ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٦
لذا به دليل برخوردارى از همين سرشت و خمير مايه الهى است كه انسان بالفطره، خواهان و طالب ارزشهاى متعالى است و به عبارت ديگر خواستار سجاياى الهى، انسانى و اخلاقى؛ همچون حق و حقيقتجويى و دوستدار خير و نيكى، عدل و عدالت، صدق و راستى و امانتدارى و غيره است و درست به همين دليل است كه اساس انسانيت او بستگى به تسلط او بر نفس خويش و قيام عليه تباهكارىهاى نفس اماره او دارد، به همين سبب انسان به ميزانى كه از هواى نفس و تعلقات نفسانى، خود را آزاد مىكند ارزشهاى انسانى و الهى و متعالى او از قوه به فعليت مىرسد. بنابراين خمير مايه گرايشهاى انسانى و الهى در متن و حاق ذات هر انسان- بنا به خلقت و آفرينش ويژه او- به وديعه گذاشته شده است. لذا رسالت انبياى الهى و وحى به عنوان هادى و حامى ارزشهاى انسانى، موجب برانگيختن اين گرايشهاى متعالى در فطرت انسان است.
و از جمله ديگر گرايشهاى فطرى انسان، مىتوان به احترام و «خضوع فطرى انسان به وجود كامل» و صاحب كمالات، اشاره نمود. عارف كامل واصل، استاد عرفان نظرى حضرت امام راحل (ره)، مرحوم حضرت آيتاللَّه محمد على شاهآبادى (ره) در مورد «خضوع فطرى انسان به كامل» مىنويسند:
انسان چون ادراك كمال و جمال در چيزى نمود بىاختيار در قلبش نسبت به او خاضع مىشود و لذا انسان به موجود حىّ، عليم و قادر خاضع مىباشد ولى نسبت به ميت، جاهل و فقير، خاضع نمىباشد. و چون خضوع امرى است نسبى و اضافى؛ يعنى قائم است به طرفين و بدون طرفين تحقق پيدا نمىكند و طرفين آن، خاضع و مخصوع له است. امّا خاضع، فطرت انسان است و مخضوع له فطرت را بايد از طريق خود فطرت خاضعه كشف نمود؛ يعنى مشاهده كرد كه فطرت براى چه چيز منقاد و خاضع است. حال اگر از فطرت خود سؤال كنيد كه: اى فطرت خاضع! نسبت به چه كس، خاضع و منقاد هستى؟ در جواب گويد: من خاضع و منقادم نسبت به وجود حىّ، عليم، قدير، غنى و قيوم كه علم و حيات و قدرت و غنا ذاتى او باشد و اين صفات در ذاتش، تبدّل پيدا نكند، يعنى حيات مبدل به ممات و علم مبدل به جهل و قدرت مبدل به عجز و غنا مبدل به فقر نشود و چنين ذاتى كه مخصوعله فطرت است همان واجبالوجود و هستى صرف است كه قيوم خود و ماسوى اللَّه است.[١]
و از ديگر گرايشهاى فطرى انسان، احترام و خضوع به حاضر، منعم، مقتدر و محبوب است؛ زيرا انسان بالفطره نسبت به حاضر، منعم، مقتدر و محبوب، خضوع فطرى دارد. به نحوى كه حتى اگر حاضر- طفل هم كه باشد- انسان بالفطره در حضور او، رعايت حفسن و قبح اعمال را مىنمايد و به همين دليل است كه رعايت محضر پروردگار به طريق اولى كه حاضر و ناظر بر اعمال بندگان است و به تعبير حكيمانه امام راحل (ره) كه فرمودند:
عالم محضر خداست و در محضر خدا معصيت نكنيد.
براى هر انسانى محترم است. لذا بنده عاصى و گنهكار در روز قيامت در محضر الهى، شرمنده و رو سياه است؛ چرا كه در دنيا، رعايت احترام محضر الهى را ننموده و بر خلاف حكم فطرت پاك خود عمل نموده است. بنابراين بنده عاصى به حكم فطرت مأخوذ است.
منعم و ولى نعمت انسان نيز به حكم فطرت محترم است و حتى حيوانات هم نسبت به منعم خود مثل اسب و سگ وفادارند. لذا رعايت احترام منعم واقعى در عالم كه پروردگار متعال است به طريق اولى، به حسب حكم فطرت، امرى واضح و لازم است.
و مقتدر و قادر نيز به حكم فطرت، محترم است به نحوى كه حتى حيوانات نيز نسبت به موجود قوىتر از خود احترام مىگذارند، لذا چون خداوند