ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٧
متعال، ذات مقدسش عين قدرت مطلق است، پس به حكم فطرت، ذات مقدسش، محترم است و هتك حرمت او روا نيست و مخالفت با اوامر و نواهى الهى جائز نمىباشد و به همين دليل، بنده عاصى و گنهكار در قيامت، مسؤول و مؤاخذ به حكم فطرت است.
محبوب نيز به حكم فطرت، محترم است اعم از اينكه محبوب حقيقى باشد يا مجازى؛ زيرا انسان بالفطره عاشق كمال و جمال است و چون ذات مقدس خداوند كمال و جمال صرف است پس او محبوب حقيقى هر انسانى است و چون محبوب به حكم فطرت محترم است پس ذات مقدسش محترم است، و هتك او، به حكم فطرت، روا نيست و مخالفت اوامر و نواهى پروردگار به حكم فطرت جائز نيست. و بنده عاصى و گنهكار در روز قيامت، مسئول و مؤاخذ است كه چرا بر خلاف حكم فطرتش، رفتار نموده است. لذا احترام حاضر، منعم، مقتدر و محبوب، فطرى انسان است و درست به دليل فطرى بودن اين حقائق است كه عصيان و مخالفت با ذات مقدس خداوند متعال كه عين حاضر، منعم، مقتدر، كامل و محبوب در عالم است، جائز نيست. پس عصيان و مخالفتش عظيم است.[١] فطرى بودن گرايش انسان به «دين» نيز مطلبى است كه توسط خداوند متعال در قرآن بر آن تأكيد شده است:
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ [٢].
پس تو اى رسول مستقيم روى به جانب آئين پاك اسلام آور، و پيوسته از طريق دين خدا، كه فطرت خلق را بر آن آفريده است پيروى كن، كه نيست هيچ تغييرى در خلقت خدا، و اينست دين و آيين استوار حق، ليكن اكثر مردم از حقيقت آن آگاه نيستند.
توضيح اينكه دين عبارتست از التزام به حقايقى كه فطرت انسان به آنها ملتزم است و دين هم از همين ماده است، و معنى آن التزام به حقوق و اموال مردم است. حال اگر مراجعه به كتاب ذات خود نماييم و اوراق تكوينى آن را ورق بزنيم، هر آينه درمىيابيم كه فطرت ملتزم به سه چيز است:
اول، التزام به معرفت مبدأ و معاد، به نحوى كه انسان همواره با دو سؤال مهم؛ يعنى از كجا آمدهام و منظور از خلقت من چيست؟ و همچنين به كجا مىروم و پايان كار من به كجاست؟ مواجه بوده است و به تعبير مولوى:
|
از كجا آمدهام، آمدنم بهر چه بود |
به كجا مىروم آخر ننمايى وطنم |