ماهنامه موعود
(١)
حماسه دينى در ادب پارسى
٣٨ ص
(٢)
باذل
٣٨ ص
(٣)
حمله حيدرى
٣٨ ص
(٤)
على در قرآن
٤٣ ص
(٥)
نگاهى به تاريخچه برگزارى اجلاس دو سالانه بررسى ابعاد وجودى حضرت مهدى (عج)
٤٤ ص
(٦)
اجلاس مقدماتى
٤٤ ص
(٧)
اولين اجلاس
٤٥ ص
(٨)
محورهاى مقالات در اولين اجلاس
٤٥ ص
(٩)
دومين اجلاس
٤٦ ص
(١٠)
محورهاى مقالات در دومين اجلاس
٤٦ ص
(١١)
سومين اجلاس
٤٦ ص
(١٢)
موعود خداپرستان
٤٧ ص
(١٣)
مهدى، عليه السلام، موعود شيعه و اهل سنّت
٤٩ ص
(١٤)
برترين عبادت
٥٣ ص
(١٥)
رنگ روياهاى من
٥٦ ص
(١٦)
جمال يوسف
٥٨ ص
(١٧)
عذر تقصير به پيشگاه امام عصر، عليه السلام
٦٢ ص
(١٨)
1 در آيات قرآنى و تفاسير اهل سنّت
٦٣ ص
(١٩)
2 در كتب روايى اهل سنّت
٦٥ ص
(٢٠)
3 مبحث انتظار فرج امام زمان، عليه السلام
٦٦ ص
(٢١)
4 وجوب بيعت با امام عصر، عليه السلام
٦٦ ص
(٢٢)
ميعادگاه منتظران
٦٨ ص
(٢٣)
يك كتاب در يك نگاه
٧١ ص
(٢٤)
اخبار موعود
٧٢ ص
(٢٥)
شبكه اطلاع رسانى موعود راه اندازى مى شود!
٧٢ ص
(٢٦)
نگارش مقالات دايرةالمعارف ويژه موعود آخرالزمان آغاز شد!
٧٢ ص
(٢٧)
پيغام سروش
٧٣ ص
(٢٨)
ملحفه سفيد نورانى
٧٤ ص
(٢٩)
حديث نياز
٧٩ ص
(٣٠)
فرقه ها و مهدويت
٨٠ ص
(٣١)
2 بابيه و بهائيه
٨٠ ص
(٣٢)
بابيه
٨٠ ص
(٣٣)
بهائيه
٨٢ ص
(٣٤)
بهائيه پس از بهاءاللَّه
٨٤ ص
(٣٥)
نگرشى به زيارت آل ياسين
٩٠ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٤

روند و فرشتگان و پيامبران و اهل ايمان گرد آنان جمع شوند و درهاى آسمان گشوده شود. چون خورشيد به ميان آسمان رسد، رسول خدا، صلّى‌اللّه‌عليه‌وآله، گويد: پروردگارا، ميعادى كه در كتاب دادى چه شد؟ و آن اين آيه قرآن است: كه اهل ايمان و عمل صالح از شما را خدا وعده داده كه آنها را در زمين جانشين قرار دهد ... (آيه ٥٥ سوره نور.) آنگاه فرشتگان و پيامبران همانند سخن نبى مكرم و پيامبر خاتم را بگويند. سپس محمد و على و حسن و حسين، عليهم‌السلام، به سجده افتند. آنگاه بگويند: بار پروردگارا! غضب كن كه به تحقيق حريم تو هتك شد و برگزيدگان تو كشته شدند. و بندگان شايسته‌ات خوار شمرده شدند. در اين هنگام آنچه خدا خواهد انجام دهد كه آن روز، روز معلوم است.[١]

آرى، هر جا سخنى از وعد و وعده است نشانى از آن بى‌نشان يافت مى‌شود. هر كجا صحبت از ميعاد و موعد است آن وعد و ميعاد به نظر مى‌آيد و هر كجا نامى از موعود به ميان مى‌آيد آن موعود معهود جلوه مى‌كند؛ گويا در عالم وعدى جز او و موعد و ميعادى جز روز ظهور او نيست كه راستى هم اگر موعودى است، اوست و اگر ميعادى است، روز ظهور اوست و اگر وعدى است استقرار حكومت حقّه‌الهيّه به كف با كفايت اوست.

قيدى كه در اين جمله سلام آمده است الّذى ضمنه است كه مطلب را محكمتر مى‌سازد؛ زيرا وقتى چيزى وعده خدا شد تخلف بردار نيست كه‌ إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ.[٢]

وعده خدا- آنگاه كه وعده دهد- تمام است تا چه رسد به اين كه وعده‌اش را ضمانت نمايد.

در ميان ما مرسوم است كه اشخاص معتبر وعده‌شان مورد قبول و پذيرش است. بدون چون و چرا مى‌گوييم: فلانى اگر وعده داده قبول است؛ چون او حرفش دو ندارد؛ سرش برود قولش نمى‌رود؛ نيازى به ضمانت ندارد؛ همين كه گفت: من وعده مى‌دهم، كار تمام است.

چه كسى خوش قولتر از خداست؟ كيست وعده‌اش از وعده خدا معتبرتر؟ امام زمان، عليه‌السلام، وعده خداست. ظهور و قيام او را خدا وعده داده است. نصرت و يارى او را خدا وعده داده است. صرف وعده و نفس قول او كافى و فوق كفايت است تا چه رسد به اين كه اين وعده‌اش را هم تضمين كرده است! وعده‌اى است حتمى؛ امرى است كه تحققش قطعى است؛ بدا بر نمى‌دارد؛ تغيير و تبديل پيدا نمى‌كند.

بر اين اساس است كه فقط بايد به آن وعده دل خوش كرد. فقط بايد در انتظار رسيدن آن ميعاد بود و فقط در فكر آمدن آن موعود كه حقيقت وعد و موعود و ميعاد او و قيام اوست. باقى- هر چه هست- شبه الوعد است؛ بدل الوعد است؛ اسم الوعد است. بچه‌ها را چگونه گول مى‌زنند و چه وعده‌ها به آنها مى‌دهند؟ غير از آن وعد و موعود- هر چه هست- از اين قبيل است. بى جهت به اين طرف و آن طرف توجه نكنيم كه جز خستگى چيزى عائد نمى‌گردد. هر صبح و شام بر وعد حق سلام كنيم و تحقق و انجاز و تنجز عاجل آن را از حق متعال بخواهيم.

السّلام على المهدى الّذى وعداللّه عزّ و جلّ به الأمم أن يجمع به الكلم و يَلّفم به الشّعث و يملأبه الأرض قسطاً و عدلًا و يمكّن له و ينجز به وعد المؤمنين.[٣]

پى‌نوشتها:


[١]. مجمع البحرين، ماده وثق.

[٢]. المنجد، ماده وكد.

[٣]. كمال الدين: ص ٢٦٩ (باب ٢٤ حديث ١١)؛ بحار الانوار ج ٣٦، ص ٢٠٩.

[٤]. اسرار الشهادة، سيد كاظم رشتى (نسخه خطى كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى، شماره ٦٩٧٠)، ص ٢٠- ١٧.

[٥]. همان، ص ٢٩، با اندكى تغيير.

[٦]. همان، ص ٤٠، با اندكى تغيير.

[٧]. همان، ص ٦٤- ٦١؛ با اندكى تغيير.

[٨]. تفسير قمّى ج ١، ص ١٧٢، بحار الانوار، ج ٥، ص ٢٣٦.

[٩]. اصول كافى، ج ٢، ص ٨ (كتاب الايمان و الكفر، باب ٣، ح ١).

[١٠]. سوگند به نور شب تاب، صص ٢٨- ٢٦.

[١١]. اصول كافى ج ١، ص ٤٣١ (كتاب الحجة، باب فيه نكتف و نتفف من التنزيل فى الولاية، ح ٩٠).

[١٢]. تأويل الايات الظاهرة، ص ٧٢٦.

[١٣]. غيبت نعمانى، ص ٢٧٦.

[١٤]. سوره آل عمران، آيه ٩.

[١٥]. بحار الانوار، ج ١٠٢، ص ١٠١؛ مفاتيح الجنان، ص ٥٣٠ (زيارت حضرت صاحب الامر، آداب سرداب).