باشند؛ بدون داشتن تعريف قابل دفاع مراحل بعدى عدالت را نمى توان طى كرد. مرحله بعد از تعريف نهادينه كردن عدالت است؛ يعنى قدم دوم اين است كه بگوييم قانون از ما خواسته است چنين عدالتى داشته باشيم و اين عدالت بايد جايگاه نهادى پيدا كند و همه موظف باشند به آن عمل كنند. هم چنين قانون بايد ساز و كارهايى را طرح كند كه بتواند با كنترل و هدايت، مشكلات مربوط به خود را حل و فصل نمايد؛ به عبارت ديگر، در واقع يك شرايطى را فراهم بكند كه اگر در بحث عدالت يا قانون مشكلى پيش آمد، بتواند آن را حل كند. اين از بعد نظرى. در بفعد اجرايى به ويژه در زمينه اقتصاد، مديران جامعه بايد شايسته ترين، متخصص ترين، لايق ترين و معتقدترين افراد به سيستم باشند و اعتقاد داشته باشند كه بايد سيستم عادلانه باشد. عدالت نقش كليدى و محورى دارد و معامله ناپذير است. از اين رو اگر كسى دغدغه عدالت واقعى نداشته باشد نمى تواند عدالت را محقق كند. ديگر اين كه در اجراى عدالت نبايد هيچ نوع ملاحظات سياسى، جناحى و امثال اين ها در نظر گرفته شود و هم چنين بايد ابزارهايى براى كنترل خود مجريان اصلى عدالت وجود داشته باشد. در بعد اجرايى عدالت امكان انحراف وجود دارد. به قول «سن»: هيچ كس نيست كه دم از عدالت نزند، هيچكس نيست كه بگويد مثلًا عدالت خوب نيست. مهم اين است كه سيستمى وجود داشته باشد كه در عمل بتواند اين را پياده كند. اگر اين ابزارهاى علمى و عملياتى و اجرايى نباشد به نظر ما عدالت صرفاً يك شعار خواهد بود؛ همه از آن اسم مى برند ولى آن چيزى كه پياده مى شود ممكن است فاصله جدى با عدالت داشته باشد.
در نظم حكومت اسلامى بحث عدالت خودش مى تواند به عنوان مقدمه اى براى رسيدن به اهداف ديگر باشد.
در اين مورد عده اى معتقدند عدالت ابزارى است براى حصول به اصول عالى تر. بنابراين حتى حكومت در مواردى مىتواند عدالت را مخدوش كند و در مقابل عده اى بر اين باورند كه عدالت خودش هدف عالى و مستقلى است و حكومت ابزارى است براى تحقق عدالت. به اعتقاد من ديدگاه دوم ترجيح دارد. از نظر آيات و روايات هم همه چيز براى رسيدن به عدالت است و عدالت ارزشى است معامله ناپذير. اين كه همه علماء و فقها معتقدند كه عدالت در سلسله علل احكام قرار دارد؛ يعنى معامله ناپذير است و حتى آزادى هم نمى تواند عدالت را مخدوش بكند. بنابراين عدالت در مواردى يك امر ذاتى است. در انديشه هاى متفكران و سيره پيامبر و امامان و هم چنين در ديدگاه فقها، عدالت ارزش فوق العاده بالايى است كه چيزهاى ديگر براى آن ابزار محسوب مى شوند. مثلًا فارابى از فلاسفه معتقد است كه حكومت ابزار عدالت است و خود امام خمينى در مواردى مى فرمايند حكومت وسيله اى براى بسط و توسعه عدالت است.
از اينكه در اين گفت وگو شركت كرديد سپاسگزاريم.