ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - مصاحبه با حجّت الاسلام سيدهادى صالحى، متخصّص اديان و فرق حوزه علميه قم
برخورد علماى اهل سنّت و هم دوره ابن تيميه با او چگونه بود؟
ابنتيميه به سبب همين عقايدش، سه بار به دستور علماى اهل سنّت، دستگير و زندانى شد. دفعه آخر گفتند همينجا بماند تا بميرد و در سال ٧٢٨ ه-. ق. در قلعه دمشق مرد.
علماى بسيارى عليه ابنتيميه فتوا دادهاند. برخى از آنها خيلى تند است. يكى از آنها قاضىاى بود كه در زمان مرگ او اعلام كرد: هركس اعتقاد ابنتيميه داشته باشد، خونش حلال و مالش هدر است. محمّد حنفى بخارى (متوفى ٧٤١ ه-. ق.) اعلام كرده است كه هركس به ابن تيميه شيخ الاسلام بگويد، كافر است. همه وهّابىها الآن به او شيخ الاسلام مىگويند. از عسقلانى بزرگترين شارح بخارى نقل شده است كه گفته علماى اهل سنّت درباره ابنتيميه دو بخش شدهاند: عدّهاى به خاطر تجسّم خداوند او را كافر مىدانند و عدّهاى معتقدند كه او منافق است؛ چون راجع به حضرت على (ع) سخنان زشتى بيان كرده است و مىگويد: نظر من دومى است. ديدگاههاى علماى اهل سنّت درباره او كتاب مفصّلى با مطالبى تند شده است.
...
ذهبى (متوفى ٧٤٨ ه-. ق.) نامه تندى به او نوشت با عنوان «الاعلان بالتوبيخ» كه: اى بدبخت مجهول الهويه يا مشكوك النّسب، نگاه كن دور و بر تو چه كسانى جمع شدهاند؟ يك عدّه آدمهاى بىسواد كودن، كذّاب، كندذهن، احمق، خفيف العقل سفيه خشك ظاهر الصلاح نفهم. اگر باور ندارى مىتوانى آنها را امتحان كنى. الآن وهّابىها و طالبانىها را نگاه مىكنيم و دقيقاً همين ويژگىها را در آنها مىبينيم.
...
در دوره معاصر اينها چطور سرى در بين سرها پيدا كردند؟
ابنتيميه مرد و تمام شد و شاگردش ابنقيم جوزى هم راه به جايى نبرد. تا اينكه در سال ١١١١ ه-. ق. يا ١١١٥ ه-. ق. يا اين حدود در «عيينه عربستان» محمّدبن عبدالوهّاب به دنيا آمد و اين تفكّرات را از قبر بيرون كشيد و زنده كرد.
كسانى كه طرفدار محمّدبن عبدالوهّاب شدند، بسيارشان حنبلى نسب هستند و به آنها وهّابى مىگويند؛ كسانى كه تابع ابنتيميه ماندند ولو حنفى باشند؛ مانند طالبان، به آنها سلفى مىگويند. اينها لزوماً فقهشان با هم يكى نيست. حنفىها در شبه قارّه هند و پاكستان دو تيرهاند و هميشه هم با هم جنگ دارند. طالبان از آنها درست شده است. ايدئولوژى آنها از ابن تيميه گرفته شده است؛ امّا مكتب فقهىشان را عوض نكردهاند و حنفى ماندهاند. بنابراين امروزه سلفىها پيروان ايدئولوژى ابن تيميه هستند با هر مكتب فقهى كه باشند.
وهّابىها مدّتى است كه سعى دارند از اسم وهّابىها فاصله بگيرند و خود را سلفى بنامند. چرا؟ چون وهّابى بودن به معناى اين است كه اينها پيرو كسى هستند كه در قرن دوازده آمده است. اين خودش بدعت است. دوازده قرن با وحى فاصله دارند؛ امّا اگر بگويند سلفى