ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٠
نگرشى به زيارت آل ياسين
سيد مجتبى بحرينى
قسمت هشتم
السّلام عليك يا ميثاقاللّه الّذى أخذه و وكّده
سلام بر تو اى ميثاق و پيمان خدا كه آن را گرفته و محكم گردانيده است
خوب است ابتدا، كلمه ميثاق و وكّد را معنا كنيم. ميثاق به معناى عهد است بر وزن مفعال و از وَثاق يا وفثاق مشتق است كه ريسمان يا قيدى بود كه اسير و مركب را با آن مىبستند. اين واژه در اصل موثاق بوده كه واو آن به واسطه كسره ما قبل به ى تبديل شده و ميثاق گرديده است.
در حديث حضرت باقر، عليهالسلام، است كه خداوند از شيعيان ما در حالى كه ذرّاتى بودند در روز عالم ذرّ ميثاق و پيمان ولايت ما را گرفته است. توضيح مطلب اين كه در آن روز ارواح به اجساد كوچكى چون مور تعلّق پيدا كرد و از آنها اقرار خواست؛ جمعى اعتراف نمودند و عدّهاى منكر شدند ...[١]
وكّده و أكّده هر دو به يك معنى است؛ چه گاهى واو قلب به همزه مىشود. با واو فصيحتر است و به معناى محكم نمودن و بستن چيزى است.[٢]
در اين جمله به امام زمان، عليهالسلام، به عنوان ميثاقاللّه عرض سلام داريم؛ آن هم ميثاقى كه گرفته و محكم بسته شده است. مقصود از اين تعبير چيست؟ چگونه امام زمان، عليهالسلام، ميثاق خداست و پيمان و عهد پروردگار است؟
نكتهاى كه ابتدا توجه به آن لازم است اين است كه متعلّق ميثاق و پيمان اعمال اختيارى انسان است. مىگوييم: ميثاق بستم كه اين كار را انجام دهم. يا: پيمان منعقد نمود كه اين عمل را ترك كند. هيچ وقت به ذات و نفس آدمى ميثاق تعلّق نمىگيرد. من ميثاق هستم يا شما پيمان هستيد معنى ندارد. پس چگونه در اين جمله كلمه ميثاق، آن هم ميثاق خدا به نفس نفيس امام عصر، عليهالسلام، تعلّق گرفته است؟ (سلام بر تو اى ميثاق و پيمان خدايى.)
يقيناً در اين جمله عنايتى به كار رفته و شدّت مبالغه اين تعبير را موجب شده است؛ همانند: زيدٌ عدلٌ. از بس كه زيد عدالت دارد و عادل است گويا نفس عدل و عدالت است.
عنايت در اين تعبير به يكى از دو جهت مىتواند باشد:
يا آن كه ميثاقى كه از آن وجود مقدس گرفته شده آنقدر شديد و اكيد است كه گويا خود وجود مباركش ميثاق و پيمان شده است. ميثاقى كه خداى، عزّ و جلّ، از حضرتش اخذ نموده؛ ميثاق در اصل غيبت، ميثاق در تحمل مشكلات غيبت، پيمان نسبت به در به درىها، خون جگرىهاى روزگار غيبت، پيمان صبر و پايدارى در برابر بلاياى دوران غيبت و شدائد دوستانش در آن روزگار، تعهد تسليم فرمان و اراده حق بودن نسبت