ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٧ - ٤- قيام سيد خراسانى
رسيدن به مسجدالاقصى در فلسطيناست، بلكهگلسرسبد و تاجسر تمام حركتهاى امت اسلامى است كهبهسوى قدس درشتابند. در واقعبايد ابتداى حركت امتاسلام براى رهايى قدسرا از ايران توسط سيد خراسانىو از يمن توسط رهبر مسلمانشان يمانى دانست كه البته روايات حركت يمانى را هدايتجويانه و نماد هدايت توصيف مىكنند.
٤- قيامسيد خراسانى
پرچمهاى خراسانيا پرچمهاىسياهكهدر اينلشكر جمعىاز يارانحضرت مهدى (ع) تحتفرماندهى سيد خراسانىوجود دارد. امامباقر (ع) در حديثى طولانى مىفرمايند:
... سفيانى لشكرىرا بهسوى كوفه مىفرستد كههفتاد هزار نفرند آنها در آنجا بهقتلو كشتار و اسارتمردم مىپردازند در چنين شرايطى پرچمهايى از سوىخراسان بهرهبرى سيد خراسانى نمايان مىشوند كهمنزلگاهها را با سرعت چشمگيرى طىكردهو پشتسر مىگذارند و در ميانآنها عدهاىاز اصحابحضرت مهدى (ع) هستند.[١] اميرالمؤمنين (ع) مىفرمايند:
فرجرا از سهچيز انتظار داشتهباشيد: اختلافاهلشامبر سر آنچيزىكهدر ميانآنهاست، پرچمهاىسياهاز خراسانو هراسو سردرگمىمردمدر ماهرمضان[٢]
و آنحضرت (ع) در حديث طولانى مىفرمايند:
وقتى سپاه سفيانى بهسمت كوفه خارجمىشود آنها را براى (درگيرىو پيروزىبر) اهلخراسان مىفرستد كهآنها همبهجهت (يارى) حضرتمهدى (ع) خارجشدهاند. سفيانىو سيد خراسانيف حاملپرچمهاى سياهبههم مىرسند. در خط مقدمسيد خراسانى، شعيب بن صالح است كه او با سفيانى درباب اصطخر (منطقهشيراز كهنقطه مقابل فرورفتگى خليج فارس است) ميانآنها جنگ خانمانبرانداز و شديدى صورتمىگيرد كهپرچمهاى سياهپيروز شدهو لشكر سفيانىمتوارىو فرارىمىشوند. بهدنبال آنمردم آرزوى (آمدن) مهدى (ع) را مىكنند و او را مىجويند. او همدر مكه قيام مىكند در حالىكه پرچم رسول الله (ص) را بههمراه دارد و آنهمدر زمانى كهمردم از قياماو بهخاطر شدتو مدّتبلايا و فتنهها مأيوس شدهاند.[٣]
احاديثنام و اوصاف برخىاز فرماندهان سپاه خراسانرا چنين بيانمىكند:
سيد خراسانى، رهبر سياسىاى كهدر دستراستش خالىدارد، قائد اعظمو سيد بزرگوارى استكه پرچمهاى نهضتبهنقش او منقوشگشتهاند. شعيب بن صالح جوان گندمگونو تيز فهمىاز اهالى تهرانكه سرپرستىنيروها را برعهدهدارد. گنجهاى طالقان كههمان جوانانمنطقه طالقان (شمالتهران) هستند و اصحاب حضرت مهدى (ع) خواهند شد و احاديث صفتبارز آنها را گنج الهىبودن آنها برشمردهاند.[٤]
روايات بهاينامر اشارهدارند كهايرانيان پس از طولانى شدن جنگ با دشمنان خود؛ با سيدى هاشمى كه شعيببن صالحرا بهعنوان فرمانده سپاهخويش برگزيده بيعتمىكنند. احاديث، ميدانجنگ ايرانيانبا دشمنانشانرا در خارجآن سرزمين؛ يعنى عراقو شامو فلسطين بيانمىكند كهحاكىاز ثباتسياسىآنها در داخلكشور مىباشد؛ البته بهجز آشفتگىمختصرى كهبهواسطه جريان «قرقيسيا» در وضعيت ايران بهوجود مىآيد. از آنجا كهاين واقعه اساساً جنگميان سفيانى، تركها، بعضىاز غربيانو بخشىاز سپاهيانو نيروهاى عراقىاستو با توجه بهاينكه ايرانيانبا ميدانو معركهجنگ فاصلهچندانى ندارند تصميممىگيرند در آنشركتكنند وليكن بهجهت بهبود وضعيت داخلىاز قرقيسيا صرفنظر مىكنند و بهكشور خود بازگشتهو براىمقابلهبا سفيانى كهدر غايلهقرقيسيا پيروز شدهمهيا مىشوند.
هدفقيام ايرانيان آزادىقدس استكه پساز عبور از عراق آنرا فتحكنند. احاديثاز حركتى دستهجمعى و ملّىاز منطقهاصطخر خبر مىدهند كهپساز حوادثحجاز و خروج حضرت مهدى (ع) مىباشد و اهل مشرق براى