ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - از سرخ سرخ تا سبز سبز
از سرخ سرخ تا سبز سبز
سهيلا صلاحى اصفهانى
«سلام»، اگر سلام باشد، يعنى تو را شناختهام؛
يعنى باورت دارم؛
يعنى حريمت راپاس مىدارم؛
يعنى رفتارت را مىپسندم؛
يعنى به احترام تو سر فرو مىآورم؛
يعنى پيرو تو هستم ...
«سلام» اگر سلام باشد، دل تو را نزديك مىكند به آنكه سلامش مىكنى،
پاى تو را مىگذارد جاى قدمهاى او،
و مرام تو را مىكند مرام او ....
اگر به پاكان سلام كنى، از جنس پاكى مىشوى،
اگر به خورشيد سلام كنى، قلبت آفتابى مىشود و ملكوت آسمان و زمين را باز مىتاباند ....
سلام بر آدم و شيث و ادريس، انتخاب و اختيار و قيام الهى را به تو مى آموزد.
سلام بر نوح و هود و صالح، اجابت و امداد و كرامت خدا را نشانت مىدهد.
سلام بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق، قصّه دوستى و مهرورزى را برايت تكرار مىكند.
سلام بر يعقوب و يوسف، رحمت و رهايى را به ياد مىآورد.
سلام بر سليمان و ايّوب و يونس و عزير و زكريّا و يحيى و عيسى كه روح خدا بود و كلمه او، تصاوير شگفتى از لطف و اعجاز را آشكار مىكند
و سلام بر محمّد صلى الله عليه و آله و سلم، حبيب دوست داشتنى خدا و على عليه السلام، برادر و جان او و فاطمه (س) دختر و چشم او و حسن عليه السلام ميوه دل او، نابترين حسّ نزديكى به خدا را به تو مىچشاند ....
امّا سلام برحسين عليه السلام ...
سلام برحسين عليه السلام، بىنظير است!
سلام بر حسين، سلام بر سخاوتمندى است كه جان خود را پيشكش كرد؛
سلام بر كسى است كه در نهان و آشكار، خدا را فرمان برد؛
سلام بر حسين، سلام بر شفا بخشىِ خاك است؛ بر اجابت دعا در زير گنبد؛
سلام بر حسين، سلام بر سدرة المنتهى است؛ سلام بر جنّةالمأوى است؛ سلام بر زمزم و صفاست؛
سلام بر حسين، سلام بر شهيد است و شهادت؛ سلام بر خيمه به غارت رفته است؛ سلام بر پنجمين اهل كساء؛ سلام بر غريب غريبان؛
سلام بر حسين، سلام بر كشته شده به دست حرامزادگان است؛ سلام بر ساكن كربلاست، سلام بر اشك فرشتگان است؛ سلام بر همه خوبىهاست؛
سلام بر حسين، سلام بر شاه دين است، جايگاه دلايل؛
سلام بر حسين، سلام بر همه امامان بزرگوار است؛ سلام بر گريبانهاى دريده و لبهاى خشكيده است؛
سلام بر جانهايى است كه از كالبد تن بيرون آمدند؛ سلام بر تنهاى رنگ باخته و خونهاى روان است؛
سلام بر حسين، سلام به جامههاى به غارت رفته است؛ به جسدهاى بر خاك افتاده در بيابان؛ به سرهاى جدا شده از بدن؛