نورى از ملكوت، زندگانى آيتاللّه العظمى گلپايگانى - مهدى لطفى - الصفحة ١٥٣ - «شمههائى از محامد و مكارم اخلاقى معظم له»
سروده بود در محضرشان قرائت كرد آقا بلا فاصله گفتند: «اللهم اغفر لى ما لا يعلمون و لا تؤاخذنى بما يقولون»[١] (خدايا بيامرز آنچه را كه اينها از من نمىدانند و مرا به آنچه دربارهام مىگويند مؤاخذ مكن.) آن شخص وقتى اين جملات را شنيد عرض كرد: آقا ما از چهل سال قبل، ارادتمند شما بودهايم و اخلاص به شما داشتيم. معظم له فرمودند:
خوب وظيفه شما آن و وظيفه من هم اين است كه اينرا بگويم.
٤- آن بزرگوار سخت اهتمام به قضاء حوائج مردم و خصوصا علماء و طلاب داشتند. و تا ممكن بود، سائلى را رد نمىكردند، كسى را محروم نمىساختند. نقل مىكنند: شخصى آمد پيش ايشان و درخواست كمك كرد آقا به يكى از خدمتگزاران فرمود: وجهى را به او كمك كنيد. آن شخص عرض كرد، آقا اخيرا وجهى به ايشان دادهايم، آقا فرمودند: «باز هم بدهيد.»
٥- نقل مىكنند كه: در زمان حضرت آيت اللّه بروجردى قدس سرّه گاهى ايشان براى ملاقات آقاى بروجردى مىرفتند. و احيانا مدتى معطل مىشدند تا مرحوم آقاى بروجردى از اندرون تشريف بياورند در اين رابطه به مرجع بزرگ عرض شده بود كه اين توهين به شماست كه مدتى در انتظار بنشينيد تا آقاى بروجردى بيرون بيايند. ايشان فرموده بودند: «هيچ توهينى نيست اين چه توقعى است كه من داشته باشم تا من رفتم ايشان از اندرون بيايند، شايد همان لحظه احتياج به تجديد وضو دارند.»
٦- او كه متخلق به اخلاق اللّه بود مشوق طلاب در وصول به مكرمتهاى اخلاقى بودند. نقل مىكنند در ماه ربيع الاول سال ١٤٠٨ قمرى طلبه جوانى به حضورشان آمد.
و چون دو ماه خانوادهاش نبودند و او شهريه معيل گرفته بود. مقدار اضافى شهريه معيل
[١]- نهج البلاغه، خطبه همام.