ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - در انتظار مهدى (عج)- قسمت دوم
در عالم أمر است. عالم أمر عالم تجرد است و محيط به ماده و ماديات است؛ يعنى جميع عالم وجود نزد ايشان مثل فندقى است در كف دست ما. همينطور كه من نسبت به يك فندق در كف دستم محيط هستم، محيط به اجزاء آن هستم، حضرت بقيةاللَّه محيط به عالم وجود است. چه نفعى از اين بيشتر مىخواهيد آقا داشته باشد؟
همچنين حضرت مىفرمايد: «مَثَل من، مثل خورشيد است در پس ابر»، همينطورى كه از خورشيد در پس ابر جميع موجودات استفاده مىكنند حضرت هم همين است. عالم وجود از اشعه انوار خورشيد استفاده مىكند. مَثَل ايشان مَثَل خورشيد است. هر مقدار هم اين ابر نازكتر باشد استفاده از نور خورشيد آقا بيشتر مىشود. هر مقدارى هم من و شما معصيتهايمان كمتر باشد، حجابهاى ظلمانى كمتر باشد بيشتر مىتوانيم از وجود ايشان استفاده كنيم.
تقريباً حدود ٥٠٠ نفر در محضر بقيةاللَّه تشرف دارند؛ از نجبا، نقبا، علما و رجال الغيب. آنها را از كرات ديگر نياوردهاند. از همين منظومه شمسى ما و همين قماش من و شما بودهاند. لكن ابرها را و حجابهاى ظلمانى را عقب زدهاند تا توانستهاند از انوار قدسيه استفاده كنند. من و شما هم اگر اين حجابها را كنار بزنيم و خودمان را اصلاح كنيم قطعاً بىبهره نخواهيم ماند. اين فرمايش خود حضرت است.
يكى از دانشمندان خارجى گفته است: همه غذاهايى كه سبب حيات عالم وجود است، تمام اينها در پرتو خورشيد بوده است. آنچه كه وسائل حياتى از براى انسان است تماماً از بركات خورشيد است. دانشمندى مىگويد: اگر انسان خودش را فرزند خورشيد بداند عيب نيست! بعد حضرت بقيةاللَّه خودشان را مثل زدند به خورشيد. الحاصل چه نتيجهاى بهتر از اين از وجود آقا انتظار داريد؟
در زيارت حضرت ابا عبداللَّه (ع) آمده است: «إرادة الرَّب فى مَقادير أموره تَهبط عَلَيكم و تصدر من بيوتكم»؛ آنچه حضرت حق، جلّت عظمته، در مقدّرات عالم وجود تصميم مىگيرد در خانه اهل بيت نازل مىفرمايد و تصميمگيرى از آنجا شروع مىشود و به عالم منتشر مىشود.
امام (ره) در كتاب پرواز در ملكوت خود فرمودهاند كه سقف بيت اميرالمؤمنين و حضرت زهرا (س) عرش الرّحمن است. (روايت را نقل كردهاند). روايت مفصل است و در تفسيرالبرهان آمده است. بعد امام اين مطلب را مفصّلًا وارد شدهاند كه خانه اميرالمؤمنين (ع) و فاطمه زهرا (س)، سقفش عرشالرحمن است. ملائكه مرتب نازل مىشوند و صعود مىكنند. نسبت به عالم وجود و تصميمگيرىهاى عالم وجود الحاصل. بعد در زيارت جامعه مىفرمايد: «مَن أرادَ اللَّهَ بَدَأَ بفكفم»؛ هر كس بخواهد خدا را بشناسد در خانه شما مىآيد و به وسيله شما خدا را مىشناسد. «وَ بكم تقبَل الطَّاعَة المفتَرَضَة وَ لَكم المَودَّة الواجبَة». يكى از منافع امام زمان اين است كه به وسيله محبت و علاقه به امام زمان واجبات ما به درجه قبولى مىرسد. اگر امام زمان را قبول نداشته باشيد اين اعمال و رفتار شما يك شاهى هم ارزش ندارد. كسانى كه ولايت ندارند هيچ ندارند؛ زيرا انسانى كه مىخواهد عبادت بكند و عبادتش مقبول درگاه حق باشد دو طهارت لازم دارد. يك طهارت باطنى، يك طهارت ظاهرى. طهارت باطنى به چه حاصل مىشود؟ به ولايت اهل بيت عصمت و طهارت و طهارت ظاهرى با غسل و وضو و تيمم. تا طهارت باطنى نباشد. عبادات مقبول درگاه احديت نمىشود.
اين هم در زيارت حضرت هست: «أشهَد أنَّ بولايتكَ تقبَل الأعمال»؛ شهادت مىدهم كه به واسطه دوست داشتن شما اعمال من قبول مىشود. امام زمان منظور است. ضمير مفرد است.
چه نفعى از اين بيشتر بر وجود امام زمان مترتب است؟ حالا چنانچه من حضرت امير را قبول داشته باشيم اما امام حسن و امام حسين و بقيه را قبول نداشته باشم. باز هم يك شاهى