ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٣ - ١ غفلت از شرايط ويژه تاريخى در عصر حاضر
زمانى مقارن با عصر افول و نزول تاريخ غرب و ظهور تاريخ جديدى است كه به نام دين آغاز شده است.
اين تاريخ مقتضيات خاص خود را دارد، زبان ويژه خود را خلق مىكند و موجد فرهنگى مىشود كه با ذات بنيادگرايى و تفكر و حياتى نسبت دارد. حتى اگر طى بيست سال نسبت دارد. حتى اگر طى بيست سال اخير قادر به درك اين امر و برقرارى نسبت با آن نشده باشيم.
بىگمان همه كسانى كه در مسند برنامهريزى با توجه به مقتضيات تاريخ مرده و منسوخ شده غربى و با تكيه به لوازم و آنچه كه لازمه زيست در عالم غربى بود اقدام به طراحى و تعيين راهبردهاى كلى كنند و با ظاهر انگارى و اصالت قائل شدن براى تمدن غربى، درباره امروز و آينده سرزمين اسلامى بينديشند ناخواسته سرنوشت خود را با جريانى گره مىزنند كه روى به حضيض دارد و عنصر حيات و ماندگارى را از دست داده است. و اين در حالى است كه زنگ تاريخ نوين در اقصى نقاط عالم به صدا درآمده است، تنها مىبايست خود را در معرض نسيم رحمانىاش قرار داد. تفكر و فرهنگ غربى آنچه را كه لازمه بودن و زيستن در عالم غربى و فرهنگ ويژه آنست در هيأت تمدن و مناسبات مادى ايجاد كرده است. و به عبارتى اين تمدن در فرهنگ مخصوص خويش تنيده شده و جز لوازم ذات آن به شمار مىآيد. چنانكه در هر كجاى عالم كه ظهور كرده موجب بروز و بسط فرهنگ غربى نيز شده. جاى اين پرسش باقى است كه: آيا آنچه لازمه بودن و زيستن در عالم غربى است ضرورتاً براى مردمى كه تمايل به رسيدن به عالم دينى و زيستن در آن حال و هوا دارند لازم است؟
اگر پيشاپيش به اين سؤال جواب مثبت داده شود به منزله اينست كه پذيرفتهايم آنچه از تفكر و فرهنگ دينى و انسان مسلمان صادر مىشود با محصول فرهنگ و تفكر غيردينى يكى است، كه در اين صورت تلاش براى تغيير دادن آنچه كه امروز هست و فردا هم عيناً خواهد بود بىمعنى است.
اگر سير در عالم دينى آغاز شود و انسان دينى تربيت شود همه لوازم مورد نياز او نيز متناسب با آن عالم و تمنا ساخته مىشود. لوازمى كه خود لازمه بودن در عالم دينى است.
آنچه مهم است قرار گرفتن در معرض آن نسيم و بسط تفكر و فرهنگ دينى است و نه تلاش و شتاب براى اثبات فرهنگ و تمدن غربى به استناد منابع دين، چنانكه، عادت بسيارى شده.
نگاه به نمودار شماره ٢ اين سؤال را تبادر به ذهن مىسازد كه:
اگر با شروع تاريخ جديد مستضعفان كه به نام دين آغاز شده سير صعودى اين تفكر و فرهنگ را شاهد خواهيم بود چرا در گفتگو از چهار حركت، قائل به ظهور و برون سير نزولى در مناسبات اجتماعى ايران طى سالهاى (١٣٦٨- ١٣٧٨) هستيم؟
سير صعودى متعلق به حركت عمومى تاريخ است كه همه اقوام و از جمله سرزمينهاى اسلامى در آن شريك و همراه خواهند شد اما سير نزولى مربوط به نتايج عمل و غفلتهاى ماست. اعمالى كه مىتواند تأثير منفى و كندكننده در حركت عمومى داشته باشد اما به حقيقت و به طور كامل بازدارنده نيست. و از
...