ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٦ - بهائيه پس از بهاءاللَّه
تعاليم دوازدهگانه او بود. اين تعليم برگرفته از پيشنهاد زبان اختراعى اسپرانتو است كه در اوايل قرن بيستم طرفدارانى يافته بود، ولى بزودى غير عملى بودن آن آشكار شد و در بوته فراموشى افتاد. موارد ديگر تعاليم دوازدهگانه عبارت است از: ترك تقليد (تحرى حقيقت)، تطابق دين با علم و عقل، وحدت اساس اديان، بيتالعدل، وحدت عالم انسانى، ترك تعصبات، الفت و محبت ميان افراد بشر، تعديل معيشت عمومى، تساوى حقوق زنان و مردان، تعليم و تربيت اجبارى، صلح عمومى و تحريم جنگ. عبدالبهاء اين تعاليم را از ابتكارات پدرش قلمداد مىكرد و معتقد بود پيش از او چنين تعاليمى وجود نداشت. اين اصول دوازدهگانه متأثر از تفكر ماسونى و نظريهپردازان مشرب فراماسونرهاى انگليسى است. ماسونيت با نشر اين تعاليم سعى در استحاله تمامى فرهنگهاى مذهبى در تفكر و فرهنگ غربى داشت چنانكه پيامد نشر اين تفكر امانيسم و ليبراليسم مذهب همه روشنفكران گرديد و مبشر جهانى شد كه با تبليغ فرهنگ جهانى سعى در مستولى ساختن فرهنگ و تمدن مغربزمين بر تمامى سرزمينهاى غيرغربى داشت.
پس از عبدالبهاء، شوقى افندى ملقب به شوقى ربانى فرزند ارشد دختر عبدالبهاء، بنابه وصيت عبدالبهاء جانشين وى گرديد. اين جانشينى نيز با منازعات همراه بود زيرا بر طبق وصيت بهاءاللَّه پس از عبدالبهاء بايد برادرش محمد على افندى به رياست بهائيه مىرسيد. اما عبدالبهاء او را كنار زد و شوقى افندى را به جانشينى او نصب كرد و مقرر نمود كه رياست بهائيان پس از شوقى در فرزندان ذكور او ادامه يابد. برخى از بهائيان رياست شوقى را نپذيرفتند و شوقى به رسم معهود اسلاف خود به بدگويى و ناسزا نسبت به مخالفان پرداخت. شوقى برخلاف نياى خود تحصيلات رسمى داشت و در دانشگاه امريكايى بيروت و سپس در آكسفورد تحصيل كرده بود. نقش اساسى او در تاريخ بهائيه، توسعه تشكيلات ادارى و جهانى اين آيين بود و اين فرايند بويژه در دهه شصت ميلادى در اروپا و امريكا سرعت بيشترى گرفت و ساختمان معبدهاى قارهاى بهائى موسوم به مشرقالاذكار به اتمام رسيد. تشكيلات بهائيان كه شوقى افندى به آن نظم ادارى امراللَّه نام داد، زير نظر مركز ادارى و روحانى بهائيان واقع در شهر حيفا (در كشور اسرائيل) كه به بيت العدل اعظم الهى موسوم است اداره مىگردد. در زمان حيات شوقى افندى حكومت اسرائيل در فلسطين اشغالى تأسيس شد و شوقى از تأسيس اين دولت حمايت كرد و مراتب دوستى بهائيان را نسبت به كشور اسرائيل به رئيس جمهور اسرائيل ابلاغ كرد.
بنابر تصريح عبدالبهاء پس از وى بيست و چهار تن از فرزندان ذكورش، نسل بعد از نسل با لقب ولى امراللَّه بايد رهبرى بهائيان رإ؛ برعهده مىگرفتند و هر يك بايد جانشين خود را تعيين مىكرد. اما شوقى افندى عقيم بود و طبعاً پس از وفاتش دوران ديگرى از دو دستگى و انشعاب و سرگشتگى در ميان بهائيان ظاهر شد. ولى سرانجام همسر شوقى افندى، روحيه ماكسوفل و تعدادى از گروه ٢٧ نفرى منتخب شوقى ملقب به اياديان امراللَّه اكثريت بهائيان را به خود جلب و مخالفان خويش را طرد و بيتالعدل را در ١٩٦٣ تأسيس كردند. از گروه اياديان امراللَّه در زمان حاضر سه نفر يعنى روحيه ماكسول و دو تن ديگر در قيد حياتاند و با كمك افراد منتخب بيتالعدل كه به
پىنوشت:
\*. در نگارش اين مقاله، از كتاب دانشنامه جهان اسلام، ج ١، ص ١٩- ١٦، ص ٧٤٣- ٧٣٣ استفاده شد.