نورى از ملكوت، زندگانى آيتاللّه العظمى گلپايگانى - مهدى لطفى - الصفحة ٤٧ - «اهتمام معظم له به تحصيل»
سطوح به اقيانوس مواج، مرحوم آيت اللّه العظمى حائرى (قدس سره) در اراك راه يافت و جوانههاى اجتهاد كه در كمونش نهفته بود سربرافراشت. پروانهوار بر گرد آن شمع افروخته كه عاشقان فقه ولائى را در دور خويش جمع كرده بود مىچرخيد.
با هجرت اين شمع انجمن به شهر مقدس قم اين شناگر ماهر درياى علم كه ميل به شكستن امواج اقيانوس علم داشت خود را به تبع و درخواست استادش به اقيانوس علم رسانيد تا بهتر بتواند به اهداف عاليهاش برسد. وارد حرم اهل بيت مىشود. اشك شوق از ديدهاى اين عاشق ولايت چون ابر بهارى جارى بود. و از صاحب البيت استمدادى جست. خود را به محضر استاد قديمىاش رسانيد و از بيانات گهربارش استفاده نمود. و بينش عميق كسب نمود. و ساختار فكريش را از آن شخصيت به ياد ماندنى كامل نمود و عاقبت بر اثر تلاشهاى استادش با اينكه هنوز ٢٤ سال از بهار عمرش سپرى نشده بود به درجه اجتهاد نائل شد. و استعدادهايش به مرحله فعليت و يقين رسيد. و اين نهال برومند به بار نشست. به فرمايش خود معظم له: «هنگامى كه ٢٤ سال داشتم مطلبى را از شيخ عبد الكريم سؤال كردم. مرحوم حائرى در پاسخ فرمود: به خدا قسم تو مجتهد هستى و بايد به نظر خودت عمل كنى.»
ايشان تنها به نبوغ فكريش تكيه نمىكرد بلكه دائما در تتبع و تحقيق بود. و لحظهاى از افزودن بر اندوختههاى علميش غافل نبود؛ به فرمايش آيت اللّه واصف: وقتى نبود ايشان كه مشغول عبادت يا تدريس و يا خدمت به خلق نباشد تمام وقت، ايشان مشغول به درس و بحث و جواب دادن به سؤالات و مسائل شرعيه و كارهاى حوزه علميه و مسجد و مدرسه بودند ...».
خودشان مىفرمودند: «در دوران جوانى و ايام تحصيل، سخت مشغول درس و بحث بودم بطورىكه تمام اوقاتم مستغرق در تحصيل بود و بر اثر اين مداومت و جديت چنان شده بودم كه حتى در خواب هم اشتغال داشتم به اين صورت كه تا خواب مىرفتم جلسه درس مرحوم آقاى حاج شيخ عبد الكريم و يا جلسه مباحثه با رفقا بخوابم