ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٨ - موعود خداپرستان
به تو اقتدا كنيم، و حضرت مسيح مىفرمايد: كه شما جلو بايستيد، كرامة لهذه الامّة؛ چرا كه خداوند خواسته تا شما را و اسلام را گرامى بدارد.
اين روايت در كتب مختلف شيعه و سنى نقل شده است؛ از جمله كتابف مرقاة المفاتيح فى شرح مشكاة المصابيح كه نوشته محقق فاضلف اهل سنت، القارى است.
بنده انجيلها را بررسى كردم كه درباره هويت حضرت چه مىگويند. نسخههاى دست اول را جستوجو كردم. به نسخهاى كه اصل آن در واتيكان است و تصوير آن در بروكسل، دست يافتم. اين نسخه مربوط به قرن چهارم ميلاد مسيح، يعنى حدود دو قرن قبل از اسلام است و داراى خطى ناخواناست. در آن كتاب، در مورد اوضاعف آخر الزمان، تعبير پاراكليتوس و پركليتوس آمده است. پركليتوس يعنى كسى كه جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد و اين با معناى پاراكليتوس متفاوت است و اين تفاوت را يكى از زبانشناسان متبحّر تأييد كرده است. ما انجيلها را تا قرن پانزدهم ميلادى بررسى كرديم و متوجه شديم كه به مرور زمان اين دو واژه به يك معنا به كار رفته و پركليتوس معناى خود را از دست داده است.
سال پيش، كنگرهاى در تهران به نام اسلام و مسيحيت برگزار شد. علماى مسيحى را دعوت كرديم و من همين مسأله را مطرح كردم. دانشمندترين آنها گفت: من تزى در همين موضوع نوشتهام كه اين دو لغت، دو معنا دارند. از وزارت امورخارجه، (كسى كه به واتيكان هم مربوط بود) اين نوشته را براى ما آورد كه هنوز ترجمه نشده است.
من دنبال اين بحث هستم و انشاءاللَّه به عنايت خود حضرت، بخوبى تنظيم و تدوين مىشود. بسيارى از اهلسنت، درباره هويت ايشان مسأله را حل كرده و هويت شخصى دانستهاند؛ اين جا را بسيار خوب بحث كرده و از گذشتهها صرفنظر كردهاند و اين كار بسيار خوبى است؛ البته اين نه به معناى مسكوت گذاشتن حق است. مرحوم آقاى بروجردى، رحمة اللهعليه، همين پيشنهاد را به شيخ بزرگ الازهر، شيخ محمود شلتوت كرد كه حق، حق است؛ اما اكنون وظيفه جهان اسلام در گرفتن دين و احكام از چه كسى است؟ تمام كتابهاى شيعه و سنى، انگشت اشاره به اهل بيت، عليهمالسلام، دارند. فخر رازى در مسأله جهر مىگويد: عدهاى اجماع بر اخفات كردهاند؛ ولى قرائت على بن ابىطالب جهر است و من اقتدى فى دينه بعلى فقد اهتدى.[١] چه اندازه اين روايت ثقلين از صحابه نقل شده! و همچنين است ساير روايات: آقاى بروجردى، رحمة اللَّه عليه، مىفرمود: بياييد از اهلبيت، عليهمالسلام، اين را اخذ كنيم. بنده عرض مىكنم: آن به جاى خود، اكنون بياييد در هويت حضرت مهدى، عليهالسلام، متفق شويم؛ مثل عبدالرحمن جامى از شخصيتهاى بزرگ اهل سنت، در كتابى به نام شواهد النبوة مىگويد: و انّه الّذى يملأ الأرض عدلًا و قسطاً؛[٢] و روايت حكيمه خاتون را در ولادت حضرت مهدى، عجّلاللَّه تعالىفرجه، نقل مىكند:
وقتى متولد شد، بر دو زانو نشست و سبابه را به سوى آسمان بلند كرد و عطسه نمود و گفت: الحمدللَّه ربالعالمين.[٣] باز هم نقل مىكند: شخصى بر امام حسن عسكرى، عليهالسلام، وارد شد و از جانشين و امام بعدى سؤال كرد. امام حسن عسكرى، عليهالسلام، فرمود: لو لا كرامتك علىاللَّه لا اريتك هذا الولد:[٤] اگر نزد خداوند كرامت نداشتى، اين طفل را به تو نشان نمىداديم. اسم او اسم رسول خدا و كنيهاش كنيه اوست.
پس در اين مسأله هم با برادران اهل سنت اختلافى نداريم و كسانى كه شبههاى دارند، با مقدارى بررسى در كتابهاى خودشان برطرف