ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - خطبه امام على (ع) در روز غدير
فياض بن محمد بن عمر طوسى كه نود سال از عمرش سپرى شده بود، در سال ٢٥٩ ق. گفت: در روز غدير، شرفياب محضر حضرت ابوالحسن على بن موسى الرضا (ع) بودم، گرد ايشان گروهى از ياران خاصشان حضور داشتند كه حضرت، آنان را براى افطار، نگه داشته بودند با اينكه خوراك، عطيه، هدايا، پوشيدنى و حتى انگشترىها و كفشهايى براى خانوادههاى آنان فرستاده بودند.
حضرت، احوال آنان و كسانى را كه پيرامونشان بودند، دگرگون ساختند و سامان بخشيدند.
در آن روز، ابزار و وسايل تازهاى به كار گرفتند، غير ابزارى كه معمولًا روزهاى پيش به كار مىگرفتند و پيوسته ارجمندى و پيشينه روز غدير را يادآور مىشدند. بخشى از سخنانشان اين بود:
پدرم از پدرش امام صادق (ع) و از پدرش امام باقر (ع) و او از پدرش امام سجّاد (ع) و او از پدرش امام حسين (ع) روايت كردند: در روزگار اميرالمؤمنين (ع) يك سال، روز جمعه با عيد غدير همزمان گشت.
اميرالمؤمنين (ع) پس از گذشت پنج ساعت از روز، بر فراز منبر رفتند و خدا را ستودند. ستودنى كه همانند آن شنيده نشده بود، ستايشى كه كسى غير از او درك نمىكرد.
آنچه از آن سخنان به ياد مانده، چنين است:
ستايش، ويژه خداوندى است كه بدون نياز به ستايشگران خويش ستودن را شيوهاى از شيوههاى اعتراف به ذات برين، بىنياز، ربوبى و يگانه خويش ساخته است و سببى براى افزودن رحمتش قرار داد و مسيرى براى جويندگان فضلش و حقيقت اعتراف به منعم بودنش را در نهان واژهها مستور داشت، هرچند الفاظ بزرگ باشد.
و گواهى مىدهم كه معبودى جز خداوند يگانه خويش ساخته است، و سببى براى افزودن رحمتش قرار داد و مسيرى براى جويندگان فضلش، و حقيقت اعتراف به منعم بودنش را در نهان واژهها مستور داشت، هرچند الفاظ بزرگ باشد.
و گواهى مىدهم كه معبودى جز خداوند يگانه بىانباز نيست، شهادتى كه نشانگر اخلاص درونى است و زبان، آن را با عبارتى برآمده از صداقت نهايى مىگويد.
«آفريننده پديدار و نقشپردازى كه داراى نامهاى نيكو است» و «چيزى مانند او نيست». زيرا چيزها به خواست او پديد آمده است پس پديدهاش مثل او نمىشود و گواهى مىدهم كه محمد (ص) بنده و فرستاده اوست و او را از زمان پيشين ويژه خود ساخت. و بر ديگر امتها آگاهانه برگزيد. او همگون آدميزادگان نيست.
خداوند او را انتخاب كرد تا فرماندهنده و بازدارنده از سوى او باشد. و او را جانشين خود در ديگر جهانها ساخت. «چون ديدهها خدا را نمىبيند». و گذر انديشهها بر او نمىافتد و در قلمرو اسرار، گمانهاى پنهان همتايى براى او نمىيابد.
خداوند اعتراف به نبوت رسول اكرم (ص) را قرين اعتراف به خداوندى خويش ساخت و او را با بزرگداشت خود ويژه چيزهايى قرار داد كه هيچ موجودى به او نرسيد.
او بايسته چنين منزلتى بود به جهت پيراستگى و صداقتش چون ويژه چنان مرتبتى نمىگردد كسى كه دگرگونى با او بياميزد و رشته دوستى را پاس نمىدارد كسى كه به دام گمان مىافتد. و خداوند فرمان داد كه بر او درود فرستيم تا بزرگداشتش، افزونتر گردد و راهى باشد، براى اجابت دعاى آن كس كه او را مىخواند، پس خداوند بر او درود فرستاد، گراميش داشت، ارجمندش ساخت و تا آنجا عظمتش داد كه آن را كرانهاى نيست و تا هميشه زمان، چنين است.
بىترديد خداى والا پس از پيامبر (ص) گروه خاصى را ويژه خود كرد. به آنان والايى بخشيد و آنان را تا مرتبت او بالا برده و آنان را به راستى دعوت كنندگان به سوى خود قرار داد. راهنمايانى كه قرن به قرن و زمان به زمان مردم را به سوى او هدايت كنند آنان را از ديرباز به گونه نورهايى آفريد پيش از اينكه هر پديدهاى را پديد آورد.
و خداوند آنان را به ستايش خويش گويا ساخت و سپاسگزارى