ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - روح هند در التهاب عاشورا
روح هند در التهاب عاشورا
على ابوالحسنى (منذر)
عزادارى پرشور هندوها و اهل سنّت همراه با شيعيان درسوگ سالار شهيدان عليه السلام
عشق و علاقه جمع بسيارى از هندوها به سالار شهيدان عليه السلام، اصولًا قصّهاى مشهور و مشهود است كه آثار بسيارى را در طول تاريخ، به صورت مستقيم و غيرمستقيم، بر ادب و فرهنگ شبه قارّه بر جاى نهاده است.
به عنوان يكى از آثار غيرمستقيمِ فرهنگ عاشورا بر ادب هندو، مىتوان از منظومه مشهور تولسيداس (شاعر و معلّم نامدار «هند» در قرن ١٦ و ١٧ م). موسوم به رامايانا يا سرگذشت راما ياد كرد كه آن را تقليدى از كلام مرثيهسرايان «لكهنو» در سوگ ائمّه شيعه شمردهاند و امّا آثار مستقيم آن:
سخن گاندى، مبنى بر اينكه تزِ مقاومت منفى خويش را از حسينبن على عليه السلام آموخته و هند براى آزادى خويش از يوغ استعمار، راهى جز متابعت از شهيدان كربلا ندارد، معروف است. چنانكه همو، ضمن گفتارى در باب اسلام و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مى نويسد:
حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم پيامبرى بزرگ و مردى شجاع بود و از كسى جز خدا نمىترسيد. هرگز ديده نشد كه چيزى بگويد و عملى غير از آن به جاى آورد و عمل وى، با احساسش برابر بود. حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم ثروت را اختيار نكرد با اينكه اگر مىخواست، مىتوانست.
و در ادامه، اوجِ درد و دريغ خويش را اينگونه ابراز مىدارد:
هنگامىكه من خواندم كه خود و خاندانش چه محروميّتهايى را، به طور اختيار، تحمّل كردند، اشكها ريختم ...
گاندى، در اثر مطالعات نسبتاً وسيع اسلامى خويش، كما بيش با تاريخ سرخ و خونين تشيّع و تعاليم ائمّه بزرگوار آن اجمالًا آشنا بود و اين سخن بِسيار مهم و قابل دقّت او، شهرتى بسزا دارد كه مىگفت:
من براى مردم هند چيز تازهاى نياوردهام؛ فقط نتيجهاى را كه از مطالعات و تحقيقاتم درباره تاريخ زندگى قهرمانان «كربلا» به دست آورده، ارمغان ملّت هند كردم. اگر بخواهيم هند را نجات دهيم، واجب است همان راهى را بپيماييم كه حسينبن على پيمود.
پژوهندگان تاريخ و فرهنگ هند به راستى معتقدند:
تعزيهدارى در هند، تأثير بسيار مهمّى در پيدايش يكپارچگى ملّى و حسّ همنوعى داشته است.
نويسنده و محقّق معاصر، آقاى سيّدحسينعلى جعفرى، تحت عنوان «تعزيهدارى در هند»، به گوشههايى از همدلى و همنوايى هندوها در سوگوارى بر سالار شهيدان عليه السلام اشاره كرده است كه گزيدهاى از آن را در ادامه مىآوريم:
در هندوستان، مركز اصلى عزادارى، لكهنو است. اين مراسم در دوران حكومت شاهان [شيعى] «اوَده» ريشه گرفت. در اين دوره، علاوه بر امامبارهها (عزاخانه) سه امامباره بزرگ «آصف الدّوله»، «حسين آباد» و «شاه نجف» به دست پادشاه اوده ساخته شد. «كربلاى تالكاتورن» و «درگاه كاظمين» نيز از امامبارههاى تاريخى به شمار مىآيند ...
از اوّلين روز ماه محرّم، همه عزاخانهها را به طرز خاصّى با «عَلَمها»، «تعزيه» و «ضريح» مىآرايند. مجلس عزا در امامبارههاى بزرگ برپا مىشوند. در بخشهاى بزرگ كشور، غيرمسلمانان نيز در ايّام محرّم و «اربعين» تعزيه مىگيرند و «مجلس عزا» برپا مىكنند. در هفتم محرّم، دستههاى «مهندى» (ضريحى كه نماد عروسى قاسم پسر امام حسن عليه السلام و فاطمه كبرى (س) دختر امام حسين عليه السلام در كربلاست). به راه مىافتند كه پشت سر آنها ذوالجناح [نماد اسب با وفاى امام حسين عليه السلام] و «عَلَمها» حركت مىكنند. هر چند كه دسته مهندى عملًا در هر كجاى هند ظاهر مىگردد، ولى در لكهنو، اين عمل داراى