ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٠ - نگرشى بر موضوع دعا براى تعجيل فرج
مالى هم از طريقى به دستش مىرسيد، صرف فقرا مىكرد. عبادت او آنچنان عبادتى بود كه پاهاى او از ايستادن در محراب عبادت ورم مىكرد. بخش عمدهاى از شبها را به بيدارى و عبادت و تضرع و گريه و استغفار و دعا مىگذرانيد. با خداى متعال راز و نياز و استغفار مىكرد. غير از ماه رمضان، در ماه شعبان و ماه رجب و در بقيه اوقات سال هم آن طورى كه شنيدم- در آن هواى گرم يك روز در ميان روزه مىگرفت. اصحاب او به او عرض كردند: يا رسولالله! تو كه گناهى ندارى؛ غفر الله لك ما تقدم من ذنبك و ما تأخر كه در سوره فتح هم آمده: لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ[١] اين همه دعا و عبادت و استغفار چرا؟! مىفرمود: أ فلا أكون عبداً شكوراً؛ آيا بنده سپاسگزار خدا نباشم كه اين همه به من نعمت داده است؟!
استقامت او استقامت بود كه در تاريخ بشرى نظير او را نمىشود نشان داد. آنچنان استقامتى به خرج داد كه توانست اين بناى مستحكم خدايى را كه ابدى است، پايهگذارى كند. مگر بدون استقامت، ممكن بود؟ با استقامت او ممكن شد. با استقامت او، ياران آن چنانى تربيت شدند، با استقامت او، در آنجايى كه هيچ ذهنى گمان نمىبرد، خيمه مدنيت ماندگار بشرى در وسط صحراهاى بىآب و علف عربستان برافراشته شد؛ فَلِذلِكَ فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ. اينها اخلاق شخصى پيامبر است.
خلاق حكومتى پيامبر اينها بود: عادل و باتدبير بود. كسى كه تاريخ ورود پيامبر به مدينه را بخواند- آن جنگهاى قبيلهاى، آن حمله كردنها، آن كشاندن دشمن از مكه به وسط بيابانها، آن ضربات متوالى، آن برخورد با دشمن عنود- انسان آن چنان تدبير قوى و حكمتآميز و همه جانبهاى در خلال اين تاريخ مشاهده مىكند كه حيرتآور است و مجال نيست كه من حالا بخواهم آن را بيان كنم.
او حافظ و نگهدارنده ضابطه و قانون بود؛ نمىگذاشت قانون نقض بشود؛ چه توسط خودش، و چه توسط ديگران. خودش هم محكوم قوانين بود؛ آيات قرآن هم بر اين نكته ناطق است. بر طبق همان قوانينى كه مردم بايد عمل مىكردند، خود آن بزرگوار هم دقيقاً و به شدت بر طبق آن قوانين عمل مىكرد و اجازه نمىداد تخلفى بشود. وقتى كه در جنگ بنىقريظه مردهاى آن طرف را گرفتند و خائنهاشان را به قتل رساندند و بقيه را اسير كردند و اموال و ثروت بنىقريظه را آوردند، چند نفر از امهات مؤمنين- كه يكى همان جناب امالمؤمنين زينب بنت جحش است، يكى امالمؤمنين عايشه است، يكى امالمؤمنين حفصه است- به پيامبر عرض كردند كه يا رسولالله! اين همه طلا و اين همه ثروت از يهود آمده، يك مقدار هم به ما بده؛ اما پيامبر اكرم با اين كه زنها مورد علاقهاش بودند و به آنها محبت داشت و نسبت به آنها بسيار خوشرفتار بود، ولى حاضر نشد به