ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - مصاحبه با حجّت الاسلام سيدهادى صالحى، متخصّص اديان و فرق حوزه علميه قم
علاوه بر اين بايد دقّت داشت كه سابقه ابن تيميه نيز با يهوديان پيوند دارد. ابن تيميه از «حرّان»، محلّ سكونت «صابئىها»، به عنوان يكى از شاخههاى يهود مهاجرت كرده است و نسبش هم مجهول است و اصلًا نمىتوان عرب بودنش را اثبات كرد و معلوم نيست از كدام قبيله عرب است. عقايد او به يهوديان شبيه است. اصلًا چرا ما قائل به صابئى بودن ابن تيميه نشويم؟
محور دوم اعتقادات ابن تيميه، توسعه دادن به معناى شرك و كفر و بدعت است. هر آنچه مربوط به اموات مىشود، از نظر سلفىها شرك و كفر است: يعنى سفر براى زيارت، خود زيارت، دست زدن به قبر، حرف زدن با مرده، توسّل، تبرّك، سياه پوشيدن براى وفاتش، شادى و جشن گرفتن براى ولادتش، حاجت خواستن، قربانى كردن، بلند كردن سنگ قبرش، گنبد ساختن، تعمير سنگ قبر، تزئين قبر و ... حتّى اگر اين قبر، مزار پيامبر اكرم (ص) باشد؛ در حالىكه در گذشته اين مراسمها براى مزار پيامبر (ص) برگزار مىشد؛ آن هم توسط اهل سنّت. پس با نگاه آنان، اهل سنّت در طول هزار سال قبلش، همه كافر بودهاند. استدلالشان هم اين است كه مردم براى حاجت خواستن نزد قبر مىآيند؛ در حالى كه بايد از خدا بخواهند. وقتى از آنها حاجت مىخواهند، پس يعنى آنها را خدا مىدانند و با اين تفكّر، آنها مانند بت پرستان كه از بت حاجت مىخواستند، دچار شرك شدهاند و بيش از يك خدا را قبول دارند. مشرك هم مرتّد است و مرتّد هم قتلش واجب است و برويد او را بكشيد! جالب است كه دليل آنها در اين موضوع، عقلى است، در حالى كه در باقى مسائل ظاهر را قبول دارند و عقل و استدلال را قبول ندارند. چون ما در اينجا روايتى نداريم كه مثلًا توسّل به ميت كفر است؛ در حالىكه آيه خلاف آن را داريم «كما يئس الكفّار من اهل القبور»، پس استدلال آنها براى اينكه اين توسّل شرك و كفر است، عقلى است، اگر راست مىگوييد اين عقل و استدلال را در جاهاى ديگر هم قبول كنيد، اين مطلب را نديدم كس ديگرى متذكّرش شده باشد. موضوعات مربوط به اموات در باورهاى ابن تيميه حدود سى مورد مىشود؛ به گونهاى كه برخى مىگويند گويا بند ناف ابن تيميه را داخل قبرستان انداخته بودند. جالب است بدانيد يهوديان اعتقاد دارند براى اينكه وضع اقتصادى مردم خوب نشود، بايد قبرستانها را بيرون شهرها قرار دهند تا مردم ارتباط نزديكى با مردگان برقرار نكنند.
سومين محور انحرافهاى عقايد ابن تيميه، انكار فضائل و مناقب اهل بيت (ع)، به خصوص حضرت امير (ع) است. به طور كلّى آنها قربى در اين آيه كه مىفرمايد: «لاأَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ...» را درباره اهل بيت (ع) نمىدانند؛ در حالىكه ٤٥ محدّث سنّى به آن اقرار كردهاند. يا مثلًا آيه «إِنَّماوَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ» را مىگويند درباره حضرت على (ع) نيست. در «احقاق الحق» و «الغدير» اسم ٦٦ محدّث سنّى آمده كه تأييد كردهاند كه اين آيه درباره اميرالمؤمنين على (ع) است. او مطالب آن علماى سنّى را