نورى از ملكوت، زندگانى آيتاللّه العظمى گلپايگانى - مهدى لطفى - الصفحة ٤٢٧ - «اهميت و عزادارى و تبليغ»
به احكام شرع توجّه خاص داشته باشند، عمل خلاف حسن خلق، باعث مىشود آمرين به معروف و ناهين از منكر، نزد برخى مردم، مبغوض شوند، اين نتيجهاى ندارد، افراد بايد به حسن برخورد آقايان ايمان داشته باشند، آقايان طورى سلوك و رفتار كنيد كه مردم اين باور و اعتقاد را در حقّ شما پيدا كنند و تا اين اعتقاد و باور ايجاد نشود حرفهاى شما مؤثّر نخواهد بود.
اگر خداى نخواسته چهار نفر پيدا شوند و ببينند بعضى از اينها وقت را غنيمت دانسته، مشغول بعضى كارهاى خلاف هستند، ديگر حرف افراد صالح هم مؤثّر نيست. با يك خلاف، جمهورى اسلامى ضعيف مىشود. شما آقايان عازم هستيد، دريابيد كه واقعا با ايمان، عمل كنيد، هم نسبت به خودتان هم نسبت به غير. مثلا اگر خداى نخواسته بعضى غير اهل علم يا غير مسلمان، لباس روحانيت بپوشند و بروند براى موعظه، مردم احساس كنند اينها به نماز توجّه ندارند، نه نماز ظهر نه شب را نمىخوانند، اين اسباب اين مىشود مردم سلب اعتقاد از همه آقايان بكنند، به واسطه همان يك نفر كه خود را به صورت طلبه درآورده است.
دقيقا مواظب باشيد اگر چنين كسى را مشاهده كرديد كه حاكم شرع مردم شده است ضمن اطلاع از وضع وى ابتدا وى را طرد كنيد، كسى كه تقلّب كرده و باعث سست شدن عقايد مردم شده است اين خطايى بزرگ است. من سراغ دارم در جايى يك حاكم شرع كه بلد نبود احكام شرع را، باطل مىگفت و باطل مىنوشت و امضا هم مىكرد، به صرف اينكه چهار نفر پاسدار حرف وى را مىشنوند اين حكم را جارى مىكردند و مثلا حكم مصادره اموال كسى را دست اين پاسدارها مىداد و دستور مصادره را حتّى نصف شب صادر مىكرد. حالا شخصى مطّلع و باسواد و عالم، به آنجا رفته و تمام اختلافاتى را كه آن آقا دامن زده، ايشان رتق و فتق كرده و با رجوع به كتب و رسالههاى مراجع، رفع اختلاف نموده و نظر مردم را حتّى نسبت به آن آقا اصلاح كرده است، حالا اين روحانى خوب، كه اينگونه عمل مىكند، باعث تفرقه و خراب كردن كار از اساس نمىشود؟ در هر موقع، وقت و بىوقت، آسايش مردم را سلب نمىكند؟