ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - خلق خوش مصطفى صلى الله عليه وآله
بهترين شريكان بود؛ نه لجاجت مىكرد، نه جدال مىكرد، نه بار خود را بر دوش شريك مىگذاشت، نه با مشترى بدرفتارى مىكرد، نه به او زيادى مىفروخت نه به او دروغ مىگفت؛ درستكردار بود. همين درستكردارى او بود كه جناب خديجه را شيفته او كرد.
رفتارش با مردم، رفتار خوش بود؛ در جمع مردم، هميشه بشاش بود، تنها كه مىشد، آن وقت غمها و حزنها و همومى كه داشت، آنجا ظاهر مىشد. هموم و غمهاى خودش را در چهره خودش جلوى مردم آشكار نمىكرد؛ بشاش بود.
آن بزرگوار را خيلى مختصر عرض مىكنم؛ اما واقعاً ساعتها وقت لازم است كه انسان درباره خصوصيات اخلاقى پيامبر حرف بزند. من فقط براى عرض ارادت و براى اينكه به گويندگان و نويسندگان، عملًا عرض كرده باشم كه نسبت به شخصيت پيامبر قدرى بيشتر كار بشود و ابعاد آن تبيين گردد- چون درياى عميقى است- اين چند دقيقه را به اين مطالب مىپردازم. البته در كتابهاى فراوانى راجعه به نبىاكرم به اين مطالب مىپردازم. البته در كتابهاى فراوانى راجعه به نبىاكرم به طور متفرق راجعه به اخلاق آن بزرگوار مطالبى هست، آنچه كه من در اينجا ذكر كردم، از مقاله يكى از علماى جديد- مرحوم آيت الله حاج سيد ابوالفضل موسوى زنجانى- است كه مقالهاى در همين خصوص نوشتهاند و من از نوشته ايشان- كه جمعبندى شده و مختصر و خوب است- استفاده كردم.
به طور خلاصه اخلاق پيامبر را به اخلاق شخصى و اخلاق حكومتى تقسيم مىكنيم؛ به عنوان يك انسان، خلقيات او؛ و به عنوان يك انسان، خلقيان او؛ و به عنوان يك حاكم، خصوصيات و خلقيات و رفتار او. البته اينها گوشهاى از آن چيزهايى است كه در وجود آن بزرگوار بود؛ چندين برابر اين خصوصيات برجسته و زيبا در او وجود داشت كه من حالا بعضى از آنها را عرض مىكنم. آن بزرگوار، امين، راستگو، صبور و بردبار بود. جوانمرد بود؛ از ستمديدگان در همه شرايط دفاع مىكرد. درستكردار بود؛ رفتار او با مردم، بر مبناى صدق و صفا و درستى بود. خوشسخن بود؛ تلخزبان و گزندهگو نبود. پاكدامن بود؛ در آن محيط فاسد اخلاقى عربستان قبل از اسلام، در دوره جوانى، آن بزرگوار، معروف به عفت و حيا بود و پاكدامنى او را همه قبول داشتند؛ آلوده نشد. اهل نظافت و تميزى ظاهر بود؛ لباس، نظيف؛ سر و صورت، نظيف؛ رفتار، رفتار با نظافت. شجاع بود و هيچ جبهه عظيمى از دشمن، او را متزلزل و ترسان نمىكرد. صريح بود؛ سخن خود را با صراحت و صدق بيان مىكرد. در زندگى، زهد و پارسايى پيشه او بود. بخشنده بود؛ هم بخشنده مال، هم بخشنده انتقام؛ يعنى انتقام نمىگرفت؛ گذشت و اغماض مىكرد. بسيار با ادب بود؛ هرگز پاى خود را پيش كسى دراز نكرد؛ هرگز به كسى اهانت نكرد. بسيار باحيا بود. وقتى كسى او را بر چيزى كه او بجا مىدانست، ملامت مىكرد- كه در تاريخ نمونههايى وجود دارد- از شرم و حيا سرش را به زير مىانداخت. بسيار مهربان و پرگذشت و فروتن و اهل عبارت بود. در تمام زندگى آن بزرگوار، از دوران نوجوانى تا هنگام وفات در شصت و سه سالگى، اين خصوصيات را در وجود آن حضرت مىشد ديد.
من بعضى از اين خصوصيات را مقدارى باز مىكنم:
امين بودن و امانتدارى او آن چنان بود كه در دوران جاهليت او را به امين نامگذارى كرده بودند و مردم هر امانتى كه برايش خيلى اهميت قايل بودند، دست او