ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - آرماگدون، عوام فريبى و انتظار مهدى (ع)
جالب توجه اين است كه اغلب نظريات تئورىپردازان بهنام آمريكايى در جهت توجيه منطقى اين رويداد جهتگرفته كهبهعنوان نمونه مىتوان به نظريه مشهور هانتينگتون با عنوان «برخورد تمدنها» اشارهكرد. نكتهمهمو جالبتوجه ديگر، حضور برخىاسامى در ميانباورمندان بهاين تئورى استكهاز جمله سياستگزاران فعلى ايالات متحده محسوب مىشوند و البتهاز حدود سهدهه پيشبهاينسو- يعنىاز اوايلدهه ٧٠ ميلادى- در جهتتحقق ايننقشه تلاشمىكردهاند. فىالمثل دانلدرامفلد و بوشپدر و پسر كههر دو از همفكراندو كشيش صهيونيست هتاك بهپيامبر اسلام (ص) يعنى جرىفالول و پترابرتسون هستند. انتخاببوشپدر و پسر به رياستجمهورى ايالاتمتحده بهپيشنهاد و حمايت فالول صورتگرفته استو فالول همانكسى استكه در طول سىسال گذشته رهبرى موجنوى صهيونيسم مسيحىرا در ايالات متحده بهعهده داشته است. دو شبكه تلويزيونى پترابرتسون و جرى فالول بهطور متوسط قريب بهبيست ميليون خانوار را تحتپوشش دارند و ايندر حالىاست كه اغلب ناظران، شمار معتقدان بهوقوع جنگ هستهاى آرماگدون را تا هفتاد ميليوننفر تخمينمىزنند.
عمدهدليل باورمندان بهالهيات آرماگدون، وجود آياتىدر كتابمكاشفات يوحناست كهبهتلويح از وقوعجنگىدر درهمجدو و با حضور سپاهيانىاز مللمختلف سخنمىگويند. از آنجا كهاز جملهاين حاضران سپاهيانىاز بابل- عراقكنونى- و همچنين شمال آفريقا هستند و هماز آنجا كهدر كتب «عهد عتيق» و «جديد» سخنىاز نژاد زرد گفتهشده، امروزه براى تطبيق اينعناوين بر دوليا ملتهاى كشورهايى چونعراقو ايرانو ليبىو سودانو از سوىديگر چينو كرهشمالى تلاش معتنابهى صورتمىگيرد. چنانكه حتى نظريهپردازانى رسمىچون هانتينگتون عمدهدليل لزوماتحاد مللغربىرا، نزديكى قريبالوقوع تمدنهاى كنفوسيوسىو اسلامىمىدانند. دوستعزيز ما جنابسيد امير حسيناصغرىدر مقالهاىجداگانه بهتطبيق اينتئورىها اقدامكردهاند و تلاقىخطوط اصلىنظريات تافلر، فوكوياما و هانتينگتونرا با تبليغاتكشيشان صهيونيست آمريكايىنشان دادهاند.
نكته مغفولعنه همه اين جهتگيرىها، انطباق كامل پيشگويىهاى دو كتاب يوحنا (سنت جان) يعنى مكاشفات و انجيل، بر وجود مقدس امامعصر (عج) است كه در ادامه مطلب به اجمال به آن اشاره خواهيم كرد، اما پيش از ورود به آن بحث تحليلى اشاره به سابقهاى تاريخى ضرورى بهنظر مىرسد.
قوم يهود از ديرباز در آرزوى تحقق حكومت جهانى خود تلاش مىكردهاند. از جمله تمهيدات اين قوم در جهت تسريع حاكميت جهانى يادشده، تشكيل انجمنهاى سرى و فرقههاى مذهبى خاص بودهاست. فراماسونرى و فرقههايى چون بابيه و بهائيه (كه اين دومى هماينك نيز در اسرائيل پايگاه دارد) از جمله اين انجمنها و فرقهها هستند. معالاسف انديشوران ديگرىاز ساير اقوام- بهخصوص دينمسيح- هر از گاهى بهشعارهاى اينگروه از تندروان يهودى فريفتهشدهو با ورود برخى آموزههاى يهودىبه دينخود بهاينروند سرعتبخشيدهاند. نمونه اينالتقاط را در قرننخست ميلادىو پساز عروج عيسى (ع)