ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - علّت اثر غذا در رفتار آدمى
غذاى حلال، پله اوّل كمال
زمانى كمونيستها در اوج قدرت بودند و تبليغ مكتب مىكردند. حكايت مىكنند:
روزى معلّمى با گرايش كمونيستى در كلاس درس روستايى ايرانى و بالطّبع مذهبى، به طور غير مستقيم تبليغ مكتب كمونيسم را مىكند و مىگويد: بچّهها! چيزى را مىگوييم وجود دارد كه بتوانيم آن را با چشم ببينيم و با دست لمس كنيم. چون ميز و صندلى و درخت و ... و چيزى را كه نمىبينيم وجود ندارد.
سپس از دانشآموزان مىپرسد: چه كسى فهميد كه من چه گفتم؟
دانشآموزى دست بلند كرد و گفت: آقا! من بگويم؟ معلّم دانشآموز را پاى تخته خواند تا درس را پس دهد.
دانشآموز پاى تخته آمد و رو به همكلاسىهايش پرسيد: آيا ميز را مى بينيد؟ گفتند: بله. گفت: پس بچّهها ميز وجود دارد و همينطور پرسش و پاسخ و معلّم سر مست از موفّقيت در تبليغ حزبش و دانشآموز به دنبال فرصت. تا مى رسد به اينكه: آقا معلّم را مىبينيد؟ ... دستهاى معلّم چى؟ سر معلّم چى؟ همه مىگويند: بله. دانشآموز گفت: پس وجود دارد.
آنگاه از همكلاسىها مىپرسد: آيا عقل آقا معلّم را مىبينيد؟ مىگويند: نه! مىگويد: پس آقا معلّم عقل ندارد!
حال امروزى جهان، مادّيات است. اگر زمانى كمونيسم به صراحت منكر معنويات بود و غرب مبلّغ ماديات، ولى امروز نه در اسم و تبليغ، بلكه در عمل حكومت ها حتّى در كشورهاى اسلامى ماديات بروز عينى دارد.
از بهلول پرسيدند: ديوانهها را بشمار! گفت: از شمار خارجند؛ ولى اگر خواستيد، عاقلان را بشمارم كه از تعداد انگشتان دست تجاوز نمىكنند.
به قول حافظ، تعداد زاهدان ريايى و عالمان بىعمل، بىشمارند. اگر خواستيد آمار بندگان خالص را داشته باشيد، از تعداد انگشتان دست تجاوز نمىكنند، اگر آن هم مكتوم نباشند.
حال، گوينده زياد است كه مى گويد: بايد تحقيق جامع در مورد تأثيرات غذاى حلال و حرام بر رفتار آدمى شود؛ ولى عمل هيچ؛ اگر هم صورت گيرد چون با معيارها و دستورالعملهاى علمى سنجيده خواهد شد كه شالوده و تار و پودش سرشته به مادّه و مادّيون است، چون جامعه شناسى، روانشناسى و ... احتمالًا اگر شد با روپوش اسلامى و توسط افرادى تحصيل كرده و تربيت شده با همان بينش خواهد بود و اگر هم روزى بتوان در محتويات هم تغييرى داده شود توسط عالمان بىعمل صورت خواهد گرفت؛ زيرا آنها كه بصيرت و شايستگى دراين مورد دارند اين كار را عبث پنداشته و خود را در گير كار عبث نمىكنند. در نتيجه، كار همان است كه بود.
ولى آنچه كه تجربه نشان مىدهد، براى رسيدن به كمال و معرفت، راهى غير از ارتزاق با نان حلال، هرچند كم و اندك باشد، نيست.
نان حلال، صغرى و كبراى فراوانى دارد؛ هرچند تعدادى بر اثر سعى، كوشش، استمرار و پشتوانه كار بدان رسيده و مىرسند؛ ولى قابل درك عموم، اين است كه نان حلال زاييده كسب حلال است.
علّت اثر غذا در رفتار آدمى
انسان وقتى غذايى مىخورد، در بدن او سه بخش مىشود:
١. بخشى از آن، تبديل به انرژى براى انجام امور روزمرّه مىشود؛