انديشه هاى فقهى- سياسى آيتاللّه العظمى گلپايگانى در عصر غيبت - امامى، محمدمهدى - الصفحة ١٨ - معنا و مفهوم انديشه سياسى در فقه سياسى اسلام
بپردازيم در مقدمه به طور مختصر مطالبى را درباره انديشه سياسى بيان مىكنيم.
«انديشه سياسى» عبارت است از كوشش براى تبيين اهدافى كه به اندازه معقولى احتمال تحقق دارد و نيز تعيين ابزارهايى كه در حد معقول مىتوان انتظار داشت، موجب دستيابى به آن اهداف بشود[١]، براى تكميل اين تعريف دكتر حسين بشيريه چنين مىنويسد:
«انديشمند سياسى كسى نيست كه صرفا داراى مجموعهاى از آراء و اهداف باشد و ابزارهاى رسيدن به آن هدفها را بدست دهد، بلكه بايد بتواند درباره آراء و عقايد خود به شيوهاى عقلانى و منطقى استدلال كند، تا حدى كه انديشههاى او ديگر صرفا آراء و ترجيحات شخصى به شمار نرد»[٢]
با توجه به اين كه بسيارى از متفكران و انديشمندان با اعمال سياسى و رفتار خويش، موجب پديدارى انديشهها شدهاند، لذا مناسبتترين تعريف براى انديشه سياسى را دكتر حاتم قادرى در كتاب انديشه سياسى غزالى چنين آوردهاند:
«منظور از انديشه سياسى هم عطف به منظومهاى فلسفى است كه كليّت و شموليّت تفكراتى را داشته باشد
[١]- حسين بشيريه، تاريخ انديشههاى سياسى قرن بيستم، تهران: نشر نى، ١٣٧٦، ص ١٦.
[٢]- حسين بشريه، پيشين، صص ١٧- ١٦.