نورى از ملكوت، زندگانى آيتاللّه العظمى گلپايگانى - مهدى لطفى - الصفحة ٤٢٦ - «اهميت و عزادارى و تبليغ»
البته ما اعتقادمان به اين است كه هميشه به خدا توكّل داشته باشيم تا خداوند رفع هرگونه بلا را از ما بنمايد، امروز نسبت به زمان طاغوت نوعا قدرت مسلمين بيشتر است، آن زمان يك روحانى و يا يك فرد حرفى مىزد و اشارهاى مىكرد به مسائل و مشكلات، فورى تطبيق مىشد حرفهاى آن آقا با مقاصد خلاف حكومت، گرچه هيچ قصدى هم در اين مورد نبود، به هر حال آقايان را مىبردند، اذيّت مىكردند و با حبس و نفى بلد، مانع مىشدند از موعظه و امر به معروف و نهى از منكر.
حالا خداوند به شما تمكّنى داده و مدح مىكنند شما را كه «الذين ان مكّناهم فى الارض اقاموا الصلوة و آتوا الزكاة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر»[١] با اين قوّتى كه خدا عنايت فرموده به ما، و آن سختيها و مضيقههاى گذشته وجود ندارد بايد شاكر باشيم و مطيع اوامر خداوند باشيم، نماز را در خلوت خواندن احتياج به «مكنّا» هم ندارد. بايد در عصر فعلى همه را وادار به نماز كرد و در مورد زكات و امر به معروف و نهى از منكر همه بايد اقدام كنند، بايد اين امر همگانى باشد به آن مقدار كه از طرف شرع مقدس تعيين شده است. اوّلين مرحله تجويز شرع در اين زمينه اين است كه يقين حاصل شود بر وقوف يك امر خلاف، يا بر حسب حكم شرع، مثلا بيّنهاى عادله كه اين خلاف شرع به وقوع پيوسته و يقين بر ادامه اين خلاف از طرف خاطى مىرود آن وقت حكم امر به معروف و نهى از منكر جارى مىشود، وگرنه اگر احتمال انجام خلاف از طرف خاطى از بين برود ديگر جاى امر به معروف و نهى از منكر نيست، با اين عنوان كه تو در سابق چنين معصيت را مرتكب شدى نمىتوان اقدام به نهى و امر نمود. خاطى معصيتى كرده و خداى متعال هم احتمالا حدّى بر وى قرار داده، و حدّ هم ساقط نشده، يعنى قبل از اينكه توبه نزد حاكم شرع ثابت شود، حاكم شرع در برخى موارد اختيار عفو دارد و در بعضى موارد بايد حدّ جارى كند والّا تفتيش اينكه در زمانى كسى كارى خلاف مىكرده، اشتباه است چون الان تقويت خود ما و شما به اين است كه با خلق و خوى رسول خدا با مردم معامله و معاشرت كنيم تا مردم از دل و جان به ما گرايش پيدا كنند و
[١]- سوره حج، آيه ٤١.