نورى از ملكوت، زندگانى آيتاللّه العظمى گلپايگانى - مهدى لطفى - الصفحة ٨٧ - مسافرتهاى زعيم عاليقدر حوزه
مىگوئيم «على ولى اللّه» منتهى در اذان نمىگوييم و با اين جواب قضيه را فيصله داده بود.
٢: در همين سفر مناظرهاى لطيف بين ايشان و قاضى القضاة مدينه واقع شده بود.
معظم له در مورد اين مناظره فرموده بودند: ما او را دعوت كرده بوديم كه از او براى اقامه عزا و سوگوارى امام حسين عليه السّلام در ايام عاشورا و ذكر مصيبت آن حضرت اذن بگيريم او همه دعوت ما را پذيرفت و در مسجد رسول اللّه صلى اللّه عليه و اله و سلم حضور يافت و در آنجا بحث و مناظره ميان ما و او در گرفت تا سخن بدينجا رسيد كه گفت: شما غالى (يعنى اهل غلو در مورداهل بيت پيامبر اكرم) هستيد. چه آنكه از پيامبر و امام طلب شفاعت مىكنيد و مىگوئيد كه آنان زنده هستند و امور ديگر.
من در جواب او گفتم: اولا كه شما هم بر اين عقيده مىباشد: آيا شما سلام بر پيغمبر نمىكنيد؟ آيا شما نمىگوئيد، السلام عليك يا نبىّ اللّه؟ حال اگر رسول خدا مرده و چيزى را درك نمىكند. و سلام سلامكننده را نمىشنود چه معنى دارد كه در برابر قبر او مؤدبانه بايستيد و سلام كنيد اينگونه كه بر زندگان سلام مىكنيد.
ثانيا: فرضا آنچه را ذكر كردى غلوّ باشد. حال آيا هرگونه غلوّى موجب كفر است؟ و آيا اگر كسى گفت كه پيامبر زنده است و با اذن اللّه و اراده الهى سلام، سلامكننده را مىشنود اين غلوّ و مضرّ به توحيد است؟ و او براى اين مطالب جوابى نداشت.
«سفر دوم معظم له به مكّه»
سفر دوم معظم له به مكه در سال ١٣٨٥ هجرى قمرى با هواپيما از ايران به جده صورت گرفت و چون اين مسافرت در زمان مرجعيت و زعامت معظم له بود، از جهات مختلف قابل توجه مىباشد. و مخارج اين سفر را شخص محترم و متدينى از اهالى قزوين بنام مرحوم حاج محمود كيّال بانى شدند در اين سفر عدهاى از بزرگان علماء از