انديشه هاى فقهى- سياسى آيتاللّه العظمى گلپايگانى در عصر غيبت - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٣٣ - ٦ - خواجه نصير الدين طوسى
آنچه راجع به هر نفسى بود[١]، آن هم به انفراد مانند عبادات و احكام آن[٢]، يعنى حدود و حقوق شخصى، فردى و خصوصى، چرا كه «حقوق خصوصى» مجموع قواعد حكم بر روابط افراد است[٣]، دوم آنچه راجع به اهل منازع بود[٤]، آن هم مشاركت مانند مناكحات و ديگر معاملات، يعنى حدود و حقوق خانواده، خانوادگى و احيانا گروهى و حتى عمومى[٥]، سوم آنچه راجع به اهل شهر و اقليمها بود، مانند حدود و سياسات[٦]، يا حدود و حقوق ملى و بين المللى عمومى و دولتى، چرا كه حقوق عمومى، قواعدى است كه بر روابط دولت و مأموران او با مردم حكومت مىكند و سازمانهاى دولتى را منظم مىسازد[٧]، و حقوق بين الملل نيز بر روابط بين دول و ملل حكومت داشته يا مىتواند داشته باشد، خواجه در همين راستا تأكيد مىكند اين نوع علم را «علم فقه» خوانند[٨]. دو بخش اول فقه و علم فقه هر
[١]- محقق قمى، قوانين الاصول، ج ٢، تهران: علميه اسلاميه، ١٣٦٣، ص ١ به بعد.
[٢]- همان.
[٣]- همان.
[٤]- همان.
[٥]- همان.
[٦]- ناصر كاتوزيان، مقدمه علم حقوق، تهران: انتشارات اقبال، ١٣٦٢، ص ١٢.
[٧]- همان، صص ٦٦- ٦٥.
[٨]- همان.