ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - مهدى، عليه السلام، موعود شيعه و اهل سنّت
عبارات مختلفى وجود دارد، من اهل بيتى، من قريش و رواياتى هم اسم و صفات حضرت مهدى، عليهالسلام، را بيان مىكند. در صحاح و سنن و مسانيد بر عدد ائمه- كه گاهى به خلفا تعبير شده- تصريح شده كه دوازده نفر هستند. در صحيح مسلم آمده:
لا يزال هذا الدّين قائماً حتّى تقوم السّاعة ...[١] اسلام تا قيام قيامت به پاست.
و در شمار دوازده خليفه مىآيد كه همه از قريش هستند و در يك جا مىفرمايد: من ولد الحسين يا تعبير دوازده امير كه در صحيح بخارى آمده است.
در روايتى مىخوانيم:
لا تزال هذه الامه مستقيما امرها ظاهره على عدوها حتى يمضى منهم اثنى عشر خليفه ثم يكون المرج (او الهرج).[٢] وقتى دوازدهمين آنان حكومت كند، بعد از آن نهايت عالم است و اين ممكن نيست، جزاينكه يكى از اينان طول عمر زيادى داشته باشد؛ زيرا تا نهايت عالم، دوازده نفر خواهند بود.
از انس بن مالك هم روايتى نقل شده است كه:
لم يزل هذا الدين قائما الى اثنى عشر فاذا هلكوا ...
زمين مردمش را نابود مىكند. پس بعد از حكومت اينان نهايت عالم است و بايد با اين دوازده نفر واقع گردد؛ پس حتما طول عمرى در اين ميان لازم خواهد بود.
از ابن مسعود كه اهل عراق بود، پرسيدند: آيا از پيامبر، صلىاللهعليهوآله، نپرسيدى بعد از آن حضرت چند نفر مىآيند؟ گفت: پرسيدم و ايشان فرمود: اثنى عشر عده نقباء بنى اسرائيل[٣]
در روايتى هم آمده: عده اصحاب موسى، عليهالسلام.
ابن كثير در تاريخ خود مىگويد:
قد روى مثل هذا عن عبدالله بن عمر، حذيفه و ابن عباس.
پس اين روايات دلالت مىكند كه طول عمرى در كار است. ممكن است كسى بگويد: اين خلاف عادت بشرى است كه كسى اين مقدار عمر كند. در قرآن آمده است كه حضرت نوح نهصد و پنجاه سال در بين قوم خود زندگى كرد. (و اين قبل از طوفان است) حال چه اندازه بعد از اين قضيه زندگى كردهاند، بايد به اين مقدار اضافه كرد. ثانيا: نوع اهل اديان، بخصوص مسلمانان معتقدند كه خاصيت هر شىء را خداوند به او عطا نموده و اگر بخواهد سوزندگى را از آتش مىگيرد و براى حضرت ابراهيم، على نبينا و آله و عليهالسلام، برد و سلام مىكند يا حضرت عيسى بن مريم، على نبينا و آله و عليهالسلام، بدون بودن پدرى، در كنار مادر، مىآفريند. خداوند اگر چيزى را اراده كند، واقع مىشود.
گذشته از اين مطالب، عدد دوازده در كتب گذشته، مثل تورات آمده است. ابن كثير مىگويد: در توراتى كه دست اهل كتاب است، اين معنا وجود دارد كه خداوند به حضرت ابراهيم بشارت اسماعيل را داد و اينكه از ذريه او دوازده نفر مىآيند كه داراى فلان خصوصيات هستند. ابن تيميه مىگويد: اينها غلط و اشتباه بزرگى است. اين مطالب از يهوديانى است كه به مذهب اهلبيت، عليهمالسلام، گراييدند؛ به ظن اين كه اين دوازده نفر آنان هستند. از اين حرف او معلوم مىشود كه يهوديان آن زمان با تورات آن زمان مىفهميدند كه اين دوازده نفر، اوصياى پيامبر، صلىاللهعليهوآله، هستند. بنده لفظ عبرى آن را از كتابهاى گذشتگان يافتهام كه در سفر تكوين است.
سؤال و جواب
در مورد علامات ظهور توضيح دهيد؟
اين مبحثبسيار مفصل است. علايم دو قسم است:
١- علامات ظهور مربوط به قبل از قيام
٢- علامات متصل به قيام آن حضرت. اينجا نكتهاى بايد بگويم و آن اينكه وعده داده شده به حضرت موسى، عليهالسلام، در قرآن بعد از ٣٠ روز است؛ حال ٤٠ استيا ٥٠ يا بيشتر، همه اينها بعد از ٣٠ روز است. اين حكمتى است، براى امتحان مردم. پس بخشى از علايم براى امتحان مردم است؛ مثلا در روايات آمده است كه اين قضايا بعد از ظهور رايات سود (سياه) از خراسان خواهد بود؛ يعنى قيام بنى العباس؛ ولى چند سال و چند مدت بعد از اين اتفاق؟! معلوم نيست.
اما آنچه قريب است، يكى خروج