انديشه هاى فقهى- سياسى آيتاللّه العظمى گلپايگانى در عصر غيبت - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٢٤ - ابو نصر فارابى(٢٥٥ - ٣٣٩ ه ق) نخستين انديشمند اسلامى است
فلسفه است و هم چنانكه فلسفه دو بخش نظرى و عملى دارد، نظرى و فكرى آن چيزى است كه شناخت آن توسط انسان، او را قادر به عمل به آنها نمىكند، ولى عملى امورى است كه شناخت آنها انسان را قادر به عمل مىكند، ملت نيز چنين است، بخش عملى ملت همان است كه كليات آن در فلسفه عملى است، زيرا، آنچه در قسم عملى ملت مندرج است، همان كليات (فلسفه عملى) است كه مقرر و مقيد به شرايط خاص شده است، چون هر امر مقيد به شرايط، اخص از آن چيزى است كه مطلق و بلا شرط مىباشد، لذا همه شرايع فاضله (به گونهاى) تحت كليات ملحوظ در فلسفه عملى قرار دارند، به همين قياس، آراى نظرى كه در ملت بدون برهان اخذ شدهاند، همانهايى هستند كه دلايل برهانى آنها در فلسفه نظرى بررسى مىشود[١]
فارابى با تكيه بر مبناى مهمى كه در فقره بالا تأسيس نمود، فقه را نيز به دو جزء آراء افعال تقسيم مىكند و آنگاه به تفصيل از وظايف فقيه در قلمرو شناخت افعال سخن مىگويد[٢]، به نظر او لازم است فقيه به همه افعالى كه توسط واضع شريعت تصريح و تحديد شده و شامل قول و فعل شارع است، آگاه و عالم باشد، ناسخ و منسوخ آنها را بشناسد، همه قواعد زبان شناختى زبانى را كه خطابهاى رئيس اول (شارع) در قالب آن بوده، و نيز عادات اهل زمانه در كاربرد لغات
[١]- ابو نصر فارابى، پيشين، صص ٤٧- ٤٦.
[٢]- همان، صص ٥١- ٥٠.