ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - روح هند در التهاب عاشورا
زمينه خاصّ تاريخى است. اين دسته طويل كه شامل «تبرّكات» (خوردنى يا شربت كه به اشخاصى كه در مراسم مختلف محرّم حضور دارند، پيشكش مىشود،) نيز هست، در گذشته توسط حكمرانان اوده رواج داده شد. قطارهاى فيل و اسبهاى حامل بيرق سياه و دسته موزيك نظامى نيز بر شكوه و زيبايى دسته مىافزايد. دستهها در خيابانهاى اصلى شهر به حركت در مىآيند و هزاران نفر بدان ملحق مىشوند. در تمام طول شب دهم ماه محرّم، مجالس «مرثيه خوانى» و «نوحه خوانى» در امامبارهها برپاست؛ به عبارت ديگر، نمايش [احيا و] «شبزندهدارى» است. در دهم محرّم، تعزيه به صورت دستههاى مختلف «ماتم» (سينهزنى) و نوحهخوانى در حالىكه ذوالجناح و «عَلَمها» پيشاپيش آنها در حركتند، به سوى كربلاهاى محل به حركت در مىآيند. نزديك عصر، تعزيه به اين كربلاها مىرسند و پيش از غروب آفتاب به خاك سپرده مىشوند. پس از غروب آفتاب، «مجلس شام غريبان» برپا مىگردد ...
«دهلى»، پايتخت هند نيز در مراسم ماه محرّم از لكهنو عقب نمىماند. در اين شهر نيز از تاسوعا و عاشورا و اربعين و هفتم ربيع الأوّل، دسته تعزيه به راه مىافتد. اين دسته از شهر خارج مىشود و غروب به كربلاى تاريخى على گنج در دهلى مىرسد. مراسم اربعين در «درگاه شاه مردان» و «على گنج» نيز انجام مىشود كه در مجلس عزاى آن، جمع كثيرى حضور به هم مىرسانند و خطباى برجسته اديان و مذاهب مختلف و علماى اعلام سخنرانى مىكنند.
پس از ختم «مجلس عزا»، دستهاى از تعزيه، ذوالجناح و علَمها از اين درگاه آغاز مىشود و در كربلاى على گنج پايان مىيابد.
مراسم محرّم در شهرهاى «كلكته»، «بمبئى» و «مدرس» نيز شايان ذكر است. در اين شهرها نيز امامبارههاى كهن تاريخى وجود دارند كه در آنها مجالس تعزيه برپا مىشوند و دستههاى تعزيه به بيرون به راه مىافتند. «حيدر آباد» نيز شهرى است مملوّ از امامبارهها و عزاخانهها كه به گونه دلپسند به ضريح و علَم مزيّن مىشود. در اين شهر، تعزيه بىبى كاعلم در دستههاى بزرگ به راه مىافتد. تعزيه حيدرآباد نيز معروف است. در حيدرآباد و بمبئى نيز ايرانيان كثيرى مقيم هستند كه بر شكوه و غناى تعزيهدارى مىافزايند. در شهرهاى لكهنو، دهلى، مدرس، كلكته و ساير نقاط كشور، مراسم ماتم با برافروختن آتش انجام مىشود. در نقاط ياد شده، برادران حنفى و صوفيان نيز با يادكرد شهيدان كربلا، مراسم و مجالس عزا برپا مىدارند؛ ولى مانند شيعيان به سينهزنى نمىپردازند.
در گذشته، بسيارى از مهاراجههاى هند نيز در برگزارى تعزيه، مشاركت فعّال داشتند. مهارجه پيشين شهر «گواليور»، در تعزيههاى رسمى شركت مىكرد و پابرهنه همراه دسته تعزيه راه مىپيمود. از هندوهايى كه مراسم ماه محرّم را به طرزى باشكوه بر پا مىدارند، مىتوان از برهمنهاى مُهيال(Mohyal) نام برد. اينان به اسامى خاصّى چون دات و ويدVaid) اعقاب بهار ادوج، حكيم قديم هند)، چهيبر (اعقاب بهاراگووا)، بالى (اعقاب پاراشارا)، موهان (اعقاب كشى پاپا)، لاو (اعقاب واسيشها) و بهيموال (اعقاب كوشال) ملقّب هستند.
آقاى جعفرى، سپس با اشاره به روايات تاريخى بومى كه حاكى از سوابق ارتباط مُهيالها با خاندان پيامبر و شركت آنان در انتقام از قاتلان كربلاست، مىنويسد:
طىّ ده روزى كه من در خلال ماه محرّم و اربعين، در «جامو» سخنرانىهايى درباره نمايش مصيبت كربلا كردهام، هميشه مىديدم كه زنان برهمايى فرقه دات، چادرها (يا رداهايى) را به ياد زينب و امّ كلثوم (س) به تعزينهداران هديه مىكردند.
برهمنان حسينى نيز به همراه دسته تعزيه، به سوى كربلاهاى محلّى حركت مىكردند و پس از اظهار ادب و احترام نسبت به شهيدان كربلا، به خانههايشان باز مىگشتند.
شاعران پر آوازه هندو و سيك نظير پانديت امرنات ساحر(Pandit Amar -Nath Sahir) ، منشى ششچندر طالب(Munshi sheshchander Talib) ، ملك الشّعرا آفاق لكهنوى، گوپينات امام لكهنوى، سردار سينگه دوگال، پرفسور جواد و شيئت، راجكاوى ايندر جيت سينگه تولسى، پانديت لبهورام جوش، پانديت عرش ماليسانى، كانوار موهيندر سينگه بدى سحر، استاد تالوك چند محروم و ديگران، شاهكارهاى رثايى و اشعارى در مصيبت كربلا سرودهاند و آثارشان بخش مهمّى از ادبيات هند را تشكيل مىدهد. من به جرئت مىتوانم بگويم كه تعزيهدارى در هند، تأثير بسيار مهمّى در پيدايش يكپارچگى ملّى و حسّ همنوعى داشته است ... در هند، فرهنگ بومى (محلّى) بر شكوه تعزيهدارى افزوده است. ما از بعضى از ايدهها و مظاهر جديد هنرى براى دلنشينتر ساختن تعزيهدارى بهره گرفتهايم. خطبا و شعراى غير مسلمان نيز تا حدود زيادى بر موفّقيت كار ما افزودهاند و از عوامل مهمّ مراسم ما به شمار مىآيند. گفتارها و اشعار ايشان نيز به صورت كتابى به چاپ رسيدهاند. دولت هند نيز كتاب ارزشمندى به نام «محرّم در دو شهر لكهنو و دهلى» منتشر كرده است كه حاوى عكسهايى از دستههاى تعزيه و امامبارههاى مهمّ اين دو شهر و شرح