ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - آرماگدون، عوام فريبى و انتظار مهدى (ع)
شاهديم كه «پولسرسول» عاملاصلى آنبهشمار مىآيد. در مقالهاىديگر درباره نقشپولس، در تبعيد و انزواىنخستين وارثعيسى (ع) يعنىپترس (سنپيتر) يا همان شمعون- جد گرامى حضرت نرجس (ع)- سخن گفته و به تفصيل درباره تطابق حادث سقيفه با آنچه در كليساى سنپيتر گذشت بهبحث و بررسىپرداختهام. ايننفوذ همهجانبهعناصر تلمودىدر كيشمسيحى به نحوى است كه پس از ظهور نبى مكرم اسلام (ص) و علىرغم ذكر نام شريفش در كتب عهد عتيق و جديد، يهوديان و مسيحيان بسيارى از پذيرش آن حضرت سر مىپيچند و عربى بودن و نه عبرى بودنآننبىمكرمرا عمدهدليل اينسرپيچى معرفىمىكنند. همينحادثهدر آيندهنيز بهوقوع خواهد پيوست. بهعبارتى ورود عناصر يهودىدر كيشمسيحىبه حدى است كه از موعود منتظر اديان چهرهاى مشوه ارائه داده و مردمان را به انتظار پادشاهى اسرائيلى كشانده است. بى مناسبت نيست كه در آستانه سال دو هزار و با طرح مسألهY ٢ k و پيشگويىهاى نوستراداموس، تب مهاجرت به سرزمين قدسشدت گرفتو عدهمعتنابهىاز فرقههاى اهل كلرادو و اوكلاهما بهاينسرزمين مقدسسفر كردند. در چند سالگذشتهو تحتتأثير تبليغات صهيونيستى، شمار بسيارى از فيلمسازان غربى به همين واقعه پرداختهاند و سرى فيلمهاى جنگهاى ستارهاى جورج لوكاس، يا آثارى از قبيل روز استقلال، آرماگدون، ترميناتور و به ويژه فيلم سينمايى ماتريكس بهتبليغمجدد همينعناوينو در پوششىاز داستانهاىعلمى- تخيلى پرداختهاند. فىالمثلاز سرزمينموعود فيلمماتريكسياد مىكنيمكههمانzion يا «صهيون» است! اينروند كهبا ساخت فيلمهاى عظيمى چون «دهفرمان» و «بنهور» در آستانه تشكيلدولت صهيونيستىآغاز شده، در دو سالگذشته شتابى روزافزون گرفتهو همهآنچهدر جهانواقع و پس از حادثه يازدهم سپتامبر اتفاق افتاده، ترجمان عملى همان سناريوست.
اينالبتهامر تازهاىنيست. دويستو اندىسالقبلنيز چنين حركتى توسط كشيشى مسيحى بهنام ويليامميلر انجام گرفت كهمتعاقب آنگروه كثيرى از مسيحيان «ادونتيست» بهظهور قريبالوقوع عيسى (ع) در ماهمارسسال ١٨٤٤ ميلادىباور يافتند. اينتاريخ بهعلت عدموقوع پيشبينى ميلر بهنام «حسرتبزرگ»(The great disappointment) خواندهمىشود. نمونهديگر، تلاشچند دهساله فردى بهنام «شبتابنصبى»، خاخام صهيونيست خوشسيمايى استكهسال ١٦٤٨ را سالظهور مسيحيهودى مىدانست. شبتاىاعلام كردهبود كهروحالهىدر او حلولكردهو او را نجاتبخش اسرائيلو بنيانگذار دولتيهود خواندهاست. جالبآنكه شبتاىپساز سفرهاى گوناگون بهكشورهاى مختلف، عاقبت بهعثمانى مىرود و با اختيار نامىاسلامىخود را «محمدباب» مىخواند! اين «باب»، البتهبا سيد بابمعروف كهفردى ايرانىبوده متفاوتاست. سفر او بهازمير با اعتقاد روزافزون مسيحيان بهظهور قريبالوقوعموعود منتظر همراهمىشود و شبتاىبا سوء استفادهاز اينجو، خود را مسيحيهوديانو عيسويانهر دو مىخواند. بنا بهاعتقاد پيروانشتباى، او كسىبود كهدر سال ١٦٦٦ عاقبتبهارضموعود خواهد رفتو دولتيهود را در آنجا پايهگذارىخواهد كرد. اين دوران همچنين با ظهور خاخامديگرىبهنام «نجمهكوهين» مصادفاستكهاو نيز خود را مسيحيهود خواندهو پيروانخود را بهتشكيل دولت اسرائيل بهعنوان مركزى براى حكومت جهانى يهود دعوتمىكرد.
بهنظر مىرسد اين حوادث تاريخى در دو دههاخير بهنحوى بهجامعه غربى بازگشتهو متأسفانه گروهىاز هموطنانمسلمانما را همزيركانه فريبداده است. ايننويسنده بهعنوانيكى از محققان مسأله مهدويت، از موجسوارى جماعتى كه بهگمان انتظار وجود مقدس امامعصر، روحىفداه، بهآسياب دشمن آبهمكارى مىريزند، بهشدتاظهار برائتكردهو همه كارشناسان فنرا بهلزومبحثاز آسيبشناسى قضيهمهدويتو پالايشاين مبحثاز عناصر تلمودى هشدار مىدهم. استقبالاز جنگدر شرايطىكه دشمن صهيونيستى خود را تا بن دندان مسلح كرده و بر انديشه خام گروهى متعصب سوار گشته، نه نشان شجاعت، بلكه بهانه دادن به دست گروهى است كه قائمه مسيحيان جهان را در جهت وقوعيك جنگصليبى نوآيين، ساماندهى كردهاند. در اينبحران صحبتاز «صلحجهانى» و معرفىچهره حقيقىو معصومامامعصر بهعنوانموعود «مشترك» اديان، وظيفهاى استبس سترگ كهمعالاسف بهشدت به آنبىاعتنايى مىشود. جامعه جهانىدر حالحاضر نيازمند دركى متقابل درباره مسألهموعود و فهموحدت اينموجود منتظر است. اينبندهدر بسيارىاز مقالاتخود بهانطباق موعود منتظر مسيحيانبر امامعصر ما (عج)، تأكيد كردهو بههمدلى همهاديان در اينباره فرا