ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣ - سرمقاله (رانده بهشت حضور!)
غيبت بلاى بزرگى بود، دردى جانكاه، مجازاتى سخت و آزمونى عظيم بى آنكه كسى بداند چه وقت به پايان مىرسد اما از آن بزرگتر و دردناكتر غفلت ما بود، تجربه زندگى بى او چنان امر را مشتبه ساخت كه پنداشتيم بى او هم مىتوان سكوت سنگين غيبت و وسيلهاى براى بر هم زدن ديگ جوشان غفلت.
اگرچه پرچم امامت و ولايت به مقام عظماى امام عصر، عليهالسلام، سپرده شد اما، غفلت مسلمين و غيبت آن عزيز مجال اعمال ولايت در عرصه تاريخ و زمين را به تعويق انداخت تا جايى كه تباهى همه عصرهاى حيات فرهنگى و مادى ساكنان كره خاك را درنورديد.
از آن هنگام عموم مردم و از جمله مسلمين راه خويش گرفتند، بر مركب ظن خود سوار گشته، در ميدان زمين جولان دادند.
جماعتى با نواختن ساز ديدار و ارتباط، نواى تشرف و رخصت شفابخشى و امثالهم دردادند و از اين طريق بر اندوخته انبان شهرت و آز خود افزودند تا شايد مهر و جاهت بر نامه روزان و شبان خود زنند و با فريب، عوامالناس غافلتر از خود را دنبالهرو خويش سازند.
جمعى ديگر نيز در آشفته بازار غفلت و بلاى غيبت، نام آن محبوب غايب را وسيله تطهير خويش ساختند و تازيانه كينكشى و انتقام بر گرده رقيب روانه كردند بدان اميد كه با دردادن شعار من مصيبم و خصم مخطى از تنور قدرتطلبى نان اعتبار و مشروعيت را فراچنگ آرند.
جماعتى ديگر ذكر آن محبوب جانى را در تيول خويش آوردند و ملك طلق خويش فرض كردند و چنان بر اين گمان پاى فشردند كه هيچ كس را ياراى گفتگو نماند. تا آنجا كه امر بر همگان مشتبه شد و طى دهها سال همه گفتگوكنندگان و ذاكران نام حضرت، منسوب به انجمنها و جماعات شدند.
جماعتى نيز غيبت خورشيد را بهانه عزلت گزينى، دورى از هرگونه تلاش اجتماعى و سياسى (كه مىتوانست ميدان حضور خصم عنود را تنگ نمايد) ساختند، مردم را به حال خود رها نمودند و در خلوت ذكرو سجاده در انتظار ديدارى و رؤيايى نشستند.
اينهمه حاصلى جز افزوده شدن لايهاى ديگر بر لايههاى غفلت، بروز نوعى يأس در ميان عموم مسلمين و گاه دورى گزيدنشان از دين و مسلمانى نداشت. امروزه در كنار آنهمه رنج، شاهد ظهور آثار قلمى و فعاليتهاى فرهنگى سطحى، بىمحتوا و گاه مملو از انديشههاى خرافى حتى آميخته با گرايشهاى سكولاريستى روشنفكرانه و سوداگرانه هستيم كه مجال تجديد روحيه و حيات فرهنگ اصيل مهدوى را در ميان شيعيان و مسلمين از بين مىبرد.
خلاصى از اينهمه نيازمند هوشيارى، بسط فعاليتهاى تحقيقى و نشر آثار غنى، قوى و علامانه است. تجربه بيست سال اخير نشان مىدهد كه واگذارى همه اين امور به دولت و دولتى كردن اين امور نه تنها منتج به نتيجهاى مطلوب نمىشود بلكه خود باعث دورى بيشتر و بروز عكسالعملهاى منفى در ميان مردم نيز مىشود. چه، مردان سياست همواره سر در پى عمل سياسى خود دارند و هر امرى را مبدل به حربهاى براى رسيدن به مقاصد سياسى خود مىسازند. فعاليتى از اين دست كه اخيراً آغاز شده مىتواند بر اركان آخرين عاملى كه مىتواند مسلمين و شيعيان را در وقت رويارويى با شرك و فرهنگ و تمدن شركآلود و طغيانگر استكبارى در امان دارد، ضربه وارد مىآورد.
نيروى عظيم و نهفته فرهنگ مهدوى مىتواند بيش از هر عاملى مستضعفان و به ويژه مسلمين را براى خروج از انفعال و مصون ماندن از تبعات سؤ فرهنگ و تمدن جارى مهيا سازد به شرط آنكه ...
سردبير