ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٧ - هدايت شده پيروز
ص ٥٣٥)، متقى هندى (٩٧٥ ق) در البرهان فى علامات مهدى آخرالزمان) شوكانى نيز اثرى به نام التوضيح فى تواتر ما جأ فى المهدى المنتظر تأليف كرده است.[١]
متقى هندى نيز در باب ثالث عشر سيزدهم (البرهان) از ص ١٨٣- ١٧٧) فتواى چهار نفر از علماى مذاهب چهارگانه اهل سنت، در زمان خود را در اصالت اعتقاد به مهدويت آورده است.
در آثار و مدارك معتبر شيعى نيز از طريق رسول خدا، صلىاللهعليهوآله، روايات مستند و متعددى آمده است كه برخى از آنها در امر تعيين مسير امامت و خلافت، بعد از رسول خدا، صلى اللهعليهوآله، از طريق اهل سنت نيز نقل شده و از احاديث متواتر و غير قابل انكار به شمار مىرود، همانند حديث ثقلين كه اهل بيت را همرديفان كتاب خدا و سبب هداى شمرده و مرحوم ميرحامد حسين يك جلد از مجموعه عظيم عبقاتالانوار خود را در بررسى اين حديث و اسناد آن از سوى هل سنت و جماعت نگاشته است.[٢]
در منابع شيعى نيز اين حديث از طرق مختلف روايت شده. شيخ صروغ (٣٨١ ق) در باب ٢٢ كتاب كمالالدين چند نمونه از اين روايت را آورده كه از ميان آنها به يك روايت كه از حسينبنعلى، عليهماالسلام، نقل شده اشاره مىكنيم:
سُئل اميرالمؤمنين صلوات اللّه عليه، عن معنى قول رسولاللّه، صلّىاللّهعليهوآله: انّى مخلّف فيكم الثقلين، كتاب اللّه و عترتى. من العترة؟ فقال أنا و الحسن و الحسين و الائمة التسعة من ولد الحسين، تاسعهم مهديهم و قائمهم ...[٣]
از امير مؤمنان، عليهالسلام، پرسيدند، در اين گفتار رسول خدا: همانا من بر جاى مىگذارم در ميان شما دو سنگين و گرانمايه را، كتاب خدا و عترت. منظور از عترت كيست؟ على، عليهالسلام، فرمود، من و حسن و حسين و ائمه نهگانه از فرزندان حسين، كه نهمين ايشان مهدى ايشان و قائم ايشان است ...
علىبنمحمد خزاز قمى (قرن چهارم) نيز در اثر كمنظير خود بنام كفاى الاثر فىانص على الائمة الاثنى عشر، از طرق و اسناد خود از نوزده تن از صحابه و اندكى از تابعين و دو تن از همسران رسول خدا، صلىالله عليهوآله، و دوازده تن از اهلبيت (حضرت زهرا و حضرت اميرالمؤمنين تا حضرت عسكرى، عليهمالسلام) رواياتى انبوه نقل كرده، در اينكه امامان دوازده نفرند كه در بسيارى از آنها از طريق رسول خدا، صلىاللهعليهوآله، نام دوازده امام به تصريح آمده و يا گفته شده است كه نه تن از ايشان از فرزندان حسين، عليهالسلام، هستند. در اينجا يك نمونه از تأليف مذكور نقل مىشود:
أنسبنمالك كه يكى از صحابه است مىگويد: صلّى بنا رسولاللّه، صلّىاللّهعليهوسلّم، صلاة الفجر، ثم أقبل الينا فقال: معاشر اسحابى، من أحب اهل بيتى حشرمعنا، و من استمسك بأوصيائى من بعدى فقد استمسك بالعروة الوثقى، فقام اليه ابوذر الغفارى فقال: يا رسولاللّه كم الائمة بعرك؟ قال عدد نقبأ بنىاسرائيل فقال كلهم من اهل بيتك؟ قال: كلهم من أهل بيتى، تسعة من صلب الحسين و المهدى منهم.[٤]
أنسبنمالك مىگويد رسول خدا، صلىاللهعليهوآله، نماز صبح را با ما گذارد، سپس رو به ما نمود و فرمود: اى گروه اصحاب من، هر كس اهلبيت مرا دوست بدارد با ما محشور مىشود، و هر كس به اوصيأ و جانشينان من چنگ بزند، همانا به ريسمان محكم چنگ زده است. پس ابوذر غفارى برخاست و گفت: اى رسول خدا، ائمه بعد از شما چند نفر هستند؟ فرمود: به شمار نقيبان بنىاسرائيل ١٢ نفر ابوذر گفت همه ايشان از خاندان شما هستند؟ فرمود: همه ايشان از اهل بيت من هستند، نه تن از فرزندان حسين هستند و مهدى از ايشان است. موضوع مهدويت در اسلام و به ويژه در تشيع آنقدر مورد توجه بوده است كه قبل از آنكه امام زمان، عليهالسلام، به دنيا بايد اخبار غيبت صادر ده از پيغمبر اكرم و ائمه اطهار در كتابها ثبت مىشد. حتى كتابهايى در خصوص غيبت امام زمان، عليهالسلام، تأليف مىگرديد.
١. از آغازين آثار شيعه كه از مهدى، عليهالسلام، سخن گفتهاند