ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٤ - بهائيه پس از بهاءاللَّه
ميان بابيان آغاز شد. بابيهايى كه ادعاى او را نپذيرفتند و بر جانشينى ميرزا يحيى (صبح ازل) باقى ماندند، ازلى نام گرفتند و پذيرندگان ادّعاى ميرزا حسينعلى (بهاءاللَّه) بهائى خوانده شدند. ميرزا حسينعلى با ارسال نوشتههاى خود به اطراف و اكناف رسماً بابيان را به پذيرش آيين جديد فرا خواند و ديرى نگذشت كه بيشتر آنان به آيين جديد ايمان آوردند.
منازعات ازليه و بهائيه در ادرنه شدت گرفت و اهانت و تهمت و افترا و كشتار رواج يافت و هر يك از دو طرف بسيارى از اسرار يكديگر را باز گفتند. بهاءاللَّه در كتابى به نام بديع، وصايت و جانشينى صبح ازل را انكار كرد و به افشاگرى اعمال و رفتار او و ناسزاگويى به او و پيروانش پرداخت. در برابر، عزيه خواهر آن دو در كتاب تنبيهالنائمين كارهاى بهاءاللَّه را افشا كرد و يك بار نيز او را به مباهله فرا خواند. نقل شده است كه در اين ميان صبح ازل برادرش بهاءاللَّه را مسموم كرد و بر اثر همين مسموميت بهاءاللَّه تا پايان عمر به رعشه دست مبتلا بود. سرانجام حكومت عثمانى براى پايان دادن به اين درگيريها بهاءاللَّه و پيروانش را به عكا در فلسطين و صبح ازل را به قبرس تبعيد كرد، اما دشمنى ميان دو گروه ادامه يافت. بهاءاللَّه مدت نه سال در قلعهاى در عكا تحت نظر بود و پانزده سال بقيه عمر خويش را نيز در همان شهر گذراند و در هفتاد و پنج سالگى در ١٣٠٨ ق. در شهر حيفا از دنيا رفت.
ميرزا حسينعلى پس از اعلام من يظهره اللهى خويش، به فرستادن نامه (الواح) براى سلاطين و رهبران دينى و سياسى جهان اقدام كرد و ادعاهاى گوناگون خود را مطرح ساخت. بارزترين مقام ادعايى او ربوبيت و الوهيت بود. او خود را خداى خدايان، آفريدگار جهان، كسى كه لم يلد و لم يولد است، خداى تنهاى زندانى، معبود حقيقى، ربّ ما يرى و ما لايرى ناميد. پيروانش نيز پس از مرگ او همين ادعاها را دربارهاش ترويج كردند، و در نتيجه پيروانش نيز خدايى او را باور كردند و قبر او را قبله خويش گرفتند. گذشته از ادعاى ربوبيت، او شريعت جديد آورد و كتاب اقدس را نگاشت كه بهائيان آن را ناسخ جميع صحائف و مرجع تمام احكام و اوامر و نواهى مىشمارند. بابيهايى كه از قبول ادعاى او امتناع كردند، يكى از انتقاداتشان همين شريعتآورى او بود، از اين رو كه به اعتقاد آنان، نسخ كتاب بيان نمىتوانست در فاصله بسيار كوتاه روى دهد. بويژه آنكه احكام بيان و اقدس هيچ مشابهتى با يكديگر ندارند؛ اساس بابيت، از بين بردن همه كتابهاى غيربابى و قتل عام مخالفان بود، در حالى كه اساس بهائيت، رأفت كبرى و رحمت عظمى و الفت با جميع ملل بود. با اين حال ميرزا حسينعلى در برخى جاها منكر نسخ بيان شد.
مهمترين برهان او بر حقانيت ادعايش، مانند سيدباب، سرعت نگارش و زيبايى خط بود. نقل شده كه در هر شبانه روز يك جلد كتاب مىنوشت. بسيارى از اين نوشتهها بعدها به دستور ميرزا حسينعلى نابود شد. نوشتههاى باقيمانده او نيز مملو از اغلاط املايى، انشايى، نحوى و غير آن بود. مهمترين كتاب بهاءاللَّه ايقان بود كه در اثبات قائميت سيد على محمد باب در آخرين سالهاى اقامت در بغداد نگاشت. اغلاط فراوان و نيز اظهار خضوع بهاءاللَّه نسبت به برادرش صبح ازل در اين كتاب سبب شد كه از همان سالهاى پايانى زندگى ميرزا حسينعلى پيوسته در معرض تصحيح و تجديدنظر قرار گيرد.
بهائيه پس از بهاءاللَّه
پس از مرگ ميرزا حسينعلى، پسر ارشد او عباس افندى (١٢٦٠- ١٣٤٠ ق.) ملقب به عبدالبهاء جانشين وى گرديد. البته ميان او و برادرش محمدعلى بر سر جانشينى پدر مناقشاتى رخ داد كه منشأ آن صدور