ماهنامه موعود
(١)
حماسه دينى در ادب پارسى
٣٨ ص
(٢)
باذل
٣٨ ص
(٣)
حمله حيدرى
٣٨ ص
(٤)
على در قرآن
٤٣ ص
(٥)
نگاهى به تاريخچه برگزارى اجلاس دو سالانه بررسى ابعاد وجودى حضرت مهدى (عج)
٤٤ ص
(٦)
اجلاس مقدماتى
٤٤ ص
(٧)
اولين اجلاس
٤٥ ص
(٨)
محورهاى مقالات در اولين اجلاس
٤٥ ص
(٩)
دومين اجلاس
٤٦ ص
(١٠)
محورهاى مقالات در دومين اجلاس
٤٦ ص
(١١)
سومين اجلاس
٤٦ ص
(١٢)
موعود خداپرستان
٤٧ ص
(١٣)
مهدى، عليه السلام، موعود شيعه و اهل سنّت
٤٩ ص
(١٤)
برترين عبادت
٥٣ ص
(١٥)
رنگ روياهاى من
٥٦ ص
(١٦)
جمال يوسف
٥٨ ص
(١٧)
عذر تقصير به پيشگاه امام عصر، عليه السلام
٦٢ ص
(١٨)
1 در آيات قرآنى و تفاسير اهل سنّت
٦٣ ص
(١٩)
2 در كتب روايى اهل سنّت
٦٥ ص
(٢٠)
3 مبحث انتظار فرج امام زمان، عليه السلام
٦٦ ص
(٢١)
4 وجوب بيعت با امام عصر، عليه السلام
٦٦ ص
(٢٢)
ميعادگاه منتظران
٦٨ ص
(٢٣)
يك كتاب در يك نگاه
٧١ ص
(٢٤)
اخبار موعود
٧٢ ص
(٢٥)
شبكه اطلاع رسانى موعود راه اندازى مى شود!
٧٢ ص
(٢٦)
نگارش مقالات دايرةالمعارف ويژه موعود آخرالزمان آغاز شد!
٧٢ ص
(٢٧)
پيغام سروش
٧٣ ص
(٢٨)
ملحفه سفيد نورانى
٧٤ ص
(٢٩)
حديث نياز
٧٩ ص
(٣٠)
فرقه ها و مهدويت
٨٠ ص
(٣١)
2 بابيه و بهائيه
٨٠ ص
(٣٢)
بابيه
٨٠ ص
(٣٣)
بهائيه
٨٢ ص
(٣٤)
بهائيه پس از بهاءاللَّه
٨٤ ص
(٣٥)
نگرشى به زيارت آل ياسين
٩٠ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩١

به امَد و مدت غيبت و همچنين تعهداتى كه خداى لطيف از آن وجود شريف نسبت به ظهور و قيام و اقامه عدل و داد در سطح هستى و تأسيس حكومت حقّه‌الهيّه در محدوده آفرينش گرفته است و هكذا ساير تعهدات و مواثيق محكم و استوارى كه از حضرتش اخذ شده ... همه و همه اسرارى است ميان او و خدايش و رازهايى است در بين آن عبد و معبود.

آن مسؤوليت خطيرى كه خدا به دوش او نهاده و آن بار سنگين و اعبايى كه بر دوش شريفش گذارده است مسؤوليت و بارى است كه از آغاز عالَم به كسى عرضه نشده و با شانه كسى آشنا نگرديده است. اين چنين بار سنگينى ايجاب مى‌كند كه پيمان و ميثاق نسبت به آن، آن قدر شديد و اكيد گرفته شود كه گويا صاحب اين ميثاق خود نفسف ميثاق است و دهنده اين پيمان خودش پيمان.

از احاديث لوح و اخبار خواتيم استفاده مى‌شود كه كتابچه‌هايى مهر كرده و مختوم از آن عالم براى هر كدام از معصومين، عليه‌السلام، آمده كه به آنچه در آن نوشته شده بوده عمل مى‌كردند. در واقع نوشته‌هاى آن صحيفه‌ها همان حقايقى بوده كه از حضراتشان در عوالم گذشته پيمان گرفته بودند و آنان ميثاق سپرده بودند.

رسول خدا، صلّى‌اللّه‌عليه‌وآله، فرمودند:

انّ‌اللَّهَ عزّ وجلّ أنزل عَلى اثنتا عشر صحيفة اسم كلَّ امام خاتَمه و صفته فى صحيفته.[١] بدرستى كه خداى، عزّ و جلّ، بر من دوازده صحيفه نازل فرمود كه اسم هر امامى بر مهر آن رقم خورده و صفتش در كتابچه مخصوص به خودش ثبت شده است.

در آن عالم از هر امامى پيمان آنچه بايد انجام دهد گرفته‌اند و در اين عالم به عنوان دستورالعمل بر او عرضه داشته‌اند؛ چنان كه ميثاق تشنگى و شهادت، پيمان خون و اسيرى با سيدالشهدا، عليه‌السلام، بستند و از او عهد وفا نسبت به همه آنها گرفتند.

در اين زمينه صاحب اسرارالشهادة بيانى مستوفى و شرحى گسترده آورده و آن را با آيات و روايات بسيار همراه نموده است كه قسمتى از آن را مى‌آوريم:

منادى حقّ متعال كه در عوالم سابقه ندا داد: كيست در مقام رفع ظلمات بر آيد؟ حضرت سيدالشهداء، عليه‌السلام، در مقام تلبيه برآمد و پاسخ مثبت به اين ندا داد كه: حاضرم خودم و عيالم و اولاد و هر چه در اختيار دارم در راه رضاى تو از دست بدهم و لذاست كه هر چه متعلق به آن حضرت است با همه آنچه متعلق به ساير حضرات معصومين، عليهم‌السلام، است، از اشك و تربت و حرم و زيارت فرق دارد.[٢]

خداوند وحى نمود كه اين معنى جز با رضايت جد و پدر و مادر و برادر و ابرار از فرزندانت تمام نمى‌شود و امر كرد قلم اول را كه در لوح، عهدى به اين مضمون بنويسد. آن (لوح) را به خدمت رسول خدا، صلّى‌اللّه‌عليه‌وآله، و به حضور اميرالمؤمنين، عليه‌السلام، و به محضر صديقه كبرى، عليهاالسلام، و حضرت مجتبى، عليه‌السلام، آورده و همگى با گريه و فغان آن را به خاتم خود مختوم نمودند.[٣]

سرانجام آن عهد را به خود سيّدالشهدا دادند. آن حضرت هم خاتم شريف را بر آن نهاد و روح القدس به امر ذات كبريا آن را گرفت و در خزائن غيبى حفظ نمود. از آن روز، خداى امام حسين حضرتش را به سيّدالشهدا ملقّب نمود و به ابوعبداللّه مكنّى ساخت.[٤]

چون امام حسين، عليه‌السلام، يكّه و تنها ماند و ناله استغاثه‌اش بلند شد، اركان عرش به لرزه آمده و جوش و خروش در آسمانها و فرشتگان پديد آمد. در اين ميان، صحيفه‌اى از آسمان در دست شريفش قرار گرفت. فَلَمّا فَتَحها رأى انّها هى العهد المأخوذ عليه بالشَّهاده قبلَ هذه الدّنيا. ديد همان عهدى است كه قبل از اين عالم از حضرتش گرفته‌اند نسبت به شهادت و چون به پشت آن نگاه كرد، ديد نوشته شده كه ما شهادت را بر تو حتم ننموديم. اختيار با خود توست؛ اگر مى‌خواهى اين بليّه را بر داريم و همه هستى در اختيار و تحت حكم و فرمان تو هستند. هر چه بخواهى امر كن كه همه در انتظار فرمان تواند. در اين حال حضرتش آن صحيفه را به آسمان افكند و اظهار رضايت و به نفس نفيسش مباشرت قتال نمود.[٥]

با صاحب زيارت شريفه آل يس‌