ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٤ - يأس از ظهور يك لحظه هم پذيرفته نيست
آن با ظهور بداء حاصل شود. پس مىتوان گفت: همه اينها امكانپذير است و وقوع همه علائم يا بعضى از آنها با ناگهانى بودن ظهور قابل جمع مىباشد. آنچه در اين بحث بايد به عنوان يك اصل مسلّم و قطعى تلقّى گردد، همين است كه انتظار فرج امام زمان (عج) در هر سال و هر ماه و هر هفته و هر روز و بلكه هر ساعت و هر لحظه در دل و ذهن مؤمن زنده بماند؛ اين اصلى است كه به هيچ وجه نبايد مخدوش گردد.
يأس از ظهور يك لحظه هم پذيرفته نيست
نتيجه بسيار مهمّى كه از اعتقاد به بداءپذير بودن وقت ظهور و ناگهانى بودن آن به دست مىآيد اين است كه: امر فرج امام زمان (عج) متوقّف بر حصول زمينه و مقدّمهاى كه با دفعى بودن آن منافات داشته باشد، نيست. بنابراين نااميدى از امر فرج در هيچ مدّت زمانى، هر چند كوتاه روا نيست؛ بلكه حال انتظار فرج هميشه و در هر لحظه بايد در مؤمن وجود داشته باشد. اين معنا با تعابير مختلف در احاديث ذكر شده است. امام هادى (ع) چنين فرمودهاند:
«اذا رُفِعَ عَلَمُكُم مِن بَينِ اظْهُرِكم، فَتَوقَّعُوا الفَرَجَ مِنْ تَحتِ اقدامِكم؛[١]
هرگاه نشانه شما از ميان شما برداشته شود، از زير پاهايتان منتظر فرج باشيد.»
«عَلَم» به معناى نشانه و پرچم است. و به امام (ع) عَلَم اطلاق مىشود چون ايشان نشانه ايمان، توحيد، تقوا و ... هستند (اعْلامُ التُّقى)[٢] و مسير هدايت به وسيله ايشان- و تنها به وسيله ايشان- شناخته مىشود. برداشته شدن اين عَلَم از ميان مردم، مىتواند به معناى پنهان شدن ايشان از ديدگان مردم باشد؛ البتّه با غيبت امام (ع) همه جنبههاى نشانه بودن ايشان رفع نمىشود و تنها بخشى از آن برداشته مىشود. انتظار فرج از زير پا- مطابق توضيح مرحوم علّامه مجلسى- ممكن است كنايه از ظهور ناگهانى باشد. چون وقتى مىگويند از زير پاها، يعنى همانجا كه ايستادهاى منتظر فرج باش نه اينكه از آنجا بگذرى تا فرج فرا برسد، همانجا كه هستى بدون آنكه قدم بردارى آماده ظهور باش. پس اين حديث شريف دلالت بر وجوب انتظار فرج در هر زمان و هر مكان مىكند. حديث ديگر از حضرت باقرالعلوم (ع) است كه مىفرمايند: «اذا اشْتَدَّت الحاجَةُ و الفاقَةُ و انكَرَ الناسُ بعضُهم بعضاً فَعِندَ ذلكَ تَوقَّعُوا هذا الامرَ صَباحاً و مَساءً؛ وقتى كه فقر و نيازمندى شدّت يابد و مردم يكديگر را انكار كنند، در آن زمان صبح و شام منتظر ظهور باشيد.»
انتظار شب و روز به اين معناست كه اگر در يك شب حضرت ظهور نفرمودند، فرداى آن شب- در روز- بايد منتظر بود، و اگر در روز ظهور نكردند، همان شب احتمال فرج وجود دارد. اينطور نيست كه اگر شبى ظهور واقع نشد، ديگر تا شب بعد بتوان از آن نااميد بود و نيز اگر در روزى ظهور واقع نشد، نمىتوان گفت كه همان شب- يعنى قبل از آنكه روز بعد بيايد- احتمال فرج وجود ندارد. راوى مىگويد: فقر و نيازمندى را فهميديم كه چيست. اينكه مردم يكديگر را انكار كنند، يعنى چه؟ حضرت فرمودند:
«يَأتِى الرجُلُ أخاه فى حاجةٍ فَيَلقاهُ بِغَيرِ الوَجْهِ الذى كانَ يَلْقاه فيه و يُكَلِّمُهُ بِغَيرِ الكَلامِ الذى كانَ يُكَلِّمُهُ؛[٣]
كسى براى رفع نيازى به برادر دينىاش مراجعه مىكند ولى او آنطور كه قبلًا با او برخورد مىكرد (وقتى حاجتى نداشت) با او برخورد نمىكند و آنطور كه قبلًا با او حرف مىزد، حرف نمىزند.»
منظور اين است كه روابط بين مؤمنان طورى سرد مىشود كه وقتى يكى از آنها احتياجى به ديگرى پيدا مىكند، او برخورد خوبى از خود نشان نمىدهد و آنطور كه قبلًا او را تحويل مىگرفت، تحويل نمىگيرد. اين نشان مىدهد كه مسائل مادّى ارزش بيشترى از رابطه دينى و ايمانى پيدا مىكند. در چنين شرايطى بايد صبح و شام منتظر فرج بود. تعبير صبح و شام هم نظير تعبير شب و روز، هميشگى بودن انتظار فرج را مىرساند. خلاصه اينكه يأس از فرج الهى و ظهور امام زمان (عج) از بزرگترين گناهان كبيره است كه نه به صورت دائمى و كلّى و نه به شكل موقّت و جزيى، حتّى براى يك ساعت و لحظه هم از مؤمن پذيرفته نيست. علاوه بر اين ادلّه، احاديثى كه تعيين كردنِ وقت براى ظهور را حرام دانستهاند نيز بر اين مقصود دلالت مىكنند؛ زيرا به تعبير مرحوم صاحب مكيال:[٤] اگر كسى ظهور حضرت را در مدّت زمان معينى نفى كند، مثلًا بگويد تا چند سال آينده يا چند ماه بعد، ظهور واقع نمىشود، در حقيقت به همين مقدار براى آن تعيين وقت كرده است و مقتضاى نااميدى از ظهور حضرت در يك زمان خاص، همين است.
پىنوشتها:
[١]. كمالالدين باب ٣٥، ح ٦.
[٢]. آيا ظهور نزديك است، ص ١٣٥ و ١٣٦.
[٣]. بحارالأنوار، ج ٢٤، ص ٧٨.
[٤]. آيا ظهور نزديك است، ص ١٤٢.
[٥]. مكيال المكارم، ج ٢، ص ١٦٠ و ١٦١.
[٦]. اثبات الهداة، ج ٧، ص ٤٢٢، ح ٩٩، از امام صادق (ع): و النداء من المحتوم ... و قتل النفس الزكية من المحتوم.
[٧]. كمال الدين باب ٥٧، ح ٢.
[٨]. كمال الدين باب ٥٧، ح ٢.
[٩]. اصول كافى، كتاب الحجة، بابٌ فى الغيبة، ح ٢٤.
[١٠]. زيارت جامعه كبيره (بحارالأنوار، ج ١٠٢، ص ١٢٨).
[١١]. بحارالأنوار، ج ٥٢، ص ١٨٥، ح ٩.
[١٢]. مكيال المكارم، ج ٢، ص ١٥٨.
به نقل از نورپرتال