ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - در مطبوعات
داشت و به همين خاطر بود كه كندى سعى داشت در مبارزه انتخاباتى خود، منكر ديندارى خويش گردد. وى با اشاره به اهميت گفتگو در جامعهاى كه داراى اديان گوناگون است، مىافزايد: در سالهاى اخير شمار زيادى از مردم آمريكا به اسلام گرويدهاند و افراد زيادى نيز از كشورهاى عربى و اسلامى به ايالات متحده مهاجرت كردهاند؛ به گونهاى كه جمعيت مسلمانان در اين كشور به چيزى حدود ١٨ ميليون نفر مىرسد و پيشبينى مىشود كه اين جمعيت در آينده به حدى برسد كه به قول بعضى از مسلمانان خوشبين، ممكن است در قرن آينده، آمريكا به يك كشور اسلامى تبديل شود.
گوره پرستشگاه علمى مسلمانان سياهپوست آمريكا و گروه امت اسلام دو گروهى بودند كه براى نخستين بار درصدد معرفى و تبليغ دين اسلام در آمريكا برآمدند. بنيانگذار گروه نخست، سياهپوستى از ايالت كاروليناى شمالى به نام تيمورتى درو (١٩٢٩- ١٨٨٦) بود. او از روى كتابى به زبان انگليسى كه نامش را قرآن گذاشته بود ولى در واقع انجيل بود، پيروانش را تعليم مىداد و از پيروان خود مىخواست لباسى را بپوشند كه به اعتقاد او لباس پيشگامان عرب و مصريان نجيبزاده بود. ناگفته نماند از اين گروه در حال حاضر فقط شمار اندكى باقىمانده است.
گروه دوم كه در گذشته از سوى رسانههاى آمريكا، مسلمانان سياهپوست ناميده مىشد، گروهى است كه شكلگيرى آن در هالهاى از ابهام قرار دارد. عدهاى مىگويند كه بنيانگذار اين گروه شخصى است آمريكايى به نام واليس دود فورد كه پدرش از جزاير كاراييب و مادرش زنى سفيدپوست بوده است. اين عده مىافزايند: وى به دليل كلاهبردارى و تجارت مواد مخدر چند سالى را در زندان گذرانده است و در اين سالها با مطالعه چند كتاب درباره اسلام، با اين دين آشنا مىشود و پس از رهايى از زندان، به تبليغ آن مىپردازد و چنين ادعا مىكند كه اهل مراكش و تاجر فرش است. اما پيروان او معتقدند كه وى مهاجرى مراكشى و شيخى صوفى مسلك است و نامش والى فرد يا والى فارض است. گفته مىشود وى تبليغ خود را از ديترويت آغاز كرده و از سال ١٩٢٩ تا ١٩٣١ به اين كار ادامه داده است. او همان گونه كه ظهور ناگهانى داشت، به يكباره ناپديد شد و هيچ كس هم تاكنون ندانسته است كه چه بر سر او آمد. پس از ناپديد شدن وى يكى از شاگردانش به نام عاليجاه پاول (١٩٧٥- ١٨٩٧) رهبرى اين گروه را به عهده گرفت و چنين ادعا نمود كه فرستاده خداوند به سوى آمريكاييان سياهپوست است و نام خود را عليجاه محمد گذاشت. او با آنكه مىگفت قرآن، كتاب مسلمانان است، اما در درسها و سخنرانىهاى خود به ندرت به آيات قرآنى استناد مىكرد و بيشتر استنادهاى وى به عهد قديم و عهد جديد بود. در حقيقت مهمترين كتاب اين گروه مجموعهاى از سخنرانىهاى عاليجاه محمد بود كه در كتابى به نام نامهاى به سياهپوست آمريكايى گردآورى شده بود.
اين گروه در دهه پنجاه شاهد تغيير و تحول مهمى بود. زيرا پس از پيوستن مالكوم ايكس به گروه، شمار اعضاى آن به يكباره افزايش يافت.
گفته مىشود ايكس روشنفكر و سخنرانى چيرهدست بود و توانايى زيادى در مناظره و متقاعد كردن طرف مقابل داشت. وى در سخنرانىها و مصاحبههاى خود، خشم و ناراحتى خويش را از سفيدپوستان پنهان نمىكرد. اين عامل باعث شده بود كه سفيدپوستان از وى نفرت پيدا كنند و نزدسياهپوستان از محبوبيت بسيار زيادى برخوردار گردد.
مالكوم ايكس در پى سفر به چند كشور عربى و پس از اداى مراسم حج و ديدار با مسلمانان گوناگون، از اين گروه به دليل مخالفت آن با تعاليم و دستورات اسلامى كناره گرفت و از اين پس بود كه وى اطمينان حاصل