نورى از ملكوت، زندگانى آيتاللّه العظمى گلپايگانى - مهدى لطفى - الصفحة ١٢٣ - «در درياى ديانت و معنويت»
از همان دوران در ايشان مشهود بود. وى چنان تقيّدى به حلال و حرام داشت كه حتى از خوراك مشتبه هم پرهيز مىكرد. نقل مىكنند: در ايامى كه ايشان به مكتب مىرفتند شاگردان مكتب هنگام ظهر غذاهاى خود را شريكى مىخوردند ولى ايشان با آنان هم غذا نمىشدند و جداگانه غذا مىخوردند. و هرچه اصرار مىكردند كه با ديگران همغذا شوند ايشان قبول نمىكردند. و مىگفتند شايد پدرهاى آنان راضى نباشند كه من از غذاى آنان بخورم. تا روزى بچهها غذاى ايشان را برداشتند و روى غذاى خويش ريختند تا ايشان مجبور شود با آنها غذا بخورد. ولى ايشان آنروز غذا نخوردند و در غذاى آنها شركت نكردند كه مبادا غذاى مشتبهى بخورند.
آرى او به خوبى مىدانست كه شرط اول در وصول به كمال انسانى و معنوى پرهيز از غذاى حرام و مشتبه مىباشد. و آلوده شدن به غذاى شبههناك تأثير بسزائى در آلودگى روح و بازماندن از كمالات دارد.
آيت اللّه كريمى جهرمى در اين مورد مىنويسند:
«از شگفتيها اين داستان است كه بعضى از شاهدان عينى آن الان در قم هستند: آقا قبل از دوران مرجعيت منزلى را در محله تكيه حاج سيد حسن از يكى از ارادتمندانشان اجاره كرده بودند و آن شخص بسيار مقيّد به حضور در نماز جماعت ايشان بودند روزى آن شخص در مسجد به آقا عرض مىكنند: شما در فكر منزل ديگرى باشيد. آنروز آقا نماز را كه مىخوانند ديگر به منزل نمىروند بلكه از راه مسجد به منزل مرحوم آيت اللّه شيخ مرتضى حائرى قدس سرّه مىروند و سفارش مىكنند خانوادهشان نيز به آنجا بيايند تا منزلى فراهم شود و فرموده بودند ممكن است صاحبخانه چون از مأمومين نماز من است احترام بكند ولى در دل راضى نباشد كه ما در آن خانه باشيم لذا ديگر به كلى به آن خانه نرفته بودند و با همان يك كلمه منزل را تخليه كرده بودند.»