ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - ائتلاف خونين و پروژه آخرالزّمان
ائتلاف خونين و پروژه آخرالزّمان
درباره ادوار فرقهسازى استعمار در شرق اسلامى، كتابى مستقل مىتوان نگاشت.
در نقطه عطف قرن سيزدهم هجرى قمرى، ماشين فرقهسازى استعمارى، محصولات خاصّ خود را عرضه داشت.
با كاشته شدن دو نهال تلخ وهّابى و بهائى، اوّلى در نقطه كانونى جهان اهل سنّت، عربستان و ديگرى در نقطه كانونى جهان شيعى، ايران، استعمارگران كه اهداف مرحلهاى خود را پىمىگرفتند، اميد داشتند با به بار نشستن اين دو نهال، از ثمرات آن براى دستيابى به اهداف دراز مدّت خود بهره جويند. تنها در اين شرايط تاريخى و در عصر ما، مىتوان به راز كاشتن اين دو نهال در دو نقطه كانونى از جهان اسلام، يعنى ايران و عربستان پىبرد.
مطالعه بنيادهاى نظرى وهّابيت و بهائيت و سوگيرى فرهنگى و عملى آنان نشان مىدهد كه هر دو فرقه، بر محور عناد و كينجويى با امامت و ولايت امام معصوم (ع)- همه آنچه كه حوزه تفكّر شيعى بر آن استوار شده و به اتّكاى همان نيز در برابر وضع ناهنجار و نامطلوب دشمنان اديان و انسان مقاومت مىكند- استوار گشتهاند.
از ديگر سو، هر دو جريان فرقهاى، در خود و با خود معاضدت و مخالفت با رويكرد آخرالزّمانى مسلمانان (مهدويت و موعود باورى) را پروردند و مانع از گفتوگو درباره ضرورت آمادگى براى پذيرش ولايت معصوم غايب (ع) و همراهى با ايشان در واقعه شريف ظهور مقدّس شدند.
ايندر حالى بود كه جمله منابع حديثى و كلامى شيعه و سنّى (مذاهب چهارگانه) بر اين باور ويژه صحّه گذاشته و درباره ضروت انديشه درباره آن سخن گفته بودند.
سكوت قرين با نفى و انكار مهدىباورى و موعودگرايى خاصّ مسلمانان را در فرقههاى برساخته استعمارى به چه طريقى مىتوان توجيه كرد؟
متأسّفانه، با جرئت مىتوان گفت كه هيچ يك از گروههاى مسلمانان ساكن شرق اسلامى، در قدّ و اندازه مجامع و مراكز مطالعاتى صليبى و صهيونى درباره مهدىباورى و موعودگرايى خاصّ مسلمانان، آگاهى ندارند؛ در حالىكه عموم مذاهب شيعى و سنّى درباره اين وجه از مباحث معرفتى اتّفاق نظر دارند و منابع حديثى آنان مؤيدهاى فراوانى را در خود دارد.
اشتراك اين دو جريان استعمارى (وهّابى و بهايى) در دو موضوع مهمّ سابقالذّكر، يعنى ولايت و امامت و مهدىباورى و كينورزى سازمان يافته اين ائتلاف خونين در اينباره، از ميزان شناسايى سران صليب و صهيون از جانمايه فرهنگ اسلامى و آمادگى آنان براى مقابله و خنثىسازى آن باورها پرده برمىدارد.
غفلت ساكنان جغرافياى شيعه خانه امام زمان (ع) از اين امر، عمق فاجعه را برملا مىسازد.
پوشيده نيست كه جمله احاديث و روايات رسيده از حضرت رسول الله (ص) كه مندرج در منابع روايى شيعى و سنّىاند؛
به بهترين وجه مبين شرايط و ويژگىهاى (اجتماعى، سياسى، اقتصادى و فرهنگى) جهان و ساكنان جهان در سالهاى قبل از ظهور كبراى موعود منجى هستند؛
اين آگاهىهاى خدادادى، پيشاپيش پرده از صفبندىهاى جناحهاى دوست و دشمن در آن شرايط برمىدارند؛
همين سلسله احاديث و روايات مأثوره، مراحل و مراتب واقعه شريف ظهور را از مقدّمات تا حصول به نتيجه نهايى بازگو مىكنند؛
ضمن آنكه جغرافياى خاكى و ميدان عمل موافقان «موعود» و مخالفان كينجوى ايشان را معرّفى مىكنند؛
و ...
اطّلاعات ناب و پيشگويى شده در مجموع روايات واحاديث