ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - روح هند در التهاب عاشورا
مهاراجه اين ناحيه كه هندو است، پيشاپيش دستهها كه در محرّم در پايتخت او به راه مىافتد، حركت مىكند. درباره منشأ اين رسم در اين شهر، داستانى را براى من نقل كردهاند:
حدود پنجاه سال پيش، مهاراجه مزبور بيمار مىشود و در حال بيمارى، امام حسين عليه السلام به خواب او مىآيد و به او مىفرمايد چنانچه مجلسى به نام او برگزار و خيرات و صدقاتى نثار كند، شفا خواهد يافت. مهاراجه، روضهخوان اين مجلس را نيز در خواب مىبيند. به محض بهبودى، در صدد يافتن اين مرد بر مىآيد و سرانجام وى را در اقامتگاهش در «بنارس» مىيابد. از آن زمان تاكنون اين شخص، با يكى از اعضاى خانواده او، براى اداى مأموريت خاصّ اداره اين مراسم به خدمت حكومت گواليور در آمدهاند و در ازاى انجام اين وظيفه، پاداش كريمانهاى نيز دريافت مىدارند. حكمرانى كه اين سنّت را آغاز كرد، ظاهراً خود در ميان دسته مىآمد و تعزيه حمل مىكرد؛ ولى مىگويند مهاراجه فعلى به اين اكتفا مىنمايد كه بر اسب زيبايى سوار شود و در روز عاشورا پيشاپيش دسته حركت كند. خزانه ايالت، هزينه اين مراسم را تأمين مىكند.
مشاهده صحنههاى جانسوز عزادارى شيفتگان اباعبدالله عليه السلام، شخصّيتى چون شاعره مشهور معاصر هندو، ساروجينى نايدو، معروف به بلبل هند را سخت تحت تأثير قرار داده و بر آن داشته است كه در ضمن شعرى چنين بگويد:
شب شهادت، در زير پيراهن سياه
و با پاى برهنه و چشمان اشكبار،
كه باران اشك را به ياد واقعهاى جانسور فرو مىريزد
و دستهاى به هم پيوسته كه فشار اندوه، آنها را به نوسان مىآورد، نواى سينههاى آغشته به خون با لحنى محزون بلند است
و اين كهن داستانِ مكرّر و دردناك را بيان مىدارد.
مريدانت، به پاس اين شب پُر الَم و اشكآور،
با صدايى سرشار از اندوه مىگويند
و مىخوانند: حسين ...
اى حسين! چرا هزاران هزار دوستان تو اين طور اشك مىريزند؟!
اى مقدّسِ والامقام! آيا به پاس فداكارى بىنظير تو نيست؟!
تو پرچم زنده و پيمان عزيز دين بزرگ پيامبر را استوار داشتى
و در مقابل ديدگان شگفتزده جهانيان، عشق عجيب خود را به خدا ثابت كردى.
از رئيس سابق «كنگره ملّى هند»، پورشوتا ملاس توندن، نيز نقل شده است كه مىگويد:
شهادت امام حسين عليه السلام از همان زمان كه طفلى بيش نبودم، در من تأثير عميق و حزنآورى مىبخشيد. من اهميّت برپا داشتن اين خاطره