نورى از ملكوت، زندگانى آيتاللّه العظمى گلپايگانى - مهدى لطفى - الصفحة ٣ - مقدمه
فِى الدّين»[١] را زاد و راحله خويش نمايد، آن رادمرد ازجمله غواصان بحر علم الهى بود كه به اندك پشيزى از آذوقه بسنده نمودند و به جرعه آب و لقمه نانى سركردند تا بتوانند اين رسالت عظمى را كه صيانت و حفاظت از ميراث انبياء و ائمه طاهرين (ع) است بر دوش موثّق خويش متحمّل شوند، و بر امواج موّاج اقيانوس نفس خود فائق آيند و بر بلنداى قله علم و عمل واصل شوند تا معناى حقيقى و واقعى «لِيُنذِرُوا قومَهُم»[٢] را از كردار و رفتار و گفتار خود به بيدارى و هوشيارى و آگاهى انسانها تحقق بخشند و خود قافلهسالار كاروان دين و مرزبان انديشه بشرى گردند، تا روشنگر نسلها و عصرها و مشعل هدايت در دل تودهها باشند كه «ولتكُن مِنكُم امَّةٌ يَدعُونَ الَى الخَير»[٣] را محقق سازند و با برافراشتن پرچم «يأمُروُن بِالمعروف و يَنهَون عَن المُنكَر»[٤] ملتها را پاى بند اصول معنوى و خصائص اخلاقى نمايند و روح آزادگى و جوانمردى، غيرت، حريّت و حَمّيت را در آنان زنده نگاهدارند كه استعمارگران نتوانند بر سرمايههاى طبيعى و منابع سرشار خدادادى آنها دست يابند و سجاياى عاليه انسانى و اصول
اخلاقى را از آنان به يغما ببرند و با پوچ كردن شخصيت آنها، آنان را فاسد، زبون، بىاراده و خودباخته، عياش و بىتفاوت سازند تا بتوانند بر نقشههاى شوم خود بهتر فائق آيند. و اينانند مفلحون و رستگاران و ناديان نداى محمدى و فرياد علوى به صلح، امنيت، عدالت، شرافت، ديانت، حقيقت، انسانيت، سياست، سيادت، شهامت، شهادت و مروّت در مقابل ناديان كفر و الحاد، ظلم و جنگ و خونريزى و خباثت و شقاوت و جنايت.
بزرگ فقيه دوران معاصر حضرت آيتالله العظمى آقاى حاج سيدمحمدرضا موسوى گلپايگانى (ره) كه از صدر نشينان همه اين ويژگىهاى الهى بود، عالمى پارسا و فقيهى وارسته و اصولى توانمند و زعيمى سياستمدار و اسوه جهاد و اجتهاد و مظهر زهد و تقوى و ملجأ بىپناهان و مرجع شيعيان و مأمن امن و امان و سايه آسايش عباد و مايه آرامش بلاد و از جمله فحول فقهاء و اكابر روزگار و چشمه جوشان فضائل و مناقب بود، او صاحب اسرار و حقايقى عظيم و همتى بس والا و مرد حقى بود كه سراسر وجودش، بندگى و اخلاص بود شخصيتى كه به فرموده مقام معظم رهبرى حضرت آيتالله العظمى
[١]. همان.
[٢]. همان.
[٣]. آل عمران، آيه ١٠٤.
[٤]. همان.