ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - اثر خدمت و احترام به پدر و مادر
ادب بودن
فرزند انسان، بر طينتى پاك و فطرتى توحيدى و ولايى از مادر متولّد مى شود و شيطان هيچ دستى براى تعدّى به او ندارد، در گام نخست اين پدر و مادرند كه او را از فطرتش جدا ساخته و بر آن، خاكستر شرك و كفر و الحاد مى پاشند و در گام بعد و پس از سن تكليف، او خودش راه ها را بر ابليس و لشكريانش مى گشايد. نجاسات فيزيكى و مادّى، مانند حسد، ريا، دروغ و ... از ديگر سو كالبد آدمى را براى ورود نيروهاى خبيث مى گشايند. شياطين از مسير نجاسات گام به گام بر فرزندان آدمى دست مى يابند در حالى كه همگان در برابر اين دو دسته از نجاسات ناپرهيزگارى دارند.
غيبت و بدگويى از ديگران
حجّتالاسلام محّىالدّين حائرى شيرازى فرمودند:
شيخ بهلول، نقل كرد: در زمان رضا خان به خاطر آن كه مورد غضب شاه بودم و مأموران در تعقيب من بودند، همسر خود را طلاق دادم؛ زيرا اگر او به زوجيت من باقى مىماند ممكن بود مورد تعرّض دستگاه قرار بگيرد.
حتّى پس از آنكه او را طلاق دادم و عدّه او تمام شد، وسيله ازدواج مجدّد را براى او فراهم آوردم تا هيچ ناراحتى و خطرى از ناحيه من متوجّه او نشود.
مدّتى گذشت. اين زن مُرد.
من در خواب سه زن را ديدم كه نزد من آمدند. از آنها پرسيدم: شما كيستيد؟
يكى از آنها گفت: من عمّه پدر تو هستم، و دو نفر ديگر هم از خويشان به شمار مىآمدند.
به هر صورت آنان به من گفتند: حضرت زهرا (س) ما را فرستاده است تا اين مطلب را به شما برسانيم كه وقتى زن شما از دنيا رفت، ملائكه عذاب قصد عذاب او را داشتند؛ ولى حضرت زهرا (س) دستور فرموده است، فعلًا دست از عذاب او برداريد.
علّت عذاب، غيبتهايى بود كه او از بعضى از مردم كرده بود و دليل دستور توقّف عذاب از سوى حضرت زهرا (س) نيز براى آن است كه شايد از غيبت شدگان رضايت خواهى شود و آنان نيز رضايت دهند.
شيخ بهلول گفت: من پس از بيدار شدن از خواب، فوراً خود را به محلّ سكونت آن زن رسانيده و به منبر رفتم، بالاى منبر به مردم گفتم:
شخصى از اهل اين محل از دنيا رفته و غيبت بعضى از مردم را كرده است. از تقصير او بگذريد و او را عفو كنيد تا از عذاب اخروى نجات يابد و به ديگران هم كه در جلسه حاضر نيستند، بگوييد تا از تقصير او بگذرند.
بعد از مدّتى همسر سابقم را خود، در خواب ديدم كه رو به من كرده و گفت: فلانى راحت شدم و اضافه كرد كه: تو نيز اينجا بيا، چرا در دنيا، اين محلّ كثيف مانده اى.
اثر خدمت و احترام به پدر و مادر
آيتالله خزعلى از آيتالله محمّدرضا بروجردى نقل كردند كه:
پدر آقاى مشكور در عالم خواب مىبيند به حرم امام حسين (ع) مشرّف شده است و همه مردمى كه آنجا به زيارت مشغول هستند- به جز چند نفر- به صورت حيوانات ديده مىشوند.
در همان حال نيز مشاهده مىكند كه جوانى به حرم وارد شده و گفت: السّلام عليك يا ابا عبدالله
و از آن حضرت جواب شنيد:
و عليك السّلام احسنت.
آقاى مشكور مىگويد:
از خواب بيدار شده و به حرم مشرّف شدم، منظره حرم را همانطور كه