ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - شأن نزول آيه اكمال دين
را پذيرفته و روز نزول را هجدهم ذىالحجه بدانند و يا بايد تاريخ وفات پيامبر، صلىاللهعليهوآله، را مانند شيعه، بيست و هشتم صفر بدانند تا هشتاد و يك روز قبل از آن با روز عرفه مطابق گردد. در حالى كه سنىها هيچ يك را نمىپذيرند و اصرار بر ادعاى خود دارند كه با هيچ تاريخى حتى با تاريخ خودشان هم سازگار نيست.
البته اين اشكال به شيعيان وارد نيست. زيرا شيعيان رحلت رسول خدا، صلىاللهعليهوآله، را هشتاد و يك روز پس از نزول آيه شريفه اكمال نمىدانند، بلكه روز نزول آيه را هجدهم ذىالحجه يعنى روز غدير خم و روز نصب امام على، عليهالسلام، به خلافت و ولايت از طرف خداوند عزوجل مىدانند. و روز رحلت رسول خدا، صلىاللهعليهوآله، را نيز روز بيست و هشتم صفر مىشناسند و فاصلهاى را هم بين اين دو روز تعيين نكردهاند.[١]
٧ سنىها طبق ادعاى خليفه خود عمربنخطاب مىگويند روز عرفه روز جمعه بوده است. در حالى كه اين تاريخ با تاريخ حركت پيامبر، صلىاللهعليهوآله، و تاريخى رسيدن آن حضرت به مكه مكرمه تطبيق نمىكند. زيرا طبق روايات خودشان آن حضرت چهار روز مانده به آخر ذىالقعده روز پنجشنبه از مدينه خارج شده و پس از هشت روز يعنى چهارم ذىالحجه روز پنجشنبه به مكه رسيده است. بنابراين روز نهم ذىالحجه يعنى روز عرفه روز دوشنبه يا سهشنبه بوده است. پس ادعاى عمر كه روز عرفه جمعه بوده است از اصلًا باطل مىگردد. و پرواضح است كه تمامى اين ادعاها برا مجهول نمودن تاريخ نزول آيه شريفه اكمال دين و ولايت يافتن على، عليهالسلام، در روز غدير خم است.[٢]
البته اشكالات ديگرى به ادعاى عمربنخطاب در تاريخ نزول آيه شريف اكمال دين وارد است كه براى جلوگيرى تطويل كلام از ذكر آنها خوددارى ميگردد. به هر حال با توجه به تاريخ و شأن نزول آيه شريفه اكمال دين و ملاحظه روايات شيعه و سنى و معارضه احاديث سنىها در اين باب به خوبى روشن مىشود كه روز نزول آيه شريفه اليوم اكملت لكم دينكم ... هجدهم ذىالحجه و در رابطه با نصب على، عليهالسلام، به امامت و ولايت است و تلاش سنىها براى مخفى نگه داشتن اين امر اگر چه عوام الناس را ساكت مىكند اما محققان را قانع ننموده بلكه بالعكس اساس ادعاى عمربنخطاب و به تبع او علماى سنى را زير سؤال برده و مشكوك مىنمايد.
پىنوشتها:
[١]. السلمى السمرقندى (العياشى)؛ محمد بن مسعود بن عياش، تفسير العياشى ج ١، ص ٢٨٩.
[٢]. العروسى الحويزى، عبدعلى بنجمعة، تفسير نورالثقلين، ج ١، ص ٥٨٢، ج ٥، ص ٤٤٧.
[٣]. الكينى، محمدبنيعقوب، الكافى، ج ٢، ص ٢٥٢.
[٤]. السيوطى، جلالالدين، الدرالمنثور فى التفسير بالمأثور، ج ٩، ص ٤٠٧.
[٥]. ابن حزم الاندلسى، ابومحمدعلى، المحلى، ج ٩، ص ٤٠٧؛ همچنين ر. ك: همان، ج ٧، ص ٣٨٩؛ الهيثمى، نورالدين على، مجمع الزوائد، ج ١، ص ٢٥٦؛ الدرالمنثور، ج ٢، ص ٥٢؛ تفسير التبيان، ج ٣، ص ٤٣؛ الامينى، عبدالحسين احمد، الغدير، ج ١، ص ٢٢٨.
[٦]. الطبرانى، سليمانبن احمد، المعجم الكبير، ج ١٩، ص ٣٩٢.
[٧]. السيوطى، جلالالدين، الاتقان، ج ١، ص ١٠٢.
[٨]. ر. ك: الطبرى، محمدبنجرير، تفسير الطبرى، ج ٤، ص ١١؛ النسانى، ابوعبدالرحمن احمدبنشعيب، سنن النسائى، ج ٥، ص ٢٥١ كه روز نزول آيه و روز عرفه را روز پنجشنبه مىداند؛ ابنكثيرالقرشى، ابوالفدأ اسماعيل، تفسر القرآن العظيم، ج ٢، ص ١٤؛ الدرالمنثور، ج ٢، ص ٢٥٩؛ الاتقان، ج ١، ص ٧٥.
[٩]. تفسر القرآن العظيم، ج ٢، ص ١٤.
[١٠]. ر. ك: سنن النسائى، ج ١، ص ٢٩٠؛ ابوداود، سليمانبنالاشعث، سننابىداود، ج ١، ص ٤٢٩؛ المحلى، ج ٧، ص ٢٧٢.
[١١]. ر. ك: الدرالمنثور، ج ٢، ص ٥٩؛ البيهقى، احمدبنالحسين، شعبالايمان، ج ٢، ص ٢٥٧؛ القرطبى، ابوعبدالله محمد، الجامع لاحكام القرآن، ج ٢٠، ص ٢٢٣.
[١٢]. ر. ك: البخارى، اسماعيل بنابراهيم، صحيحابخارى، ج ٢، ص ١٤٦ و ١٨٤ و ١٨٧ و ج ٤، ص ٧؛ سنن النسائى، ج ١، ص ٥٤ و ٢٠٨؛ الحر العاملى، محمدبنالحسن، وسائل الشيعه، ج ٩، ص ٣٨؛ الكلينى، محمدبنيعقوب، الكافى، ج ٤، ص ٢٤٥؛ المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ١٦، ص ٢٧٢.