ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - مصاحبه با حجّت الاسلام سيدهادى صالحى، متخصّص اديان و فرق حوزه علميه قم
مىگويد جعلى و ضعيف است و ...
سلفىها، حديث «انا مدينه العلم و على بابها» و اين كه عمّار را فئه باغيه (گروه شورشى) مىكشند، جعلى مىدانند؛ اين را كه ابنعبّاس شاگرد حضرت على (ع) بوده است، دروغ مىدانند. مى گويند؛ خلافت على (ع) را همه قبول نداشتند؛ زيرا خلافت على (ع) مورد قبول اهل شام نبود. خلافت على (ع) مورد قبول اهل حل و عقد (نخبگان جامعه) نبود. امنيت و آرامشى كه در زمان سه خليفه اوّل و به خصوص عثمان براى مؤمنان وجود داشت، در زمان على (ع) نبود. علم على (ع) از ابوبكر است و با اين حديث، مقام ابوبكر را از مقام رسول خدا (ص) بالاتر مىبرد؛ زيرا به زعم او، پيامبر (ص) در مدّت بيست و سه سالى كه در كنار على (ع) در «مكّه» و «مدينه» بود و پيش از آن، ايشان در خانه رسول خدا (ص) بزرگ شد و مجموعاً چهل سال تحت تربيت ايشان بود و در تمام مدّتى كه على (ع) را در دامن مىپروراند، نتوانست كارى را بكند كه ابوبكر در دو سال انجام داد! چون بعد از پيامبر (ص) است كه متوجّه ابوبكر مىشود! اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه اگر ابوبكر چنين توانى داشت، چرا صد نفر ديگر مانند على (ع) نساخت و چرا بقيه و مثلًا عمر را بى نياز از على (ع) نكرد و پسرش را درست نكرد كه نااهل نشود و در خدمت على (ع) قرار نگيرد؟ اساساً على (ع) چه امتيازى نسبت به بقيه داشته كه او را چنين آموزش داده و بقيه را نه؟ باز مىگويد هر روايتى درباره شجاعت على (ع) نقل شده، دروغ است. احاديث را مىگويد ضعيف است و كتابهاى تاريخى را هم مىگويد جعلى است. عمرو بن عبدود را نكشته، در قلعه خيبر را نكنده، سى و چهار پنج نفر را در بدر نكشته و ... هيچ. مىگويد: همه اين اخبار دروغ است. وقتى هم مىپرسيم خب اگر على (ع) نبوده، چه كسى اين كارها را كرده است؟ مىگويد نمىدانم و كس ديگرى را نام نمىبرد.
ابنتيميه برخى احاديث اميرالمؤمنين (ع) و اهل بيت (ع) را هم آورده و رد مىكند؛ مثل حديث بىنظير «اقْضَاكُم على؛ بهترين قاضى در بين شما على است.» اين حديث خيلى بيش از حديث «انا مدينه العلم» به درد مىخورد. چون در حديث انا مدينه العلم مىشود، خدشه وارد كرد. كه من شهر علم هستم و على (ع) درِ آن. در از علم اين شهر چه بهرهاى مىبرد؟ البتّه معنايش اين است كه بدون رضايت على (ع) شما نمىتوانيد به اين علم دست پيدا كنيد.
بايد در مناظرهها از مطالب عملى و اجرايى بيشتر استفاده كنيم. امام على (ع) به ابنعبّاس فرمود: «سراغ خوارج مىروى از آيات قرآن براى آنها استدلال نكن. از سنّت پيغمبر (ص) استفاده كن.» چون آنجا عملياتى است. بگو پيامبر (ص) اين كار را كرد و ... اين را نمىتوان توجيه كرد. در اين كلمه قاضى، صفات بسيارى و حدّاقل چهار صفت مهم نهفته است؛ كمترينش مىشود، على (ع)، بهترين شما در عمل به سنّت، عاقلترين، عادلترين و باتقواترين شماست؛ كسى كه داناترين به كتاب و سنّت باشد يا اينكه كسى از او عاقلتر، نباشد به اين معنى است كه كسى نتواند سرش كلاه بگذارد. اگر هم عادل نباشد كه رشوه مىگيرد و ... همهاش عملى است و ... امّا احاديثى كه ابنتيميه از فضائل اميرالمؤمنين (ع) و اهل بيت (ع) پذيرفته است، بهره عملى ندارد و نمىتواند مثمر ثمر باشد. باور ابن تيميه و عدّهاى ديگر است كه پيامبر (ص) در ليلة المبيت، على (ع) را سرجاى خودش خواباند تا كشته شود و ابوبكر را با خود برد كه زنده بماند.
سلفىها اعتقاد دارند كه جنگهاى اميرالمؤمنين (ع) براى رياست بود و كسى كه كارهايش براى خدا نباشد، در آخرت از خاسران خواهد بود! ابن تيميه خيلى از اين حرفها دارد. مخزن اين سخنان، «منهاج السّنه» است.