انديشه هاى فقهى- سياسى آيتاللّه العظمى گلپايگانى در عصر غيبت - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٤٤ - ٢ - تعريف سياست از ديدگاه انديشمندان مسلمان
در ايران باستان، همان هدف بودن آن است كه مساوى با حفظ نظم، ايجاد امنيّت و جلوگيرى از خللها و ضعفهايى كه احتمالا در پايههاى حكومت ايجاد مىگردد[١].
خواجه نظام الملك در نخستين اثر مهم سياسى درباره سياست به زبان فارسى «سياستنامه» را در سال ٤٨٥ هجرى قمرى نوشته است، در اين اثر از سياست تعريف نشده ولى همه كتاب كه در پنجاه و يك فصل سامان يافته راهنمايىها و سفارشهايى است كه وى به شاه و امير مىدهد تا مردان سرزمين او در عدالت و آسايش زندگى كرده و از ايشان فرمان برند و دشمنان از او بترسند تا حكومت وى پايدار بماند[٢].
ابو نصر فارابى (٣٣٩ ه ق) احتمالا نخستين انديشمند مسلمانى است كه با ديده فنّى به سياست نگريسته است وى در سه كتاب «آراء اهل المدينة الفاضلة، احصاء العلوم و السياسة المدنيّة» از سياست و فنّ سياست سخن گفته است، او كه از مشرب فكرى افلاطون تأثير زيادى پذيرفته، كليه امور را به دو دسته تقسيم مىكند:
[١]- جواد طباطبايى، درآمدى فلسفى بر تاريخ انديشههاى سياسى در ايران، تهران: نشر كوير، ١٣٤٧، ص ٧٥ به بعد.
[٢]- حسن خواجه نظام الملك، سياستنامه، ج ٢، با حواشى و تصحيح محمد قزوينى، تهران: انتشارات زوار، ١٣٤٤.