ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - شأن نزول آيه اكمال دين
نزد سنىهاست كه اشكالات فراوان و عديدهاى به آن وارد است كه ذيلًا به آنها اشاره مىگردد.
١ روايات سنىها از عمربنخطاب متعارض و متناقضاند. عدهاى از روايات روز عرفه و روز جمعه را گفتهاند. عدهاى روز پنجشنبه و عدهاى روز دوشنبه و عدهاى روز هجدهم ذىالحجه را نام بردهاند. بعضى از روايات نيز بدون ذكرى از روز نزول آن روز را مجهول و غير معين دانستهاند.[١] بنابراين روايات سنىها در باب شأن نزول آيه اكمال و روز و ساعت نزول آن متعارض و متناقض بوده و در اثر تعارض ساقط مىگردند. زيرا استناد به تمام آن روايات و پذيرش همگى آنها باطل است و ترجيح بعضى بر بعضى نيز ترجيح بلامرجح و آن هم باطل است. لذا همگى از اعتبار مىافتند.
٢ ابنكثير مدافع متعصب عمربنخطاب از سفيان ثورى كه از بزرگان و پيشوايان سنىها در باب روايات و اعتقادات است، نپذيرفته است كه نزول آيه شريفه اكمال دين در روز عرفه و روز جمعه بوده است. چنانكه در تفسير ابنكثير آمده است كه سفيان ثورى گفته است:
من شك دارم كه آيه اليوم اكملت لكم دينكم در روز جمعه نازل شده باشد.[٢]
بنابراين شك شخصيت بزرگى از پيشوايان حديث (در مذهب سنىها) و مخالفت او مىتواند اصل واقعه را زير سؤال ببرد و روايات عمربنخطاب را از اعتبار بيندازد.
٣ چنانكه در روايت سنىها آمده است عمربنخطاب در پاسخ يهودى كه گفت: اگر آيه اكمال دين براى ما يهوديان نازل شده بود ما آن روز را عيد قرار مىداديم. عمر جواب داد: آن روز روز جمعه و روز عرفه بود و آن دو بحمداللّه عيد هستند. اشكال اينست كه در هيچ كجا نه در شيعه و نه در سنى روز عرفه عيد نبوده و نيست. روز جمعه هم اگرچه اطلاق عيد بر آن شده است، اما مراد از عيدى كه براى اكمال دين بايد برپا شود قطعاً بزرگتر و بهتر از روز جمعه بايد باشد. لذا عيد قرار دادن روز عرفه بدعت است و همين امر موجب سقوط اعتبار سخن عمربنخطاب مىگردد.
٤ عمر سخن يهودى را تأييد مىكند كه بايد روز اكمال دين عيد باشد منتها آن را در عيد روز جمعه و عرفه ادغام مىكند تا اثر آن روز را از بين ببرد. در حالى كه اين جواب نه مسلمان را قانع مىكند و نه كافر را. زيرا اشكال ديگرى پيش مىآيد كه چرا خداوند روز اكمال دين را در روز جمعه و عرفه قرار داد تا عظمت چنين روزى از بين برود؟! جا دارد از آقايان سنىها بپرسيم: اين چه عيدى است كه هيچ نام و اثرى در تاريخ و مذهب شما ندارد؟! تنها شيعيان هستند كه آن روز را عيد بزرگ رسمى و مذهبى خود مىدانند و جداً آن را بزرگ مىشمارند.
٥ چنانچه آن روز، روز جمعه بوده باشد. چنانكه عمربنخطاب مىگويد، پس بايد در آن روز پيامبر، صلىاللهعليهوآله، نماز جمعه خوانده باشد. درحاليكه در هيچ روايتى چنين امرى ذكر نشده است بلكه خلاف آن آمده كه حضرت در آن روز نماز ظهر و عصر را با هم خواند. لذا سنىها به استناد نماز حضرت در آن روز مىگويند روز عرفه، خواندن نماز ظهر و عصر با هم اشكال ندارد.[٣] بنابراين اصل ادعاى عمر مورد شك و ترديد است. لذا سنىها بايد با دقت فراوان تاريخ نزول آيه شريفه اكمال دين را ملاحظه نمايند و آنچه را كه مورد رضاى خدا و رسولش مىباشد بپذيرند و غير آنرا كنار بگذارند.
٦ روايات سنىها تاريخ وفات رسول خدا، صلىاللهعليهوآله، را هشتاد و يك روز بعد از نزول آيه اكمال دين مىدانند. و مىگويند رحلت آن حضرت روز دوازدهم ربيعالاول واقع شده است و از طرف ديگر مىگويند روز نزول آيه شريفه اكمال دين روز عرفه يعنى نهم ذىالحجه بوده است. حال چنانچه اين سه تاريخ را پيش هم بگذاريم فاصله اين سه تاريخ بيش از نود روز مىشود نه هشتاد و يك روز. اما تاريخى وفات آن حضرت كه روز دوازدهم ربيعالاول مىدانند با تاريخ هجدهم ذىالحجه يعنى روز عيد غديرخم و روز نزول آيه اكمال دين مطابقت دارد. حال بايد سنىها اين