ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - ١ حس حقيقت جويى و نياز فطرى به يك جهان بينى جامع نگر
يا برعكس باخدا و باهدف بدانيم. اگر دنيا سراسر پوچى و بيهودگى است كه بايد با هفتتير خودكشى كنيم. اما اگر دنياى ديگر را بپذيريم داراى هدف و آرمان خواهيم شد. راه سومى وجود ندارد. گيتون ادامه داد:
ميتران به من گفت: بايد كتابى درباره انتخاب بين باخدايى و بىخدايى و هدفدار بودن يا پوچى و بىفرجامى بنويسم و من اين كار را شروع كردهام. هر كس بايد بين اين دو يكى را انتخاب كند، كسانى كه اسرار را مىپذيرند خوشبخت هستند. بشر ابتدا تاريك است اما به تدريج از قعر چاه بالا و بالاتر مىآيد و بالاخره به روشنايى مىرسد.[١] بىترديد كليد دستيابى به تفسيرى واقعى و روحانى و دلپذير از هستى و واقعيت وجود انسان در گرو توجيه خداپرستى است، در واقع مشكل اصلى بشر معاصر عدم اعتقاد واقعى به خداست، حضرت امامخمينى، قدسسرّه، در بيان اين معادله با صدور پيامى به رئيسجمهورى وقت شوروى سابق، مرقوم فرمودند:
جناب گورباچف، بايد به حقيقت روى آورد، مشكل اصلى كشور شما مسأله مالكيت و اقتصاد و آزادى نيست، مشكل شما عدم اعتقاد واقعى به خداست، همان مشكلى كه غرب را هم به ابتذال و بنبست كشيده و يا خواهد كشيد. مشكل اصلى شما مبارزه طولانى و بيهوده با خدا و مبدأ هستى و آفرينش است.[٢]
به عنوان مؤيد كلام حضرت امام استشهاد مىجوييم به اظهاراتى از سوى جورجى ان گير نويسنده و تحليلگر معروف آمريكايى وى مىنويسد:
نبود معنويت زيربناى مشكلات امروز جامعه آمريكاست ... امروزه همه مردم بر اين باورند كه انسان حق دستيابى به رشد و توسعه مادى را دارد اما اين رشد و توسعه بدون وجود سيستمى معنوى كه زيربناى قوانين و مقررات كشورى را شكل دهند امكانپذير نيست ...[٣]
حقيقتجويى بشر معاصر و نياز ذاتى او به يك جهانبينى الهى كه به خوبى از عهد تفسير هستى و جهان پيرامون او برآيد، يكى از عوامل اصلى رويكرد دينى بشر معاصر است. بخشى از سخنان يكى از تازه مسلمانان را مورد توجه قرار مىدهيم. خانم انگريه (سعيده) تازه مسلمان آلمانى از هامبورگ در مورد علت مسلمان شدن خود مىگويد: در اثر پيدا نكردن جوابهاى منطقى از لحاظ اعتقادى از مذهب پروتستان كناره گرفتم و سعى كردم خودم به دنبال مفهوم و هدف زندگى باشيم كه البته جستجوى من بىفايده بود.
وى با اشاره به راهنمايىهاى مربى مسلمانش مىگويد: او به من كتابى به نام جهانبينى و زندگى در اسلام هديه كرد كه شديداً مرا تحت تأثير قرار داد و مجذوب خود كرد. جهانبينى اسلامى مرا به لرزه آورده بود و در آن لحظه گويى بروشنى متوجه مفهوم زندگى و منطق جهان هستى و كل موجودات شده بودم و حس مىكردم كه تازه متولد شدهام. من اصول اسلام را خيلى سريع پذيرفتم و احساس مىكردم نورى چشمانم و قلبم را روشن كرده است.
وى اضافه مىكند: تازه مىفهميدم كه انسان غربى در واقع از كنار زندگى مىگذرد و فقط با حرص و سعى مداوم به دنبال پول و قدرت مىرود و قادر به فهم مفهوم هستى نيست. وى با اشاره به تأثيرات معنوى فضاى ايران اسلامى و ...
بر او مىگويد: تازه مىفهميدم چرا سعى مىشد تا چهره امام خمينى براى دنياى غرب و اروپا ناشناخته بماند.[٤]
ادامه دارد
پىنوشتها:
[١]. فلسفه و هدف زندگى، مؤسسه انتشارات قديانى، چاپ اول ١٣٧٥، ص ١٨.
[٢]. دكتر آريح لاروت، استاد دانشگاه گريگورى، مدير مركز هماهنگى تحقيقاتى فدراسيون بينالمللى دانشگاههاى كاتوليك: سخنرانى در دفتر مطالعات وزارت امور خارجه، مجله كلمه دانشجو، ش ٧٣/ ٣/ ١٧، ١٥.
[٣]. كيهان فرهنگى، ش ١٢.
[٤]. از پيام تاريخى حضرت امام به رئيس جمهورى وقت اتحاد جماهير شوروى سابق.
[٥]. روزنامه جمهورى اسلامى، به نقل از واشنگتن تايمز، ٧٣/ ١٠/ ٣.
[٦]. پيام زن، چاپ دفتر تبليغات اسلامى قم، ش مهر ٧٤.